از اینکه از وبلاگ گرجی محله دیدن می فرمائید ونظر می دهید کمال تشکر را دارم در اولین فرصت نظرات شما را با شوق خواهم خواند..با آرزوی سعادتمندی و زیباترین ها برای شمــــــــا...

 

 چاپ مجدد تاریخ گرجی محله اثر آقای (( حیدری گرجی)) در روزهای آتی
از دوستان گرجی که میخواهند آثار (( هنری. علمی. ورزشی .تاریخی . عکس و تصاویر))و یا اطلاعات طایفه ای (( روستا و شهر )) و یا محل سکونت خود را در قسمت گرجی های ایران در این کتاب درج نمایند و در خصوص اضافه نمودن مطالب جدید و ارائه هر گونه پیشنهادات و یا انتقاد ات در چاپ جدید تاریخ گرجی محله خواهشمند است مطالب خود را به وبلاگ gorjimahale2013.persianblog.ir ارسال نمایند./ با تشکر

با احترام و سپاس

 

 

 با فرا رسیدن سال نو به نیازمندان کمک کنیم .دلی را شاد کنیم تا پروردگـــــــــــــــــار مهـــــــــــــــربــــــــــــــــــــــــــــــــــان

 از در رحمت دلهــــــــــــــایتــــــــــــــان را شـــــــــــــاد گرداند

 

 

نشست موسیقی گروه تبری با حضور استاد محمد رضا اسحاقی گرجی و هنرمندان گرجی

ن

...................................................................................................................



ارسال توسط بلوخین گرجی

در این آیین که با همکاری موسسه فرهنگی هنری پارپیرار و بنیاد آفرینش های هنری نیاوران روز جمعه مورخ 23 بهمن1394 ازساعت 15 لغایت 19 برگزار شدعلاوه بر خانواده آن مرحوم، مسئولین و هنرمندان و علاقمندان به استاد محسن پور نیز حضور داشتند. پس از تلاوت کلام ا... مجید و پخش سرود جمهوری اسلامی ایران کلیپی از استاد محسن پور پخش شد.در این مراسم سید حسن موسوی چلک، استاد محمد رضا درویشی، استاد علی اکبر شکارچی، استاد دکتر عبدالحسین مختاباد، استاد جهانگیر نصری اشرفی،  اقای سجادی( مدیر فرهنگسرای نیاوران)، آقای مرادخانی معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی حضور داشتند.. سید عباس سجادی مدیرعامل بنیاد آفرینش های هنری نیاوران ضمن خوش آمد گویی به حضار با اشاره به فعالیت های ارزشمند زنده یاد احمد محسن پور در حوزه موسیقی نواحی مازندران گفت:من چند بار با ایشان ملاقات داشتم و در خصوص این شخصیت هنری باید بگویم بر خلاف ظاهر و تصوری که نسبت به معلولیت برخی از هنرمندان وجود دارد، چنین شخصیت هایی با توانمندی خودشان ، ناتوانی ما را به رخمان می کشند.

سجادی همچنین افزود: هفته گذشته در این فرهنگسرا شاهد برگزاری مراسم بزرگداشت فرود گرگین پور بودیم و امروز هم این مراسم در راستای بزرگداشت اساتید موسیقی نواحی برگزار می شود.می توانم این وعده را به علاقمندان موسیقی بدهم که فرهنگسرای نیاوران به پایگاهی برای فعالیت های تخصصی در حوزه موسیقی نواحی مبدل خواهد شد. برنامه ریزی های گسترده ای در این بخش صورت گرفته و در سال آینده رویدادهای مهمی در این حوزه به میزبانی این مرکز فرهنگی برگزار می شود.
در ادامه مراسم که با اجرای گیلار کریمی مجری مازندرانی برگزار شد،علی اصغر محجوریان ، شاعر مازندرانی به قرائت اشعاری در خصوص درگذشت این هنرمند فقید پرداخت.تک نوازی کمانچه توسط سعدی صادقی ، یکی از شاگردان احمد محسن پور قادیکلایی نیز بخش دیگری از این برنامه بود.
دکترعبدالحسین مختاباد: از هنرمندان صاحب نام مازندران و عضو شورای اسلامی شهر تهران، دیگر سخنران این برنامه نیز در ادامه مراسم ضمن قدردانی از برگزارکنندگان آیین بزرگداشت هنرمند فقید موسیقی مازندران تصریح کرد:موسیقی نواحی متاسفانه مورد غفلت قرار گرفته و بسیاری از بزرگان این عرصه پرده نشین هستند. در واقع این اساتید عادت ندارند که در رسانه ها دیده شوند و به همین دلیل هم عموم مردم و جامعه چنین بزرگانی را نمی شناسند.
مختاباد اضافه کرد: باعث تاسف است که به این سبک از موسیقی پرداخته نمی شود ، در حالی که موسیقی نواحی در جامعه ما و در مناطق مختلف کشور ریشه عمیقی دارد. مطبوعات و رسانه ها نباید تنها به حاشیه ها بپردازند بلکه لازم است هنرمند را بر اساس توانمندی و کیفیت آثارش مورد بررسی و تحلیل قرار دهند.
عضو شورای اسلامی شهر تهران همچنین گفت:با شنیدن نوای کمانچه هنرمند مازندرانی در این مراسم به یاد استاد افتادم. هر وقت به ساری می رفتم در محضر ایشان حضور پیدا می کردم و از نوای موسیقی استاد لذت می بردم. با تاسف باید گفت امروز موسیقی مازندران تضعیف شده و با این روند از بین می رود. ما اینجا گرد هم آمده ایم و به یاد این استاد دست می زنیم ولی در مازندران بزرگانی مثل ایشان وجود دارند که باعث می شوند موسیقی مازندرانی احیا شود و سرپا باقی بماند.باید قدردان این اساتید و بزرگان باشیم.
عبدالحسین مختاباد در ادامه برنامه همراه با کمانچه نوازی سعدی صادقی قطعاتی از موسیقی مازندرانی را اجرا کرد.
استاد علی اکبر شکارچی: از دوستان قدیمی استاد محسن پور قادیکلایی نیز در سخنانی پیرامون شخصیت این هنرمند گفت:من زمانی با ایشان آشنا شدم که روی آثار موسیقی نواحی مازندرانی به دقت کار می کرد. باید بگویم این هنرمند علاقه خاصی به موسیقی نواحی حتی موسیقی لرستان داشت و به طور کلی در این حوزه با عشق عجیبی فعالیت می کرد. به این هنر و سبک موسیقی عشق می ورزید.
شکارچی افزود:استاد محسن پور آثار بسیاری از خوانندگان و آهنگسازان گمنام را جمع آوری نمود و به جامعه موسیقی معرفی کرد. ایشان همچنین نواختن با سازهای مختلف را آموخت و بر بسیاری از سازها تسلط داشت. یکی از نوازندگان توانمند و آهنگسازهای تاثیرگذار به شمار می رفت که سبک خاص خودش را دنبال می کرد و اندیشه این هنرمند در آثار و موسیقی وی به وضوح دیده می شد. موسیقی استاد محسن پور به دل می نشست و شنونده را تحت تاثیر قرار می داد. ایشان همچنین بر ردیف میرزا عبدالله کاملا مسلط بود که آثار ایشان در این ردیف ضبط شده اما به انتشار نرسیده است.
استاد محمد رضا درویشی:دیگر سخنران این مراسم بود که با اشاره به سبک خاص فعالیت های احمد محسن پور قادیکلایی گفت: من معتقدم ایشان هنوز زنده هستند چرا که یاد این هنرمند و آثار ارزشمند ایشان باقی مانده است. برخی از دوستان می گویند ای کاش این مراسم در زمان حیاتش برگزار می شد اما باید بگویم اگر در زمان حیاتشان چنین مراسمی برگزار می شد قطعا در آن حضور پیدا نمی کرد چرا که نمی خواست زیاد مطرح بشود و در رسانه ها دیده شود. این هنرمند بزرگ توانست در زمان زندگی هنری اش میراث موسیقی مازندران را به نسل های بعد انتقال بدهد. یکی از خصوصیات مهم ایشان تفکر روی آثار و تمرکز در فعالیت هایش بود. او به همه اعتماد می کرد ولی اعتماد از روی هوشمندی.
اقای علی مرادخانی: معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز جهت قدردانی از خانواده محسن پور قادیکلایی در این مراسم حضور یافت و در سخنانی با اشاره به فعالیت های ارزنده وی گفت:ایشان هنرمندی بسیار توانمند بودند که با همت و تلاش و پشتکار به همه اهداف خود دست یافتند. در مورد این هنرمند باید بگویم که فعالیت های خودش را به پشتوانه حمایت دیگران انجام نمی داد بلکه متکی به توانمندی های خودش بود و با اراده ای مثال زدنی به آنچه می خواست دست می یافت. از جمله آن می توان به همین موسسه فرهنگ خانه مازندران اشاره کرد که یکی از مهمترین اقدامات احمد محسن پور قادیکلایی بود و تاثیر زیادی در گسترش و توسعه موسیقی نواحی مازندران داشت.
مرادخانی اضافه کرد:بسیاری از اهالی هنر به ضرورت برگزاری مراسم بزرگداشت در زمان حیات هنرمندان اشاره می کنند که ما هم به این مسئله باور داریم و تلاش های خوبی در این بخش صورت گرفته است. اقدامات مناسبی در خصوص بزرگداشت و قدردانی از هنرمندان صورت گرفته و این روند در ادامه نیز دنبال خواهد شد.و در ادامه تک نوازی سعدی صادقی، علی اکبر شکارچی  و همچنین 2 نوازی هنرمندان گرجی(علیرضا ولیزاده گرجی و یاسر نوازنده گرجی)نیز بخش‎های دیگری از این برنامه بوده است
در بخش پایانی ، مراسم تجلیل از خانواده محسن پور قادیکلایی با حضور معاون هنری وزارت ارشاد و هنرمندان شاخص برگزار گردید و هدایایی از سوی معاونت امور هنری وزارت ارشاد به فرزند این هنرمند فقید اهدا شد.
اجرای گروه موسیقی هزاردستان نیز حسن ختام این برنامه بود که با استقبال علاقمندان برگزار شد.

 



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : یکشنبه ۱۸ بهمن ،۱۳٩٤

 موسیقی چیست???

موسیقی هنر بیان احساسات به وسیله ی صداهاست.

موسیقى تراوش احساسات و اندیشه‌هاى آدمى و مبین حالات درونى وى مى‌باشد.

موسیقى یا ترانه به هر نوا و صدایی گفته می‌شود که شنیدنی و خوش‌آیند باشد و انسان یا موجودات زنده را دچار تحول کند. موسیقی بیان احساسات انسان است به وسیله اصوات. موسیقی هنری است دارای نوا و سکوت. ارائهٔ تعریف آکادمیک موسیقی موضوعی است که برای قرن‌ها مورد بحث و کشمکش صاحبنظران بوده است. همچنان هیچ تعریفی از موسیقی وجود ندارد که مورد قبول همهٔ اهل این هنر باشد. طبق یکی از پذیرفته‌شده‌ترین این تعاریف، موسیقی به اصواتی گفته می‌شود که آگاهانه تولید شوند.

شنیدن یک آهنگ آرام بخش و جذاب مى‌تواند پایان‌پذیر خستگى‌ روزانه شما باشد. واژهٔ موسیقى ریشهٔ یونانى دارد و گرفته شده از کلمه Mousika و مشتق از کلمه Muse می‌باشد و در عربى قَى تلفظ مى‌شود. از زمان منصور خلیفهٔ عباسى توجه به آثار یونانى آغاز شد و سپس در دوران هارون پنجمین خلیفهٔ عباسى (۱۹۸-۲۱۸ هـ) با تأسیس بیت‌الحکمه به اوج خود رسید. مقارن همین دوران بوده است که واژهٔ موسیقى راه یافته و به‌تدریج جایگزین غناء عربى شده است.

 

موسیقی به دو بخش تقسیم می شود:

– موسیقی ضربی

– موسیقی بی ضرب

موسیقی ضربی به موسیقی هایی گفته می‌شود که دارای وزن باشد مانند آهنگ هایی که برای رقص ساخته شده باشد؛ پیش در آمد، مارش و غیره. موسیقی بی ضرب آن است که دارای وزن معین و معلومی نباشد که بهترین نمونه آن آوازهای موسیقی ایرانی می باشد.

 

موسیقی از دید بزرگان:

براساس مدارک موجود واژۀ موسیقى و هم‌خانواده‌هاى آن در مفاتیح‌العلوم خوارزمى و رسالهٔ موسیقى اخوان‌الصفاء دیده مى‌شود که هر دو متعلق به سدهٔ چهارم هجرى (دهم میلادی) است. خوارزمى در تعریف موسیقى مى‌گوید: موسیقى به معنى پیوند آهنگ‌هاست… تعریف سادهٔ موسیقى یا صداهاى موسیقایی، صداهاى خوشایندى مى‌شود که انسان از شنیدن آنها احساس لذت مى‌کند.

با بالا رفتن سطح فرهنگ و هنر معلوم شد صداهاى خوشایند، صداهایى هستند که از نظمى خاص پیروى مى‌کنند و بین آنها نسبت‌هاى معینى وجود دارد. براى همین عدد در موسیقى داراى اهمیت بسیارى است. تا جائى‌که فیثاغورث معتقد است که عدد اصل وجود در آفرینش است.

پیروان او اجسام را هر یک عدد مى‌داشتند و معتقد بودند که چون کرات آسمانى و افلاک از یکدیگر فاصله‌هاى معینى دارند، از نسبت آنها نغمه‌ها ساخته مى‌شود و آوازها در اصل ناشى از حرکت افلاک هستند.

مرحوم خالقى در کتاب نظى به موسیقى مى‌نویسد:

موسیقى صنعت ترکیب اصوات و صداهاست به‌طوریکه خوشایند باشد و سبب لذت سامعه و انبساط و انقلاب روح گردد.“

ابوعلى‌سینا مى‌گوید:

موسیقى علمى است ریاضى که در آن از چگونگى نغمه‌ها، از نظر ملایمت و تنافر و چگونگى زمان‌هاى بین نغمه‌ها بحث مى‌شود تا معلوم شود که لحن را چگونه باید تألیف کرد.

ابونصر فارابى:

در احصاءالعلوم موسیقى را علم شناسایى الحان مى‌داند که شامل دو علم است: یکى علم موسیقى عملى و دیگرى علم موسیقى نظری. امروزه نیز این تقسیم‌بندى در موسیقى وجود دارد. افلاطون در تعریف موسیقى مى‌گوید: ”موسیقى یک ناموس اخلاقى است که روح و جهانیان و بال به تفکر، و جهش به تصور، و ربایش به غم و شادی، و حیات به همه مى‌بخشد.“

و بتهوون در تعریف زیباى خود مى‌گوید:

موسیقى مظهرى است عالى‌تر از هر علم و فلسفه‌ای، موسیقى سنتى ایران شالم قطعاتى است که در مجموع به‌عنوان ردیف موسیقى ایرانى گفته مى‌شود. امتیاز موسیقى ایرانى در امکانات وسیع مقامى و ملودى‌هاى غنى آن است. این موسیقى هنرى است بسیار ظریف و عمیق.

براستی موسیقی چیست؟

 چگونه تعریف می‌شود؟ آیا واقعا موسیقی ملودی تکنواخت و نوای سازهای مختلف است، که طنینی به صدای خواننده بدهد و دنگ و دونگی باشد برای پوشاندن صدای ناهنجارش؟

ولی نه، موسیقی فراتر از تعریف در الفاظ است و شگفتی آن نیز در همین است. موسیقی جبران ناکامی‌های زبان است و شیوه‌ای برای بیان احساسات ناملموس. احساساتی که نمی‌دانیم چه هستند… آنجا که زبان از گفتن باز می‌ماند، موسیقی مأمنی می‌شود برای روح، و زبانی می‌شود برای بیان احساسات و ناگفته‌های ناشناخته…

موسیقی هر چه هست، سرچشمه‌ای از درون انسان دارد و مخلوقی است که «از روح آدمی جان گرفته و به روح آدمی جان می‌دهد» موسیقی، طنین از دل برآمده‌ای است که لاجرم بر دل می‌نشیند. ولی از چه دلی برآمده و بر چه دلی می‌نشیند؟

روح پویا و احساسات متغیر که ارتباطی مستقیم با شرایط سنی، حوادث گوناگون و … دارد چه می‌گوید و چه می‌خواهد؟ شاید نداند «چه می‌خواهد» ولی آنچه را که می‌خواهد می‌شناسد. در هر لحظه به موسیقی گوش می‌دهیم، از آن لذت می‌بریم و همین کافیست…

البته موسیقی فقط غذای روح و زبان احساسات نیست، بلکه درمانی برای جسم نیز هست. تحقیقات نشان داده است موسیقی که ترکیبی از صداهای گوناگون است، بر روی عملکرد و متابولیسم بدن تأثیر می‌گذارد و اثری مستقیم بر روی بخشهای اصلی بدن از جمله غدد گوناگون، قلب، دستگاه تنفسی، مغز و … دارد و موسیقی به عنوان ترکیبی «منظم» و «زیبا» از اصوات، تأثیری مثبت بر روی جسم نیز می‌گذارد.

ولی شناخت تأثیرات مستقیم آن بر روی بدن نیاز به ورود به دنیای علم موسیقی درمانی دارد. البته ارتباط روح و جسم انسان باز هم به ما می‌گوید که در هر لحظه، لذت بردن روح از یک موسیقی مترادف است با تأثیر مثبت آن بر روی جسم انسان…

 

روح انسان است که زیبایی موسیقی را می‌فهمد و این روح است که مانند یک استاد خبره‌ی زیباشناسی در مورد موسیقی قضاوت می‌کند.

زیبایی‌شناسی در موسیقی دارای دو جنبه‌ی تحلیلی و ترکیبی است. زیبایی‌شناسی تحلیلی مربوط به زیبایی اصوات و نوای سازهاست و موج برخاسته از پیانو و ناله و افغان ویولن و کمانچه و … همه واژه‌های زیبایی هستند برای گفتن سخنی زیبا، ولی بعد ترکیبی موسیقی برمی‌گردد به «نظم» و «آهنگی» که هنرمند با کنار هم چیدن نت‌ها و آواها می‌آفریند.

در جنبه‌ی ترکیبی است که هنرمند معنا پیدا می‌کند و موسیقی سخن می‌گوید و جمله‌ای زیبا می‌شود از واژه‌های زیبا… حتی اگر واژه‌های اصوات نیز زیبا نباشند، جمله زیباست و اگر صدای ساز زیبا نیست، هنرمند آهنگی زیبا از آن می‌آفریند، براستی که هنر همین است و نه نواختن ساز و نه دامبول و دیمبول…



ارسال توسط بلوخین گرجی

بخش فرعی ردیف موسیقی ایرانی، به اندازه بخش اصلی تنوع و گستردگی دارد.

جُنگ پنج و هفت


در ردیف موسیقی ایرانی پنج آواز اصلی وجود دارد که در واقع مجموعه ای از «گوشه» ها هستند که عضوی از دستگاه های مختلف بوده اند اما به خاطر شباهت بیشتری که با هم داشته اند، از دستگاه مورد نظر جدا شده و به شکل یک آواز درآمده اند.
این وسط، «بیات کرد» و «شوشتری» دو آوازی هستند که بین موسیقیدان ها بر سر مستقل حساب آوردنشان اختلاف است و آمار آوازها را بین عدد پنج و هفت معلق نگه داشته اند!

بیات کرد (کرد بیات)


آثاری که در این آواز خوانده شده اند، آنقدر محدودند که هیچ وقت تا به حال هیچ آلبوم کاملی از بیات کرد ساخته نشده. این آواز هم زیرمجموعه دستگاه شور به حساب می آید.

نمونه: در آلبوم «آستان جان» که اثر مشترک شجریان و پرویز مشکاتیان است، چند نمونه از این آواز وجود دارد. تصنیف «دل دیوانه» هم یک نمونه دیگر این آواز است.

بیات اصفهان


با اینکه این آواز گوشه های غمگینی دارد اما غم و حزن و اندوه آواز دشتی متفاوت است. حال و هوای بیات اصفهان تا حدودی با «گام مینور» در موسیقی غرب یکی است.

نمونه: این آواز یکی از آوازهای مورد علاقه آهنگسازها و خوانندههای ایرانی است و خیلی رویش کار می کنند. آلبوم «سفر به دیگر سو» شهرام ناظری و یک قسمت از آلبوم مشترک کیهان کلهر و علی بهرامی فرد با نام «تنها نخواهم ماند» در آواز بیات اصفهان است. تیتراژ سریال هزاردستان که مرتضی نی داوود ساخته هم یکی دیگر از نمونه های این آواز است.

دشتی


دشتی همیشه پای ثابت عزاداری ها بوده و هست. غمی که در این آواز وجود دارد قادر است اشک هر جنبده ای را دربیاورد! دشتی علاوه بر کاربردش در مراسم عزاداری، در موسیقی درمانی هم استفاده می شود. خیلی از روانشناس ها از این نوع موسیقی استفاده می کنند تا بیمار مورد نظر به راحتی احساساتش را بیرون بریزد و خودش را تخلیه کند. آواز دشتی بسیار شبیه آهنگ های منطقه گیلان است.
حتی یکی از گوشه های این آواز به نام «دیلمان»، نام منطقه ای در استان گیلان است. به همین خاطر هم خیلی ها به شوخی به آواز «دشتی» می گویند «رشتی». با اینکه تنوع این آواز زیاد نیست اما کارهای زیادی در آن ساخته شده. دشتی هم زیرمجموعه دستگاه شور است.

نمونه: آواز خوانده شده توسط فریدون پوررضا در موسیقی تیتراژ سریال پس از باران که در گوشه دیلمان است، به خوبی فضای آواز دشتی را تداعی می کند. جالب است بدانید آهنگ «رعنا»ی گروه رستاک و آهنگ معروف «ای ایران ای مرز پرگهر» با اینکه ملودی شادی دارند اما زیرمجموعه آواز دشتی هستند.
در واقع خلق این فضاهای متفاوت خیلی وقت ها به ذوق، خلاقیت و زیرکی آهنگساز برمی گردد که از فضای دستگاه یا آواز استفاده کند و با استفاده از ریتم، آهنگی خلق کند که با فضای عمومی دستگاه یا آواز متفاوت باشد.

بیات ترک


این آواز یکی از زیرمجموعه های دستگاه شور است و مثل همان دستگاه آدم را به وجد می آورد.
نمونه: قطعه «اندک اندک» شهرام ناظری بیات ترک است. شروع این آهنگ الهام گرفته از گوشه «درآمد» آواز بیات ترک است. آلبوم «گل صدبرگ» ناظری نمونه دیگری از این آواز است. جالب است بدانید اذان موذن زاده اردبیلی در گوشه ای از این آواز با نام «روح الارواح» ساخته شده و به نظر می رسد مرحوم موذن زاده به خاطر اسم این گوشه، آن را برای اذان خود انتخاب کرده.

افشاری


این آواز هم یکی از زیرمجموعه های دستگاه شور است. بسیاری از تصنیف های قدیمی در این آواز ساخته شده اند. آوازهای افشار گاه با حزن همراهند و گاهی هم بسیار شاد هستند.
نمونه: تصنیف «از کفم رها»ی عارف قزوینی با این شروع، «از کفم رها شد قرار اول ...» از نمونه های آشنای افشاری است.

شوشتری


با اینکه این آواز تم غمگینی دارد اما تعدادی آهنگ شاد هم در آن خوانده شده. با این حال تم اصلی این دستگاه غمگین است. شوشتری گوشه های کمی دارد. خیلی ها معتقدند شوشتری در واقع یکی از گوشه های دستگاه همایون است نه یک آواز مجزا.

نمونه: تصنیف بیا تا گل برافشانیم ساخته حسین علیزاه و با آواز علیرضا افتخاری در آلبوم راز و نیاز، قطعه بی کلام «به زندان» از استاد ابوالحسن صبا و آهنگ معروف سریال دلشدگان دو نمونه غمگین از این آواز و آهنگ شیرازی «جینگه جینگه ساز میاد و ...» یک نمونه شاد این آواز است.

ابوعطا

این آواز هم حال و هوای غمگینی دارد و زیرمجموعه دستگاه شور محسوب می شود.
نمونه: آلبوم «آتش در نیستان» شهرام ناظری و «تصنیف بهار دلکش» محمدرضا شجریان از نمونه های این آواز هستند.




ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : یکشنبه ۱۸ بهمن ،۱۳٩٤
با نای نی نوازان ترکمن/موسیقی ترکمنی
از کلاله که به سمت مراوه تپه بیرون بیایی، در جاده ای می‌افتی میان دو رشته کوه از رشته کوههای البرز. دامنه ی رشته کوه شمالی مستتر در زمینهای حاصل خیز کشاورزی، و دامنه ی رشته کوه جنوبی پوشیده در درخت و جنگل.سبز در سبز. چشم هر لحظه نهیبت می‌زند مبادا که ثانیه ای روی هم بگذاریش که اینجا به اندازه هر دم و بازدم و به قدر هر نفس زیبایی معنایی دگر می‌یابد.از دشت هموار بگیر و تا کوه رها شو.
 
صورتت را بی مهابا به خنکای جنگل بسپار و آفتابش را در مشت بگیر.می‌توانی،اینجا همه چیز نزدیک تر از آن است که حتی تصور کنی.اینجا خدا از رگ گردن بر تو نزدیک تر است!
۵ کیلومتر دیگر که پیش بروی وارد دره ای می‌شوی با جاده ای پیچ در پیچ. به محض بیرون آمدن از دره، زیبایی دیگری بر چشمت آرام می‌نشیند. اینجا روستای "اجن سنگرلی" است،مرکز دهستان آق سو و با قدمتی ۱۲۸ ساله که قرار است شنوای،نوای نی ۲۰ نی نواز ترکمن باشد.

"نی" سالیان دراز، همدم، همدل و یاریگر چوپانان و عشایر ترکمن بود. گاه دوشیدن شیر شتر و یا هدایت گله گوسفند به سوی صحرا یا خانه.

مادران ترکمن هنوز هم داستانهای آرام کردن شترهای چموش و یافتن گوسفندان گم‌شده در صحرا، در میان کوهها، به کمک نواختن نی، را از یاد نبرده اند.

محافل جشن و شادی، از عروسی گرفته تا ختنه‌سوران و برافراشتن آلاچیق جدید برای فرزندان متأهل خانواده، پر بود از نای نی ترکمنان، و مراسم"آق آش" (همسن شدن بزرگان ترکمن با سال وفات رسول الله ) طنین خوش نی را در دشت رها می‌ساخت.

اما...
اگرچه در حال حاضر هنوز هم نی نوازان در میان مردم ترکمن از احترام و جایگاه والا برخوردارند اما تعدادشان به علت رواج موسیقی مدرن و عدم توجه و شناخت کافی مسئولان فرهنگی و هنری، به مراتب کمتر از گذشته شده است.

 متاسفانه موسیقی اصیل و دینی قوم ترکمن، آن گونه که باید و شاید مورد توجه قرار نمی‌گیرد و در جهت رشد و گسترش آن سرمایه گذاری لازم به عمل نمی‌آید.نی نوازی یکی از رشته های موسیقی اصیل ترکمن است که از اعتقادات و باورهای این قوم سرچشمه می‌گیرد و متاسفم که بگویم در این سالها به سرعت رو به فراموشی پیش می‌رود.

 صدها نی نواز در شهرها و روستاهای ترکمن نشین استان وجود داشت که این رقم در حال حاضر به ۵۰ نفر رسیده که از این تعداد هم تنها ۲۰ نفر قادر به اجرای برنامه در مجالس و محافل شادی بخش مردم هستند و اگر فکری برای انتقال این فرهنگ از نسل گذشته به نسل جوان نشود، در آینده ای نه چندان دور این فرهنگ نیز زیر سلطه فرهنگ مبتذل غربی از بین خواهد رفت.

آنجا که در مورد از بین رفتن این هنر احساس خطر می‌کردیم تصمیم گرفتیم این هنر محلی چوپانان را از رکود نجات داده و با برگزاری همایش های نی نوازان آن را احیاء نماییم که تلاشهایمان منجر شد تا این ساز قدیمی‌چوپانها پس از گذر سالها باز هم شادی بخش در عروسی ها و جشنهای مختلف ترکمنان شود.




ـ در راستای انتقال هنر بومی‌نی نوازی به نسل جوان، نسبت به برگزاری کلاسهای نی نوازی با استفاده از هنرمندان پیشکسوت این منطقه اهتمام ورزیده شود

 
 تیره ترکمن در دو حوزه موسیقی و صنایع دستی در کل کشور برجسته است. ترکمن با موسیقی زندگی می‌کند،غم و شادیش در موسیقی جریان دارد،ترکمن با موسیقی اش همگان را از زمین به آسمان دعوت می‌کند.


۲۰ نی نواز، گروه گروه، نای نی خود را به رخ دشت می‌کشند.می‌نوازند و می‌خوانند و انگار گوسفندان این دشت هم امروز حالی دیگر دارند.

ایل محمد قورچایی از نگین شهر، حاجی‌محمد ایری از بندرترکمن و احمد کشوات از کلاله که جزو نی نوازان برتر کشوری اند و نی نواز دیگر، آنه مراد وشمه، حاجی محمد آمانپور، بایرام قلی ایشانی، عرازمحمد جانی، حاجی محمد عرازیان، تقان محمد آری زاده و آنه‌محمد عراز زاده به عنوان برترین‌های استانی با اهدای لوح یادبود و جایزه تجلیل می‌شود. تقی یوسفی نیا و مراد مرادی نیز که از پیشکسوتان نی نوازی اند به صورت ویژه مورد تقدیر و تجلیل قرار گرفتند اما کسی چه می‌داند شاید امشب خوابشان به حضور نیاکان نی نوازشان آهنگین شود.



ارسال توسط بلوخین گرجی

گوسفند دوخوان ( فراخواندن گوسفند )*** آواز دشتی در موسیقی گیلان

قطعه زیبا و دلنشین “گوسفند دو خوان” یکی از معروفترین قطعات در موسیقی بدون کلام گیلان می باشد و ویژگی های خاصی دارد…
دشتی از زیباترین متعلقات آواز شور به حساب می آید که آن را آواز چوپانی نیز نامیده اند. آواز دشتی از مشتقات دستگاه شور می باشد و شامل گوشه های درآمد، حاجیانی، کرد بیات، قرچه، کوهستانی، چوپانی، مرادخانی، دیلمان، عشاق، غم انگیز و … می باشد.
در موسیقی فولکریک (محلی) ایرانی که سرشاخه اصلی آن نشأت گرفته از احساس، محیط، نحوه زندگی و فرهنگ و آداب و رسوم اجتماعی است و با توجه به سختی ها و مشقات فراوانی که اقوام مختلف ایرانی در دوران متفاوت طی کرده اند. و با تناسبی که در آواز دشتی از لحاظ بیان سوز و ارایه زیبای این مشقّات و دردهای اجتماعی وجود دارد، آواز دشتی از محبوبیت خاصی در این نوع موسیقی برخوردار است. موسیقی بختیاری، خراسانی، گیلکی، مازندرانی، بلوچ و … همگی دارای الحان متفاوت و زیبا در آواز دشتی می باشند.

 
از نظر احساس می توان گفت که آواز دشتی حزن انگیز ترین آواز ایرانی می باشد. البته نوع حزنی که در این آواز وجود دارد نیز جای بحث دارد، این حزن توأم با سادگی و لطافت قوم های مختلف ایرانی می باشد. در واقع نام خود این آواز در فرهنگ ما بیان کننده بسیاری از ویژگی های این آواز می باشد.
در خواندن آواز دشتی مهمترین چیز احساس است و این که خواننده این احساس توأم با سادگی را خود دریافته و بتواند به شنونده منتقل کند. در دستگاهی مثل چهارگاه تکنیک خواندن و نحوه ادای تحریرها در کنار احساس حائز اهمیت است، ولی در آواز دشتی تا احساس وجود نداشته باشد نمی تواند بیان کننده حالت واقعی این آواز باشد.


قطعه ی بی کلام ” گوسفند دو خوان ” از نظر کیفیت آهنگ و ملودیک و ساختار موسیقیایی آن با استفاده از فواصل گوناگون گام شور ترکیب بسیار زیبایی را به وجود آورده است و جمله بندی های موسیقی آن با توجه به فضای فولکلوریک فوق العاده متنوع می باشد.
استقلال موسیقیایی در فرهنگ موسیقی گیلان زمین سبب شده است که در مناطق مختلف گیلان، این قطعه موسیقی از تنوع ملودیک برخوردار باشد و به اشکال گوناگون روایت شده باشد.


تصویر زیبایی که قطعه ” گوسفند دو خوان ” به ما ارائه می دهد، تصویری از یک چراگاه کوهپایه ای است که چوپان با نی این قطعات را که در آن حزنی زیبا نهفته است برای گوسفندان می نوازد و از آن جایی که دلیل نواختن این قطعه همانطور که از اسم آن پیداست، فرا خواندن و جمع کردن گوسفندان توسط چوپان است . نوع نواختن و استفاده از نت ها این ضرورت را ایجاد می کند که در آغاز قطعه مزبور از نت های کش دار استفاده شود .


در این میان از روایت های متعددی که با توجه به تنوع در منطقه به دست آمده است، نمونه ی به دست آمده از منطقه دیلمان اصالت بیشتری دارد . ویژگی اصلی این نمونه اصیل این است که بر روی پرده ” دیلمان ” در گام شور با کشش های مکرر، تاکید می شود که این خود باعث جمع شدن و جلب توجه گوسفندان می شود و پس از اینکه توجه گوسفندان جلب شد سپس چوپان همراه با اجرای قطعات و نغماتی در مایه دشتی و شور و همراه با ریتم و هماهنگ با حرکت گوسفندان آن ها را به سمت خود جلب می کند و گله پراکنده در دشت در کنار چوپان جمع می شوند.


استاد ابوالحسن صبا نیز قطعه ای به نام ” کوهستانی “، ” عشاق “ که در واقع نزدیک به روایت اصلی ” گوسفند دو خوان ” است را با این نام نت کرده است.


همچنین آمده است که چوپانان در همین مایه دو قطعه دیگر نیز توسط نی می نوازند که عبارتند از:


۱) گوسفند هگردان
۲) گله رُی


گوسفند هگردان:

” گوسفند هگردان ” توسط چوپان هنگامی که گوسفندان به آشامیدن آب مشغول اند صورت می گیرد.
اگر ” هگردان ” را معادل تغییر یافته واژه گیلکی ” واگردان ” به معنی ” برگرداندن بر اساس بررسی ها در واژه نامه های گوناگون گویش گیلکی بدانیم، می توان این طور برداشت کرد که هدف اصلی چوپان از نواختن این قطعه برگرداندن گوسفندان به چراگاه پس از آشامیدن آب است . در واقع نواختن قطعه ” گوسفند هگردان ” توسط چوپان به وسیله نی سبب ایجاد ولع و سرعت بیشتر در گوسفندان در آشامیدن آب شده و به این ترتیب گوسفندان در زمان مناسب پس از نوشیدن آب به چراگاه خود باز می گردند.


● گله رُی:


قطعه ی دیگری که بعد از ” گوسفند هگردان ” و ” گوسفند دو خوان ” نواخته می شود، قطعه ی ” گله رُی ” است. این قطعه پس از استراحت و فراخواندن گله و هنگام حرکت گله و چوپان به سمت مقصد برای حفظ و جلب توجه گوسفندان در طی مسیر نواخته می شود. از ویژگی های ” گله رُی ” این است که دارای وزن آزاد بوده و نغمات آن مانند ” گوسفند دو خوان ” بدون ریتم و آهنگی مشخص ترکیب یافته است.



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : یکشنبه ۱۸ بهمن ،۱۳٩٤

ریشه و پایه اساسی موسیقی مازندران

فردوسی بزرگ آن زنده کننده ایرانیت و ایرانی این چنین از مازندران و جهان تا همیشه سبز و شکوفانش یاد کرده است. در این مقام کوتاه موسیقی مازندران، این خطه بهشتی را بررسی می کنیم و شاید بسیاری ملودی ها و ترانه هایش را از حفظیم بی آن که بدانیم آنجایی است جایی که آواهای رنگینش به نسبت گیلان و گلستان یاد نشده باقی مانده است.

ریشه و پایه اساسی موسیقی مازندران در روستاهاست از این نظر، قسمت مرکزی دست نخورده تر است. به اعتقاد محققان و تاکید پژوهش های اینجانب، یک موسیقی صرفا آوازی با همراهی کمانچه و نی چوپانی لله وا کمانچه ساز محلی نیست و از موسیقی ردیفی ایران وارد شده است مازندرانی ها ساز محلی چندانی ندارند و تقریبا همین لله واست.

 


بخش آوازی شامل دو نوع موسیقی روایتی و غیرروایتی است.

روایتی:
به آواز خوانده می شود، که از آن میان آوازهای امیری و طالبا رنگ و عطر مازندران را دارند.

آواز امیری:
با وزن آزاد اشعارش به امیر پازواری شاعر مردمی عهد صفویه منسوب است بعدها یک ایران شناس روسی، دورن، با همکاری میرزا شفیع نامی بخشهایی از آنها را براساس روایت افواه گردآوری کردند.
طالبا:
اشعار موزون این آواز، به نوعی داستان زندگی طالب آملی شاعر است، که با افسانه ها درآمیخته شده است و گویا بیشترین آن افسانه باشد به هر حال این اعتقاد که ظن و گمان به آن وارد است وجود دارد که ستی النسا خواهر طالب، سراینده این اشعار است. چنین رایج است که معمولا این دو آواز را به طور متناوب براساس حال و سلیقه با یکدیگر می خوانند.

 


آوازهای روایتی نجما و حقانی در اصل مازندرانی نیستند. اولی از فارس آمده و روایت آواز نیز به آن منطقه، صبغ می برد و حقانی نیز از دامنه های جنوبی البرز، سنگسر سایه بر این بوم گسترانیده است. پژوهشگران محلی، اصطلاح سوت را برای نوعی آواز به کار بسته اند که در منطقه از دیرباز نام خاصی بر آن نهاده نشده است. سوت روایت یاغی گری های گردن کشان مازنی است که رد تاریخی شان از قرن اخیر، فراتر نمی رود.

کتولی و کیجا جان ها، آوازهای غیرروایتی منطقه اند. کتولی ها با وزن آزاد است اما کیجاجان ها موزون اند و حکم ترانه های محلی را دارند. کیجاجان براساس دوبیتی هایی پرداخته می شود که وزن آن ها محل بحث است.

برخی از ترانه ها واقعا عروضی است. همان وزنی که در تمام ایران کاربرد دارد، در برخی ترانه ها یک مصراع عروضی و مصراعی دیگر جز آن است. اگرچه این موضوع را برخی ها به عدم تفوق خواننده های پیشین بر وزن عروضی نسبت داده اند، اما هجایی بودن ترانه های این سامان، می تواند توجیه منطقی تری دراین باره باشد با این استدلال که، آواز کتولی را می شود روی یک دو بیتی خواند و آواز کل حال را نیز می شود با همان دوبیتی اجرا کرد حتی می شود بیت اول یک ترانه، دو بیتی را روی کتولی و بیت دیگر را روی کل حال گذاشت و اجرا کرد، در حالی که ساختار ریتمیک این دو متفاوت است، چنان چه شعر صرفا" عروضی بود، امکان این نبود که بتوان روی دو ملودی با ساختار ریتمیک متفاوت، چنین شیوه ای اعمال کرد.
 

 
رپرتوار آوازی مازندران را می شود در دو بخش بررسی کرد.
 
تعدادی از موسیقی آوازها در مجالس سنگین اجرا می شود. پیرمرد مجلس در این سیستم، خواننده ها دارای تخصص و ویژگی هستند که با تسلط بر تکنیک های آوازی و قابلیت هایی مثل ارائه منظومه های بلند و طولانی از حفظ به اجرای موسیقی می پردازند و به آنان شرخوان یا شعر خوان می گفته اند و می گویند.

در پیرمرد مجلس بیشتر آوازهای روایتی امیری، طالبا، نجما و حقانی خوانده می شده و می شود. در جوانان مجلس، آوازهای کتولی و کیجا جان را بر روی دوبیتی ها اجرا می کرده اند و می کنند. در این چنین مجلس هایی مثل عروسی ها احتیاجی به تخصص والا و بالا نیست و نبوده، تنها صدایی رسا و دلنشین کافی بوده تا دوبیتی هایی را اجرا کنند که حفظ تعدادی از آنها چندان دشوار نیست ضمن این که دوبیتی ها کوتاه اند در کیجاجانها و کتولی می چرخند.

در دوران تجدد، پیش و پس از انقلاب تغییر در این نوع موسیقی وجود داشت، ولی با ماهیت و طبیعتی متفاوت. قبل از انقلاب، به دلیل نفوذ موسیقی مردم پسند رادیوی ، بخش سبک رپرتوار مازندرانی، جوانان مجلس دچار تغییر شد. چرا که کیجاجان ها اصولا با بیشتر ترانه های رادیویی که احتیاجی به تکنیک های آوازی قوی ندارند، هم خانواده بودند و هستند به همین خاطر کیجاجان ها به ترانه های فارسی نزدیک تر و دگرگون شدند.

برعکس، بخش سنگین موسیقی مازنی با بی اعتنایی روبه رو شد و حتی در قسمت هایی به فراموشی سپرده شد و با تغییراتی کند تحلیل رفت. پس از انقلاب، با محدود و ممنوع شمرده شدن ترانه های رادیویی و بروز جریان روشنفکری که از ارزش های سنتی دفاع می کرد و در صدد احیای موسیقی اصیل هرمنطقه بود به بخش سنگین رپرتوار، توجه ویژه ای شد و بخش سبک بعضا مورد بی اعتنایی قرار گرفت به خصوص که حال و هوای دو بیتی ها از نوع عاشقانه زمینی بود به ویژه گوشواره، ترجیع های کیجاجان ها که در آن ها نام آن کسی برده می شود که ترانه تقدیم او شده است.

در این برهه گویا بسیاری از ترانه ها نیز فراموش می شوند. اما بازمانده های شرخوان ها یا شعرخوانان با پشتیبانی هایی بخش سنگین رپرتوار را احیا می کنند. در بررسی موسیقی مازندران از کردکوی تا نور مورد توجه قرار گرفته چرا که از طرفی تا منطقه علی آباد کتول و از سویی تا رامسر هر یک با موسیقی مناطق مجاور خود، آمیختگی زیادی دارند.

اولی با گلستان، ترکمنی، خراسان. و دومی با گیلکی، ضمن این که به موسیقی دشت عنایت شده نه کوهستان که از نظر کیفیت اجرایی، این دو، تفاوت هایی دارند. مجموعه رپرتوار مورد توجه این پژوهش، موسیقی های غیر موقعیتی و بینا موقعیتی بوده نه آن موسیقی هایی که مثلا در عزا، عروسی ، لالایی در مواقع ویژه کاربری دارند در همین چارچوب چنان که ملاحظه آمد تمرکز بر روی موسیقی آوازی است و نه سازی  و منابع صوتی بازار که بیشترین بخش موسیقی شهری را پوشش داد.


ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : شنبه ۱٧ بهمن ،۱۳٩٤
موسیقی لری
از سرچشمه‌های موسیقی «ردیف» و ردیف‌نوازی است که بخش مهم آن از طریق کمانچه و کمانچهنوازی محلی در موسیقی رسمی ایران (ردیف) نیز تأثیر گذاشته است. موسیقی محلی لرستان چندان ناشناخته نیست؛ ولی برخلاف بسیاری از موسیقی‌های نواحی دیگر ایران، از حیث مقامات محدود است و معمولاً در «دستگاه ماهور» اجرا می‌شود.
موسیقی لرستان به چهار بخش :
 
 
موسیقی کار، موسیقی مراسم، موسیقی عروسی و موسیقی ترانه‌های روز تقسیم شده است. ترانه‌های لری با همهٔ‌ پیوندی که با ریشهٔ‌ زبان فارسی دارند، ‌برای همهٔ فارسی‌زبانان قابل فهم نیستند. این موسیقی، ‌از لحاظ اجرایی، ظریف و پیچیده است. غنای کلامی فراوان دارد و مهم‌تر از همه، ‌از روحیهٔ سلحشوری و حماسی برخوردار است. مهم‌ترین ترانه‌هایی که در استان لرستان خوانده می‌شود عبارتند از : «شه‌نومه خوانی» (شاهنامه‌خوانی) که جزو موسیقی حماسی است و سخاوتمندی و سلحشوری را همراه با تاریخ پردرد بیان می‌کند و معمولاً در «چهارگاه» اجرا می‌شود. «بزمیری» که بیش‌تر برای تلف شدن حیوانات اهلی خوانده می‌شود. هالوه گَنِم خَرِم، دوره دوره، ‌کَشکِلَه شیرازی خرم‌آبادی که قصهٔ‌ عشق و عاشقی و مهر و دوستی سادهٔ روستایی است که در هر منطقه به فراخور حال خود تا حدودی تغییراتی در آن داده‌‌اند. علی دوستی یا علی سونه در اصل اسم شخص بوده که بعدها به نام همان فرد معروف شده است. کشکله شیرازی گرمسیری، کوکلاشیری جو، ‌کوش طلا که بیش‌تر همسرایی زنان و مردان در غم از دست دادن یکی از نزدیکان است. بمیرم، میوله سیت بیارم، شیرین و خسرو و دایه‌ دایه که قصهٔ مبارزه‌ها و جنگ‌آوری‌ها و رشادت‌ها است که زبانزد همگان شده است. میری، ‌قدم‌خیر، ای ای وی وی، ضرب سنگین سماع، ضرب سه‌پا و ضرب دوپا که برای مراسم رقص و عروسی است. سازهای محلی لرستان عبارت‌اند از : کمانچه، ‌نی، سرنا، دهل، تنبک، دوزله و یک نوع ساز که مخصوص مراسم مذهبی فرقهٔ‌ اهل حق است و نام محلی آن «تمیره» است. ترانه‌ها و رقص‌های لری بیش‌تر جنبهٔ‌ حماسی دارند و ترانه‌هایی که جنبهٔ تغزلی دارند، ‌کمتر متداول و معمول‌اند. رقص‌های بومی لری نیز متنوع‌اند و به صورت گروهی اجرا می‌شوند. برخی از این رقص‌ها با آهنگ ملایم و برخی دیگر با آهنگ تند انجام می‌گیرند. در لرستان، ‌هنگام شادی و عروسی رقص‌های گروهی انجام می‌گیرند. معمولاً چند تن از مردان که هر یک چوب‌هایی به دست دارند، ‌حرکاتی موزون و هماهنگ را با هم انجام می‌دهند و زنان هم جدا از مردان، ‌با در دست داشتن دستمال‌های رنگی و جنباندن موزن آن‌ها در بالای سرشان به صورت دایره‌وار، می‌رقصند.

در سرزمین باستانی لرستان، قرن هاست که سه فرهنگ مختلف در کنار هم به حیات خود ادامه داده اند. فرهنگ « لری »، « لکی » و« بختیاری ». این سه قوم که هر کدام پشتوانه ای بسیار غنی از فرهنگ و تاریخ دارند، در حوزه های خاصی بر هم اثر گذاشته یا از یکدیگر تأثیر گرفته اند و با وجود همبستگی تاریخی و فرهنگی، هرکدام وجوه مستقل فرهنگی خویش را نیز دارا بوده اند.

در حوزه موسیقی، موسیقی بختیاری حریم خود را بیشتر حفظ کرده و عنصرهای خارج از فرهنگ خود را کمتر پذیرا شده است. البته گاه دیده می شود برخی ترانه ها که منشاء لری – و گاه لکی – داشته اند، در ایل بختیاری نیز رایج شده اند. در این زمینه می توان به آهنگ « دایه دایه » اشاره کرد. به جز آنچه گفتیم، تفاوت موسیقی و برخی آداب و رسوم میان بختیاری های لرستان و بختیاری های چهار محال و بختیاری و بویر احمد و کهکیلویه ثابت می کند که فرهنگ و موسیقی بختیاری نیز به سبب همسایگی با فرهنگ لری، طی قرن ها، تأثیرات مرئی و نامرئی بسیاری را پذیرا شده است. اما در یک نگاه کلی می توان چنین پنداشت که نفوذ فرهنگ بختیاری به مناطق همجوار بیش تر از نفوذ فرهنگ های لری و لکی به قلمرو فرهنگ بختیاری بوده است. « مرجنگه » و « شیر علی مردون » از جمله نغمه های بختیاری اند که مورد توجه لرها و لک ها نیز واقع شده اند. موسیقی لرستان از تنوع و پیشینه‌ای کهن برخوردار است. به علت روحیه سلحشوری، اشعار و سرودهای یشان بیشتر پیرامون مبارزات و مسایل اجتماعی است.

مردم لرستان اصولا“ براین باور هستند که سرودخواندن درکارهای دسته جمعی باعث تقویت در کارشان می شود.
درهنگام برداشت محصول هم ریتمهای ویژه ای دارند مانند ( دوره دوره ). ندای موسیقی آنها از درونشان است بصورتی که بسیار سوزناک است، بطوریکه براحتی شنونده با شنیدن آن پی به غم واندوه موجود درآن می برد وبا آن موسیقی هم آوا می شود.

نوازندگان و سرایندگان این سرزمین توشمالها هستند که ازجایگاه ویژه ای برخوردارند.
در لرستان نواهای گوناگونی وجود دارد :
- یاری و سحری نام دو آهنگی است که ویژه سوگواری است و برای مراسم خاکسپاری مورد استفاده قرار می گیرد.
ـ آهنگ سوارکاری که ویژه سوارکاران است و سرشار از هیجان می باشد.
ـ رارا، آهنگی است که درسوگ فردی نواخته می شود که همراه با رقص واشعار مور است.
ـ ( چمری ) یا ( چمریانه )، آهنگ عزایی است که در مراسم سوگ زده می شود.
ـ تبرزکویی، این نوایی بهاری است که درهنگام کوچ نواخته می شود.
ـ نواهای خدیوی و مال ژیری که ویژه فصل پائیز وهنگام کوچ است.
ـ آوازهای شکارگری که به صیادی مشهور ومعروف می باشد.

درمراسم سوگواری برای هرفردی بنابه ارزش و جایگاهش در آن قوم آوراز ویژه ای می خوانند چنانکه تفاوت زیادی میان اشعار سوگ کودکان وجوانان ناکام با مردان بزرگ قوم می باشد.

موسیقی‌های آوازی (کلامی) و موسیقی‌های سازی
موسیقی آوازی لرستان
کنکاش در وقایع گذشته بر مردم لرستان و سیری در ژرفاژرف سرگذشت فرهنگی و تاریخی آن، در گرو بررسی موشکافانه در چهره‌های ناشناخته زندگانی نیاکان سخت‌کوش این مرز و بوم است.
نیاکانی که با طبیعت و سرشت گیتی، انس و الفتی ژرف و با پدیده‌های پیرامون خویش پیوندی ناگسستی داشتند و در برخورد با مشکلات، با تبیین پدیده‌های ناشناخته، تجلیات ذهنی را به گونه‌های مختلف بر پردهٔ زندگانی، نقشی آشکار و جاوید می‌زدند. هر چند بازشناسی بخشی از ویژگیهای زندگی این مردم، با بررسی آثار دست و اندیشه آنها که در قالب عناصر مادی و مینوی تجلی یافته و به یادگار مانده‌اند، شدنی است، ولی گذرگاه ورود به ک‍ُنه زندگانی آنها و اشراف بر بسیاری از ویژگیهای ناشناخته زیست و زندگی این مردم دلیر، جز مطالعهٔ دقیق و همه جانبهٔ چند و چونیهای جلوه‌های گوناگون امروزی نخواهد بود.

با وجود اینکه با مطالعه و معرفی آثار فرهنگ مادی و معنوی هر جامعه و پژوهش علمی در همین گذرگاه سخت و دقیق می‌توان به این جهان ناشناخته راه یافت، ولی بررسی فرهنگ‌ عامه مرز و بوم لرستان و پرداختن به همه عناصر فرهنگی آن شدنی نیست، اما با هدف نمایش گوشه‌هایی از تبلور فرهنگ عامه مردمان خردمند این مرز و بوم و ترغیب بیشتر پژوهشگران مشتاق به دریای بیکران فرهنگ موسیقایی، روزنه‌هایی از این تصویر توصیف‌ناپذیر را می‌گشاییم.

آوازهای بدون ریتم یا با متر آزاد
علی سونه (علی دوستی)
به طور کلی همان‌گونه که از این عنوان پیداست، آوازهای لری که گاهی نام مقام نیز می‌گیرند، بدون ریتم هستند و با متر آزاد اجرا می‌شوند. متداول‌ترین این آوازها، که نقش بسیار مهمی را در این موسیقی ایفا می‌کنند، علی‌سونه است که توسط مردان، به شیوهٔ تکی یا گاه به صورت مکالمات چهار یا پنج نفری (به حالت سؤال و جواب) همراه با کمانچه که ساز ویژهٔ موسیقی لری است، اجرا می‌شود.

این آواز، گاه در دلتنگی، گاه در اوقات فراغت، در حال کار، در شادمانی و سور، گاهی به انگیزه تهی کردن درون از فشارهای روحی و شکوه و شکایت از جور روزگار، پند و اندرز و گاه در جلوه غم عشق، از حنجرهٔ توانایان این شیوه و با دست و پنجهٔ نوازندگان زبردست خوانده و نواخته می‌شود. مضامین اشعار آن با گویش لری و در قالب تک‌بیتهایی که با حال و هوای آن موسیقی یگانگی دارد، گوش نیوشندگان راستین آن را می‌نوازد. برخی اوقات نوازندگان، این مقام را بدون آواز و با ساز تنها، به عنوان مقدمه‌ای برای خواندن ترانه‌ها، قطعات ضربی و رقص اجرا می‌کنند.
 
در بیان قدمت این آواز همین بس که آن را اصیل‌ترین، محبوب‌ترین، رایج‌ترین و مردم‌آشناترین نوای کهن می‌شناسند. برخی از اشعار این آواز عبارت‌اند از:
بار کنیت تا بار کنیم دی ملک دلگیر
تو دِ غصه مه د حسرت هر دک پبیم پیر
رخت بر بند تا رخت بربندم از این سرای دلگیرکه تو از غصه و من از حسرت، هر دو با هم پیر شده‌ایم.
پیرکه بیم کورکه بیم دو تا دو تامه
موز بره دگزم منسم پایامه
پیر و کور گشتم و پشتم خمیده شد،
عصا در دستم گویی پاهای من است.
عزیزبکی و میرنوروزی (عزیزبیگی و میرنوروزی)
این دو گونهٔ آوازی نیز همچون آواز علی‌سونه همراه با کمانچه و توسط مردان خوانده می‌شود. نام این آوازها منسوب به دو شاعر هنرمند و توانای لر زبان، عزیزبیگ و میرنوروز هستند. در فرم اجرای این آوازها که بنا به ذوق و اندیشه این دو شاعر، آفریده شده‌اند، از اشعار ایشان استفاده می‌شود.

این دو آواز شاخه‌هایی از آواز علی‌سونه هستند که نه حالت مویه را دارند و نه به صورت خاص، علی‌سونه محسوب می‌شوند و همین نکته نشانهٔ قدمت دیرینهٔ علی‌سونه و بنیادی بودن این مقام در آوازهای محلی لری است.
ـ نمونه آواز عزیزبکی:
درد دل یا می‌کشم تا می‌کنم پیر
یا مورم دو قورس‌ُ یا وطن دیر
درد دل یا می‌کشد مرا یا پیرم می‌کند،
یا به گورستان و یا به وطنی دور می‌برد مرا.
نمونهٔ آواز میرنوروزی:
گردش چرخ فلک نی و مرادم
شادی رت د خاطرم غم من و یادم
گردش روزگار به کامم نیست،
شادی از خاطرم رفت و غم به یادم مانده است.

▪ ساری خونی (ساریه خوانی)
از دیدگاه اهمیت آوازها در لرستان، ساری‌خونی با شهرتی تقریباً هم‌ردهٔ علی‌سونه، از حال و هوایی ویژه برخوردار است. غم و حزن مشهود در این آواز بارزترین ویژگی نهفته در آن است. ساری‌خونی عمدتاً به مویه نزدیک‌تر است و این غم‌انگیزی و حزن‌آلودی، گاه تا بدانجاست که در مراسم سوگ نیز از آن استفاده می‌شود. این آواز را مردان به همراهی کمانچه می‌خوانند و با اشعاری به گویش لری، فضای حزن‌انگیز موسیقی آن را غمی دو چندان می‌بخشند.
آسمو اوری گرت تیره و تیره
کی دیه کرو بواَ وایک بمیره؟
آسمان را ابری تیره فرا گرفته است.
که دیده است پدر و پسر با هم بمیرند؟
ای دله سی دیلرو هه می‌زنی زار
یه تونو به دیلرویه دینه یار
ای دل از هجر دهلران (که یارت در آنجاست) پیوسته در زاری و ناله‌ای.
این هم تو و دهلران و دیدن یار.

انواع موسیقی آوازی
آواهای کار
ـ برزگری ,خرمنکوبی (گاهوله)، شیردوشی (گا دوشی)، مشک زنی، برنج کوبی
ـ آواهای شادمانه
ـ سیت بیارم، بینا بینا، سوزه سوزه، بزران بزران، هی لُو هی لُو
▪ آواهای عاشقانه
ـ کشکله شیرازی، کوش طلا، گنِم خر، قدم خیر، اَی اَی، آفری قمرتاج، آواهای عاشقانه، کیودار، کلنجه زرد، ماله ژیر، بزران بزران، شیرین و شامیرزا، هاریلُو
▪ کلام‌های دینی
ـ کلام‌های یارسان، چل سرو
▪ مویه‌ها
ـ سرلشونه، مور، ساری خوانی، هوره -ژَن چِر-، گورانی
▪ آواهای دلتنکی و غریبی
ـ علیدوستی، عزیز بگی، هوره«کو چر» و «سوار چر»
▪ آواهای حماسی
ـ شیرین و خسرو، شاهنامه خوانی لری ولکی، قی دادُوا، حماسه کرمی، دایه دایه
▪ آواهای طنز
ـ ماس فروش، هورم هورم، هی را سی سله، دُز ناشی
▪ آواهای هجو
ـ لالایی ها

موسیقی سازی
▪ سازهای لری
ـ سرنا، دهل، کمانچه (تال)، تنبک (تمک)، تنبور. دوزله، بلور
▪ مقام‌های شادی – عروسی
ـ رقص (سنگین سما، دوپا، سه پا، شانه شکی، اشکاری. چو بازی. سوارونه)
ـ انوع ساز (سرنا، دهل، تنبک و کمانچه)
ـ رقص و آواز (بینا بینا، کیودار، کلنجه زرد. هی لُو هی لُو. بزران)
مقام‌های سوگواری:
ـ نوع ساز (دهل، سرنا)
ـ پاکتلی، چمری سحری، شیونی، یاری (یاره هو)
▪ مقام‌های عاشقانه و دلتنگی :
ـ کمانچه، تنبک
ـ قدم خیر، کشکله شیرازی (دو گونه: گرمسیری و خرم آبادی)، علیسونه
ترانه های محلی اولین پایه تجربه موسیقی هر کشور به شمار می روند. غم و شادی، سور و سوگ، کار و فراغت و.... در بازتاب این آینه از ارزش خاصی برخوردارند. به دیگر سخن سرمایه اصلی موسیقی یک کشور نغمه های بومی و فولکلور آن کشور است.

شاید پیشینه ی هنرهایی چون رقص و موسیقی به تمدنهای نخستین بشری بازگردد، آن هنگام که مردان و زنان نخستین به شکرانه ی شکار به پایکوبی و رقص می پرداختند.
پیشینه ی موسیقی نیز در سرزمین کهن لرستان به هزارن سال قبل و به تمدنهای کهن چون کاسیان بازمی گردد؛ سفالینه هایی از هزاره ی چهارم قبل از میلاد، ابزار و ادوات مفرغین و... انسانهایی را در حال رقص و پای کوبی نشان داده اند.

شایان ذکر است که جای دارد پیشینه ی موسیقی دیار کهن لرستان، با تحقیقات و پژوهشهایی بسیار معرفی گردد همچنان که کارهایی ارزشمند نیز صورت گرفته است، غرض حقیر بیشتر فتح بابی برای دوستان هنر دوست است.
موسیقی در لرستان از دیرباز از اهمیت و نقش به سزایی برخوردار بوده است و در جای جای زندگی مردمان این دیار حضوری پررنگ داشته است، غم و شادی، سور و سوگ، کار و فراغت و مردم لرستان از دیرباز با موسیقی انس و الفت خاصی داشته اند. موسیقی لرستان به دلیل محدودیت جغرافیایی این خطه و محصور بودن آن درمیان کوههای سر به آسمان ساییده زاگرس و عدم هم مرزی این سرزمین با کشورهای بیگانه نسبت به موسیقی سایر مناطق کشور بکرتر ودست نخورده تر مانده است.

 
سازهای متداول در لرستان سه گروه اند:
۱) سازهای زهی ( کمانچه و تنبور)
۲) سازهای بادی ( سرنا و دوزله)
۳) سازهای ضربی ( دهل و تنبک )

موسیقی لری را می توان به انواع زیر تقسیم کرد:
ـ موسیقی شادیانه: در مراسم شادمانی نواخته می شود و گاه با رقص و آواز همراه است
موسیقی عزا:
در مراسم عزاداری اجرا می گردد و اجزای آن عبارت است از« سحری (اعلام مرگ کسی)»، « چمریانه »، «هرا» و مویه ها نیز که در رثای از دست دادن عزیزان خوانده می گردد و بدون همراهی ساز است از این نوع به شمار می رود
ـ موسیقی «کار»:
موسیقی کار در فعالیت های جمعی مختلفی چون لایروبی جوی ها، برنج کوبی، درو، خرمن کوبی، حصیر بافی، مشک زنی، چیدن پشم، دوشیدن دام ها، حمل پشته های هیزم و... کاربرد داشته است. اجرای این آوازها از یک سو برای تحمل کارهای طاقت فرسا و سنگین و از سوی دیگر، برای سرعت بخشیدن به آهنگ کار و هماهنگی میان انجام دهندگان کار بوده است.

ـ موسیقی آوازی : شیوه های آوازی در لرستان بدین شرح است:
میرنوروزی که آوازهای عاشقانه می باشد. عزیزبک خوانی، ساری خوانی، شاهنامه، نظامی خوانی، هوره و مویه ازدیگر انواع آوازهای لرستان است.

ـ موسیقی اهل حق : نوعی موسیقی عرفانی است که توسط اهل حق لرستان اجرا می شود.

ـ موسیقی خبر رسان :
نوعی موسیقی است که به وسیله آن پیامهای مورد نظر به دیگران اعلام می شود مانند موسیقی سحری ( اعلام مرگ کسی ) و موسیقی تولد و جنگ و... شایان ذکر است که موسیقی لرستان همواره دارای جنبه ای اجتماعی وسیاسی بوده است. و همواره رنج و غم وستمهایی که بر مردمان این دیار تحمیل شده است در صدای هنرمندان این دیارپدیدار بوده است
اگر بخواهیم از کوشندگان موسیقی دیار لرستان یادی بنمائیم باید از هنرمندان گمنامی چون میرنوروز، علیدوست، عزیزبگ و.... صدها عزیز گمنام دیگری که با تمام وجود در این راه گام برداشته اند بیاغازیم، لیک نام تنی چند از عزیزانی را که برای این اعتلای این هنر کوشیده اند، در این مقال می آوریم: (به ترتیب حروف الفبا سیف الدین آشتیانی، مجید احمدی، بهمن اسکینی، شکراله الماسی، زنده یاد امامقلی امامی، حمید ایزدپناه، رمضان پرورده، زنده یاد غلام جمشیدی، زنده یاد علیرضا حسین خانی، زنده یاد سبزعلی درویشیان، زنده یاد حشمت اله رشیدی، حشمت اله رجب زاده، ایرج رحمانپور، حسین سالم، زنده یاد همتعلی سالم، رضا سقایی، فرشاد سیفی، علی اکبر شکارچی، فرج علیپور، زنده یاد پیرولی کریمی، زنده یاد شاهمیرزا مرادی، محمد میرزاوندی، زنده یاد نجفعلی میرزایی، داریوش نظری، رحم خدا نوری شاد و....

با توجه به اینکه رقص نیز در لرستان از پیشینه ای کهن برخوردار است، جا دارد مختصر اشاره ایی نیز به این موضوع داشته باشیم، گفتنی است که در لرستان از واژه ی رقص استفاده نمی گردد و معمولاً از واژه هایی چون «باخته»، «بازی»، «دَس گِرِتِه» استفاده می گردد؛ چونان که حکیم توس بازی «کراد» خواهر بهرام چوبین نزد خسرو پرویز را اینگونه هنرمندانه به نظم درآورده است:
بزرگان به بازی به باغ آمدند همه میش و آهو به راغ آمدند
فرد رقصنده را نیز «بازِنَه» می گویند؛ شایان ذکر است که لفظ رقص و رقاص در بین لران کاربردی ندارد و گاه نیز موهن قلمداد می گردد.
رقصها در لرستان عموماً چهره آیینی و فرهنگی به خود گرفته اند. و همواره با حضور مردان وزنان لر صورت گرفته است. وشامل انواع گوناگونی چون: دوپا، سه پا، شانه شَکی، سنی سما و، سوار هو، اوشاری و... است.


ارسال توسط بلوخین گرجی

اسلایدر

دانلود فیلم