تاريخ : پنجشنبه ٢٧ تیر ،۱۳٩٢


ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : دوشنبه ٢٤ تیر ،۱۳٩٢

زندگینامه استاد رمضان رستمی گرجی

رمضان رستمی فرزند حسینعلی در سال 1334 در روستای گرجی محله دیده به جهان گشود.دوران ابتدایی را در مدرسه منوچهری گرجی محله و دوران دبیرستان را در دبیرستان رستمکلا  به پایان رساند.ایشان در همان دوران کودکی علاقه زیادی به سازهای بادی داشت.و بخاطر اینکه پدر مرحوم ایشان نوازنده نی بود.این علاقه مندی به ساز نی در وی ایجاد شد.بعد از اتمام تحصیل به خدمت نظام(ارتش)استخدام گردید.مدتی را در تهران مشغول بود  و در همانجا به کلاس آموزش موسیقی (فلوت) مشغول گردید.و بعد از چندی به دزفول منتقل شد.و در این مدت وقفه ای در فراگیری موسیقی بوجود آمد.و بعد از آن به مشهد منتقل گردید.و در آنجا بطور تکمیلی این ساز را فرا گرفت. پس از فراگیری ساز فلوت به همین ساز بسنده نکرد و در سال 1368 در سن 33 سالگی به مدت 25 ماه ساز نی را نزد اساتید  محسن پور و قلی نژاد فرا گرفت و درآموزشگاه پردیس به مدت 3 سال و همچنین در آموزشگاه صبا نیز به مدت 1 سال به تدریس و آموزش نی پرداخت و ازجمله اساتید بسیار محترم روستای گرجی محله میباشد که شاگردان زیادی را به جامعه هنر معرفی نمود.لازم بذکر میباشد فرزند وی آقای علی رستمی از نوازندگان (نی و پیانو ) میباشد.با آروزی بهترینها برای استاد عزیز



ارسال توسط بلوخین گرجی

مطالبی درمورد اقامت گرجیها در اقصی نقاط ایران عزیزمان

گرجی محله شهرستان بهشهر:

در قسمت جنوبی شهرستان بهشهر واقع است.حدود اربعه آن از سمت جنوب به جنگل زیبای سوتگر .از سمت شرق تا خیابان آزادی.از سمت غرب تا پارک ملت.از سمت شمال جاده سراسری تهران مشهد.از سندهای تاریخی بدست آمده در مورد کوج گرجیها از گرجستان به ایران توسط شاه عباس به پایتخت دوم خود به اشرف البلاد اقامت گزیدنددر همین مکان فعلی اسکان دادند وزمین زراعی زیادی در اختیار آنها قرار داده شد.حدود زمین آنها از شرق تا مرز التپه.از طرف شمال تا روستای شاه کیله.و از طرف غرب تا اواسط شهر فعلی  ..



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : دوشنبه ٢٤ تیر ،۱۳٩٢

جاذبه های اکو توریستی  شهرستان بهشهر:

از آنجا که گسترش شهرستان در عرض جغرافیایی می باشد.لذا در قسمت شمال با آب و هوای شبیه آب و هوای مدیترانه ای و هر چه به سمت جنوب برویم در داخل منطقه ای کوهستانی به آب و هوای معتدل کوهستانی برخورد می کنیم.که در منطقه به ییلاق معروف است.قطبهای عمده اکو توریستی شهرستان بهشهر عبارتند از:

1).خلیج گرگان(رام آب)

2).دریای مازندران(دریای مواج)

3).سد طبیعی و کاخ عباس آباد بهشهر

4).پارک جنگلی

5).شبه جزیره میانکاله (منطقه حفاظت شده بهشهر)

6).ییلاق یا منطقه کوهستانی

7).چشمه عمارت

 



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : یکشنبه ٢۳ تیر ،۱۳٩٢

زندگینامه میر اصغر حسینی

میر اصغر حسینی فرزند میر جیب متولد 1314 .شاعری هست که هم شعرطنز می گوید و هم شعر فارسی.سروده های زیادی دارد و هنوز به چاپ نرسیده است.صدای بسیارخوبی داردو تعزیه خوانی . مولودی خوانی می کند و مداح اهل بیت است.و در بیان الفاظ و کلمات زبان بسیار گیرایی دارد..



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : یکشنبه ٢۳ تیر ،۱۳٩٢

نگاهی به سازهای شرقی

تا کنون سیستمهای گوناگونی برای دسته بندی سازها ،از سوی محققان،سازشناسان و اتنوموزیکولوژیستها پیشنهاد و ارائه شده است.این دسته بندیها در ارتباط با ویژگیها و سیستمها ی مختلفی مانند جنس،کارکرد،ویرتوزیته و زیبا شناسی صدا یا دیگر مشخصات صورت پذیرفته اند.با این حال هنوز یکی از معتبرترین سیستمها همین سیستم هورن بوستل- زاکس است.که سازها را بر اساس نحوه صدادهی ((اگوستیک صدا)) به پنج دسته کلی : بادیها.کوبه ای ها.پوستی ها.زهی ها(سیمی ها)و سازهای مکانیکی "" الکترونیکی"" دسته بندی می کند.از اینرو ، این گفتار نیز از همین سیستم در معرفی سازهای جهان باستان بهره برده است.

سازهای بادی

1. فلوت. از عهد حجر به فلوت ها نسبت سحر آمیز داده می شد.و هنگام جنگ و یورش ، برداشت محصول و همچنین مراسم آیینی (سوگواری)بکار می رفته است فلوتها به دو دسته کلی بدون زبانه (دهانه باز)و زبانه (قمیش دار)تقسیم می شوند/که انواع زبانه دار آن خود شامل دو دسته ای تک زبانه و با زبانه ای دوبل می شود 

2.سورنا.از قدیمیترین سازها ی بادی،با زبانه دوبل است.تاریخچه این ساز ،قریب به یقین به نخستین تمدنهای خاورمیانه باز میگردد.و از سازهای باستانی ایران محسوب می شود.واژه سورنا از سور به معنای جشن و شادی می آید.هنوز هم در طوایف ایران و ترکیه صدای این ساز در مراسم جشن و شادمانی شنیده می شود.جنس سورنا های اولیه از چوب بوده و اغلب از نی (بوریا)ساخته می شدند.امروزه نوع فلزی آن هم وجود دارد.ابوا ،بوجود آمده از سورنا (با وسعت صدای زیرتر برای تکنوازی در ارکستر )سازی از دوران کلاسیک محسوب می شود.

3.کلارینت.از سازهای بادی است که اغلب دارای یک زبانه کشیده در دهانه می باشد..اما دهانه آن میتواند ساده تر نیز باشد.این ساز-احتمالا- نخستین بار توسط مصریان ساخته شده است

4.ترومپت و هورن.ترومپت و هورن (ونوع جدید هورن،توبا که از سازهای دوره رومانتیسم محسوب می شود)قدمتی هزاران ساله دارند.این ساز-هر دو-از بادی های بدون زبانه هستند.که نواختن آنها با نواسانات لب همراه است و بنابراین شناخت و تمیز صدای این دو به دلیل صدا دهی مشابه،بسیار سخت است.ترومپت غالبا صاف و استوانه ای شکل است.در حالی که هورن ها بیشتر فرمی منحنی و مخروطی دارند.ترومپت های باستان از چوب یا لیف (پوست پیچیده) درختان ساخته می شده اند.و آن طوریکه از نقوش باستانی برمی آید تمدنهای آشور.مصر و یونان با این ساز آشنا بوده اند.هورن های آن زمان نیز معمولا از شاخ خمیده حیوانات ساخته می شدندو با اینکه در بدنه آن چند سوراخ برای صدا دهی متنوع تر تعبیه شده است.مانند ترومپت وسعت صدای محدود تری دارند.

5.نی انبان.این ساز به دسته سازهای بادی زبانه دار تعلق دارد.تفاوت آن با دیگر سازهای بادی ،وجود یک کیسه هوا(معمولا خیک حیوان)است که نوازنده در آن دمیده ،سپس یا فشار آن.ساز به صدا در می آید.بنا براین نوازنده می تواندبدون وقفه در تناژ ،تنفس می کند.این ساز در روم شهرت بسیار داشته است.

6.ارگ(ارگان).ارگ سازی با قدمت بسیار کهن است.شواهدی در دست است که نخستین ارگها هیدرولیکی(آبی)بودند .و در قرن سوم پیش از میلاد ساخته شده اند.منشا این ساز ایران و خاورمیانه است. در ایران ارگ را ارغنون(ارگنون) می نامیدند و نام این ساز در اشعار شاعران ایرانی بسیار به چشم می خورد.مولانا می گوید:هیچکس را خود ز آدم تا کنون // کی بدست آواز همچون ارغنون

سازهای کوبه ای و پوستی

1.راسل ها و زنگه ها.از سازهایی هستندکه با تکان دادن بصدا در می آیند.راسل ها سازهایی جغجغه مانند هستند.که از هزاران سال پیش در مراسم آیینی وجادویی انسانهای نخستین بکار می رفتند.زنگه ها (مانند دایره زنگی حاجی فیروز)اشیا کوچک صدا دهنده ای هستند.که معمولا به قسمتی از بدن بسته می شده-مانند دستبند.پابند.کمربند..در مراسم رقص  و پایکوبی استفاده می شدند.

2.سنجها و برهم زدنیها.در برخی از نقوش در آرامگاه باستانی مصر دو قطعه به شکل کف دست در دستان مردی دیده می شوندکه نشان از کاربرد موسیقی در مراسم آیینی دارد.سنجها - دو قطعه ای مشابه که از برهم ردن یا مالیدن آنها به یکدیگر صدا تولید می شود-در خاورمیانه قدمتی طولانی داردند/نمونه ای از سنجهای مفرغی از تمدن آشور در شهر نمرود بدست آمده است.این ساز همچنین در یونان و روم باستان رواج داشته است.از دیگر برهم زدنیها ،قارقارکها و هارمونیکای صدفی یا سنگی-که با وسله ای مانند چوب روی آنها می کشیدند

3.انواع اکسیلوفون.لیتوفون و متالفونها.این سازها به ترتیب،مجموعه قطعاتی در ابعاد مختلف از چوب ،سنگ و فلز هستندکه بوسیله یک کوبه به صدا در می آیند.معمولا به زیر هر قطعه یک جعبه(محفظه)برای رزونانس صدا (رزوناتور)متصل است.که جنس آن معمولا از چوب یا فلز (قلع)است.این رزوناتور ،همچنین می تواند برای تمامی قطعات یکی باشد.جنس صدا و زیر و بمی آن بستگی به طول و عرض و ضخامت و فشردگی قطعات بکار مختلف رفته در ساز دارد.قدیمی ترین نمونه کشف شده از این سازها.لیتوفونی مربوط به دوران پارینه سنگی است.آشنا ترین نمونه امروزی این سازها،ساز اولیه و ساده "بنس"استکه طبق طرح کارافل در موسیقی کودکان کاربرد دارد.

4.طبلهای کاسه ای و پایه دار.طیلها از دسته سازهای پوستی-کوبه ای به شمار می روند.انواع گوناگونی از طبلها در تمدنهای باستانی وجود داشته اند.که گونه های بسیاری از آن هنوز هم در موسیقی فلکلور و نیز موسیقیهای جهانی بکار می روند:از جمله طبلهای کاسه ای و پایه دار .این طبلهای کاسه ای شکل ،یک پوسته و اغلب پایه ای بلند دارند.جنس ان معمولا از خاک رس پخته ،چوب و به ندرت از فلز است.

5.طبلهای قاب دار.طبلهای قابدار مانند دف و تامبورین(دایره زنگی)منشا خاور میانه ای دارندگاهی دارای حلقه های فلزی در کنار قاب ظریفی-که اغلب از جنس چوب و بیشتر دایره ای است-می باشند.نقطه ضعف این سازها رزونانس کم و وسعت صدای محدود انها است.

6.تیمپانی.متشکل از یک پوست بر روی یک جسم آوند گون (دیگ مانند) است.این ساز در مصر باستان شناخته شده بود و اکنون انواعی ازبزرگ و کوچک آن (نقاره)درآسیا (خاورمیانه)و آفریقا وجو دارد.تیمپانی تنها ساز قابل کوک در ارکستر است.

زهی ها(سیمی ها)

سیمی ها سازهایی هستند که تن در آنها بوسیله ارتعاش سیمها بوجود می آید.سیمی ها (زهی ها) بر پنج نوعند:کمانها.لیراها.هارپ ها.عودها و سیترها...چنگ ها(هارپ)و لیراهادر حدود 5000 سال قبل از میلاد در مصر قدیم و سومر ظاهر شدند.در حال حاضر چنگ در بسیاری از نقاط جهان مورد استفاده  قرارمی گیرد.

1.لیرا.نوعی ساز زهی با بدنه چهار ضلعی است.متشکل از یک جعبه رزونانس(در پایین)دو تیرک عمودی و افقی (در بالا)سیمهای متصل به جعبه رزونانس ،از یک خرک گذشته و به تیرک افقی محکم می شوند . این ساز نخستین بار در تصاویر سومر ی،متعلق به 2800 سال قبل از میلاد دیده شده است.

2.لایر.نوعی ساز ما بین لیرای باستانی و چنگ است.که در اروپای قرون وسطی رواج بسیار داشت.تفاوت آن با لیرای باستانیدر این است که به جای تیرک های افقی و عمودی مجزا از هم ،از یک تکه چوب یکپارچه ساخته می شود.در شمال اروپا لایر های آرشه ای نیز رواج داشتند.

3.چنگ (هارپ).اصولا یک ساز زهی مضرابی است که سیمهای آن با یک زاویه تنگ (30-15 درجه) از بدنه به طرف گردنه ساز کشیده می شوند.خواستگاه این ساز بی تردید خاورمیانه است ولی انواع آن درهمه جهان باستان و جهان امروز یافت می شوند.



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : یکشنبه ٢۳ تیر ،۱۳٩٢

ماه مبارک رمضان

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان و دعوت شدن به میهمانی بندگی و طاعت در درگاه فضل الهی تبریک عرض می نمایم.امید است که از تمامی لحظات بزرگ و نورانی این ماه در جهت کسب فضائل و معنویات همگان بهره مند گردیم.با آرزوی قبولی  طاعات و عبادات



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : شنبه ٢٢ تیر ،۱۳٩٢

کتاب پلنگینه پوش شاهکار((شوتا روستاولی))

کتاب پلنگینه پوش ارمغان پژوهش و ترجمه فرشید دلشاد در سال 1377 .

حماسه پلنگینه پوش  سترگ ترین یادگار ادبی کلاسیک گرجستان .سروده سخنور بلند پایه شوتا روستاولی می باشد.پلنگینه پوش نام منظومه ای است عاشقانه .پهلوانی شاهکار ادبیات گرجستان از چرخش قرن 12.13....ایران و گرجستان را در درازنای تاریخ ،پیوندها یی بسیار بوده است.گرجستان،در جهانشاهی هخامنشی ،اشکانی و ساسانی بخشی از پهنه ایران زمین شمرده می شده است.



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : پنجشنبه ٢٠ تیر ،۱۳٩٢

زندگینامه استاد محمد علی طاهری گرجی

اجرا :استاد محمد علی طاهری گرجی -- نوازنده تار: مرحوم استاد اسکندر مشرفی

استاد محمد علی طاهری گرجی متولد سال 1332 از روستای گرجی محله. .دارای صدای دلنشین و مهارت بسیار زیادی در خواندن آواز های سنتی و محلی می باشد.از سال 1347بصورت رسمی خواندن آواز را شروع کرد.و در آموزشگاه هنر در مرکز استان شروع  به تحصیل و یادگیری علم موسیقی نمود.و بهمراه سلفژ ردیفهای موسیقی را فرا گرفت.و با اجرای برنامه رسما وارد صدا و سیما شد.و ترانه های محلی زیادی از جمله(گل زرد مینا_ام نسا_بلبل سر دار_بانو بانو جان)را اجرا نمود.و در رادیو گرگان 132 اثر جاودانه را تقدیم جامعه هنر نمود.در جشنواره های زیادی موفق به کسب مقام اول گردید و جوایزی را هم در این راستا کسب نموده است.استاد طاهری دارای صدای قدرتمند و اجرای مسلط در اجرای تصنیفها و آواز میباشد که کمتر کسی نظیر آن تا کنون دیده شده.در برنامه های شبکه 5 مازندران بهمراه پسران و برادران خود اجراهای ارزشمندی را بصورت زنده داشته است .برادران آقای طاهری در ساختن ساز سنتور تبحر خاصی دارند و در نواختن این ساز بی شک یکی از بهترینها می باشنداز افتخارات روستای گرجی محله داشتن چنین هنرمندانی دوست داشتنی میباشد. که مردم این مرز وبوم به وجودشان افتخار میکنند.



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : پنجشنبه ٢٠ تیر ،۱۳٩٢

 

مراحل و اینکه چگونه آهنگ بسازیم؟

 

وقتی تصمیم میگیریم آهنگی بسازیم یک تم اولیه از آهنگ توی ذهن ما هست. اولین کاری که باید انجام بدیم اینه که این تم رو کامل کنیم. دفتر نت رو برداریم و تمام قسمتهای آهنگ رو روی اون مشخص کنیم. برای مثال 3 میزان اول بیس و ریتم. 1 میزان پاساژ و سپس 8 میزان بعدی وکال. بدین ترتیب اگه Tempo آهنگ مشخص باشه میتونیم به راحتی تایم آهنگ رو در بیاریم. در حین ساختن تم کار تنظیم ساز رو هم انجام بدید. یعنی اینکه کجاها چه سازی قرار بگیره. فلان ساز چه جایی سولو باشه و …. به همین صورت آهنگ رو به صورت کامل روی کاغذ پیاده میکنیم و تمام ملودیها و کوردهای آهنگ رو مینویسیم. مرحله ی بعد اجرای آهنگ هست. مهم نیست که شما از سازهای آکوستیک استفاده میکنید یا کامپیوتر. ابتدا درامز رو رکورد میگیرید (یا با کامپیوتر میسازید) درامز باید کامل باشه. به همراه تمام پاساژ ها. تعداد میزانها و مکان پاساژها رو قبلا مشخص کردید. پس هر چیزی در مورد درامز مشخص و معلوم هست. توی مرحله ی بعد Bass رو اجرا میکنید. بعد از اجرای Bass سراغ قسمتهای دیگه ی آهنگ میرید. میتونید Pad ها, String ها, Chord ها و اجزایی که به صورت زیر صدا استفاده میشن رو اجرا کنید. سپس میتونید ملودی های اصلی آهنگ رو پیاده کنید. تمام Solo ها رو در این مرحله رکورد بگیرید. در مرحله ی آخر به سراغ Vocal برید و صدابرداری مربوط به Vocal رو انجام بدید. به این نکته حتما دقت کنید که قبل از اینکه هر گونه صدابرداری رو شروع کنید آهنگ کاملا مشخص باشه. خیلی از افراد مخصوصا اون دسته ای که آهنگسازی رو با کامپیوتر انجام میدن هنگام شروع آهنگ فقط یک هاله نامفهوم از آهنگی که میخوان بسازن تو ذهنشون هست که به سبک آهنگ و چند آکورد و نهایتا یک ملودی محدود میشه. غیر از این چیزها که فقط توی ذهنشون هست و روی کاغذ هم پیاده نشده چیز دیگه ای ندارن. سعی کنید اینطور کار نکنید و قبل از اینکه به اجرای قسمتهای مختلف آهنگ بپردازید تمام آهنگ رو مشخص کنید و نتها و Chord ها رو روی کاغذ پیاده کنید. در غیر این صورت ممکنه وسط کار به بن بست بربخورید و با خودتون بگید “حالا باید چکار کنم؟” اما وقتی آهنگ به صورت کامل روی کاغذ نوشته شده اجرای اون با ساز یا کامپیوتر به سادگی خواندن یک نت و اجرای اون توسط ساز هست. دلیل دیگه ای که باعث میشه روی مشخص کردن و نوشتن آهنگ قبل از اجرا تاکید کنم اینه که وقتی شما تصمیم میگرید ابتدا شروع به اجرا کنید و در حین اجرا آهنگسازی رو تصمیم بگیرید توی اکثر مواقع آهنگی که اجرا میکنید با آهنگی که از قبل توی ذهن شما بوده کاملا متفاوت میشه. در نتیجه شما به مقصود اصلیتون نمیرسید و آهنگی جدا از چیزی که میخواستید رو میسازید. اما وقتی تصمیم میگیرید قبل از اجرا نت نویسی انجام بدید هنوز در حال هوای آهنگی که توی ذهن شماست به سر میبرید. دلیل این امر هم اینه که هنگام نت نویسی شما چیزی جز اصوات درون ذهنتون که مربوط به آهنگ مورد نظر میشه نمیشنوید. اما وقتی تصمیم به اجرا میگیرید صداهای مختلفی رو میشنوید و ملودی های مختلفی رو امتحان میکنید و این باعث سردرگمی شما و دور شدن ذهن شما از چیزی که مد نظر شما بوده میشه.

 



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : سه‌شنبه ۱۸ تیر ،۱۳٩٢

هفت گام برای پیشرفت سریع در تمرین پیانو

فراگیری هنر تمرین پیانو و تبحر در آن ،برنامه ای همیشگی و بلند مدت است روش و راهکارهای زیادی در این زمینه وجود دارند که میتوان آنرا فرا گرفت.

1).برنامه ریزی کنید.. یکی از مهمترین نکات در پیشرفت سریع و مداوم داشتن جلسات تمرین منظم و برنامه ریزی شده است

2).از نظر روحی و جسمی آماده باشید.. برای داشتن بیشترین بازدهی از تمرینات ،لازم است که بر روی صدا،لمس و حرکت تمرکز داشته باشد.در ابتدای هر جلسه تمرین یک نفس عمیق بکشید.شانه ها و بازو های خود را رها کنید.تا به آرامش و یک شرایط متعادل برسید

3).تحلیل کنید و علامت بزنید.. هنگام شروع کار بر روی یک قطعه جدید.دور از پیانو بنشینیدو آن قطعه را تحلیل کنید و قسمتهای مختلف و الگوهای تکرار را علامت گذاری کنید.واژه های خارجی را ترجمه کنید.و بر وری توالی های هارمونیک و ریتمهای دشوار کار کنید.

4).درست تکرار کنید.. مسئله ای یادگیری نواختن یک ساز ،یا بطور تخصصی تر یک قطعه موسیقی تا حد بسیار مسئله برنامه ریزی مغز برای اجرای تعدادی دستور خاص است.بدون شک موثرترین راه برای سازماندهی حافظه شنیداری و لمسی تان تکرار قسمتهای کوتاه از هر سطر به دفعات است .به یاد داشته باشیم که میتوانیم یک قاعده کلی را برای یادگیری موسیقی و حل مشکبات تکنیکی داشته باشیم.هر چیزی را که تمرین میکنید چهار بار تکرار کنید..هنگامیکه با یک قطعه دشوار سرو کار دارید یا در حال یادگیری یک موسیقی پیچیده به لحاظ ساختاری یا چند صدایی (polyphonic) هستیدتمرین آرام و آهسته دشوار بنظر میرسد.استفاده از مترونوم برای ایجاد نظم .هنگام تمرین  آرام موثر تر است...یکی از بهترین روشهای تمرکز ذهنی که به شما کمک میکند.بهترین روال تمرین را پشت سر بگذارید.تا هر عبارت را پشت سر بگذارید تا هر عبارت را چهار بار بدون اشتباه تکرار کنید.

5). بخشهای مشکل را تمرین کنید..  هنگام کار کردن روی قطعات،قسمتهای سخت را علامت بزنید.و بیشتر اوقات تمرین خود را به آنها اختصاص دهید.در جلسه ی بعد،نخست بخشهای دشوار را تمرین کنید.و بعدا به سراغ نواختن همه قطعه برویدهمیشه و همه جا شروع تمرین از آخر به جای آغاز قطعه روش خوبی است.قرار نیست که از آخر قطعه شروع کنید و رو به عقب بنوازید.و به اول آن بروید!نه ؛بلکه بک میزان ، عبارت یا یک خط به آن اضافه کنیدتا به این ترتیب به ابتدای قطعه برسید.خط آخر..دو خط آخر... سه خط آخر...و..... از اول تا آخر.

6). اجرا، در شرایط تحت فشار را تمرین کنید...اجرای قطعه ای در منزل خودتان هفته ای یکبار یا چند روز قبل از جلسه درس یا اجرا.به شکل صوتی یا تصویری ضبط کنید.یکی از اعضای خانواده یا دوستانتان را به عنوان شنونده یا تماشاچی دعوت کنید. و یک اجرای زنده از پشت تلفن داشته باشید.!به خودتان اجازه ندهید که هر قطعه را بیش از یکبار اجرا کنید.لازم نیست قطعاتی را انتخاب کنید که برای کنسرت آماده شده اند.آنهائی را انتخاب کنید که سرعت و سطح تکنیکشان به شما اجازه می دهد انها رابه درستی و با کنترل کامل ـ با تمام جزئیات اجرا کنید

7). معلم خود باشید... هنگامیکه طبق گام ششم ،اجرای خود را ضبط کرید ،بعد از یک یا دو روز بدون هیچ ذهنیت قبلی به سراغ آن بروید ابتدا بدون توجه به نت و پارتیتور (score:partitur GR)و با تمرکز بر موسیقی به کل اجرا گوش دهید.آیا توانسته اید ایده های موسیقیایی یا احساس مطلوب را منتقل کنید؟چه قسمتهائی جای پیشرت دارند؟چشمهای خود را ببندید و تصور کنید پیانیست محبوبتان در حال تکنوازی است .می توانید به نکاتی اشاره کنید که انتظار داشتید این پیانیست به گونه ای دیگر یا بهتر اجرا کند.....

شما با پیروی منظم از این روش ، تجربه و دانش موسیقایی خود را افزایش می دهید.در ضمن اینکه توجه مداوم به جزئیات تحلیلی نواختن خود ، موجب تحقق و نمود این جزئیات مفید در اجرایتان میشود.. با امید اینکه نوازندگان متبحر در این سرزمین داشته باشیم.



ارسال توسط بلوخین گرجی

با تاسف فراوان در گذشت آقای ابراهیم ولیزاده گرجی را به دوستان و خانواده محترمشان تسلیت عرض مینمایم.و از خداوند متعال برای آنمرحوم طلب مغفرت  و برای بازماندگان صبر مسئلت دارم. 



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : دوشنبه ۱٧ تیر ،۱۳٩٢

موسیقی نوازی و ساز سازی در گرجی محله

از زبان استاد محمد رضا اسحاقی گرجی

محمد رضا اسحاقی گرجی متولد سال 1326 روستای گرجی محله بهشهر؛در مازندران از 11 سالگی نوازندگی می کند.میگوید نوازندگی را با تنبک یا به قول خودش ضرب آغاز کرده است.و در مصاحبه ای که از او داشتم..((ابتدا ضرب می زدم.بعد از مدتی نی چوپانی.یا لله وا را شروع کردم.و بعد از آن به دو تار رو آوردم.که آن زمان کم کم داشت منقرض می شد.همانطور که می دانید دو تار ساز نقالی است و به راحتی می توان با آن روایت کرد.در استان <مازندران> تنها من هستم که نقالی و روایت می کنم.اسحاقی از کودکی در تعزیه می خوانده است.به عبارتی بچه خوانی میکرده است و مدتی هم اولیا خوانی:<<تحریر های موسیقی شرق مازندران شباهت زیادی به اولیا خوانی دارد.اولیا خوانی به عبارتی زن خوانی است برای مثال خواند نقش حضرت زینب یا ام لیلا>>..سالهاست که کار موسیقی میکند.می گوید:((از آن زمان به مجالس می رفتم.مجالسی که به مجالس پیر مردها شناخته می شد.و الن هم رایج است.نسل قدیمی هنوع موسیقی را دوست دارد.ولی نقالی به خصوص اشعار حماسی بین مردم محبوب تر ))او در کنار مقام خوانی به ساز سازی سازهایی چون دو تار و کمانچه مشغول است.در خانه روستیی خود به مهر میزبان ما شد.بساط ساز سازیش در وسط حیاط و ساختمان کوچکش در حال ساخت در بخشی از خانه اش .. که خانه هنر مینامیدش ـ نشان از عشق وافر به موسیقی داشت.با او به گفتگو نشستم و از نوازندگی و ساز سازیش برایم گفت:     شما برای خواندن تعزیه ردیف های موسیقی را هم یاد می گرفتید؟ بله ما دو نوع تعزیه داریم.بر خلاف تعزیه تهران و اصفهان که با ردیف میخوانند تعزیه ما درویشی است.ابتدا با نوع تعزیه با در آمد سه گاه و چهار گاه و.. شروع می شود سپس به گوشه های موسیقی مقامی که وارد تعزیه شده اند میرسد.مثلا<<امیری خوانی>> در تعزیه طفلان مسلم که به آن موسیقی چوپانی نیز گفته میشود.گوشه های مختلف دارد و دقیقا موسیقی سنتی ایران است.که در گذشته آنرا می خواندند.در امیری خوانی از اشعار <<امیر پازواری>>استفاده میکنند.که در مازندران زندگی میکرد.        گویی مدتی در کار موسیقی شما وقفه افتاد؟ بله.بعد از انقلاب موسیقی را کنار گذاشتم.و تا مدتی به دامداری مشغول بودم.لازم میدانستم برای کارم در خصوص تعزیه خوانی تحقیقاتی بکنم.به همین خاطر به روستا ها می رفتم. و راجه به خواننده های قدیمی تعزیه می پرسیدم.و اینکه چه چیزهایی میخواندن و شکل روایت کردنشان چگونه بود..بیشتر منظومه ها را از مادرم یاد گرفتم.ما موسیقی های زیادبی به مناسبت های مختلف داریم" مثلا از زمان طاعون...از همه اینها موسیقی با شعر داریم.یه سزی از شعرها را بازسازی کرده ام و تا بحال حدود هفتاد روایت جمع آوری کرده ام.      از چه زمانی به نوازندگی و ساز سازی روی آوردید؟  حدود 6 ماه نزد <حسن مشتاق >بودمپیر مرد 83 ساله ای که روایتهای زیادی را با دو تار می خواند .من با تاثیر پذیری از او به دو تار علاقه مند شدم.و شروع با ساختن ساز دوتار کردم.با دانش چوب شناسی آشنا شدم.به طوری که متوجه شدم ماندگاری چوب توت از بقیه چوبها بیشتر است.سازهایی که می سازم قالبشان همه یک تکه دو تکه هستند و ترکه ای نیستند.          چطور شد که به همه این سازها علاقه مند شدید؟ من دلسوزانه اینکار را کردم چون به مرور زمان این ساز رو به فراموشی بودند.ما در محلمان حدودا پنجاه سنتور نواز داریم ولی تنها دو سه نفر کمانچه نواز داریم.البته الان تعداد کسانی که سازهای دیگری مثل نی را بنوازند.از قبل بیشتر شده است.اسم اینجا روستای گرجی محله است با جمعیتی حدود 7000 نفر؛و به این خاطر که اصالت نژادمان از گرجستانی است .گرجستانیها زمانی که به اینجا آمدند به موسیقی علاقه مند بودندو تعدادی ساز قدیمی هم با خود آورده بودند؛مثل قره نی که از چوب ساخته شده بود.            سبک دو تار نوازی شما چیست؟سبک نواختن ما بر عکس جنوب خراسان است.حتی در گروهمان بجای تنبک ـ نقاره و دایره داریم.که از دایره ای ترکی بزرگتر و از دف کوچکتر است.از تنبک استفده نمی کنیم.چون بیشتر سنتی است تا محلی.یکی از پسر های من نیز کمانچه را به سبک یک سیم نوازی میزند.که در ایران کمتر کسی این گونه می نوازد.        از برنامه گروهتان بگویید؟برنامه های مختلفی در مازندران و جاههای مختلف اجرا می کنیم.که تعدادی از آنها به مناسبت جشنها ی محلی است.مثلا برای اجرای برنامه ای به مناسبت جشن نشا’ به روستای انار مرز در استان انار مرز در استان مازندران می رویم و... دو سال هم در جشنواره خنیا گران در خرم آباد برنامه داشتیم.در واقع 25 سال است که من به جشنواره های مختلف می روم...این کار در آمدی برایمان ندارد.تنها امتیازی که دارد این است که با هنر مندان دیگر آشنا می شویم.         چه برنامه هایی در دست اجرا دارید؟دکتر کشاورز قول داده اند زمینه آموزش این سبک نوازندگی مقامهای موسیقی را در تهران برای ما فراهم کنند؛در حال ساختن خانه هنر هستم ؛البته در حال حاضر به هزینه شخصی ؛چون برای فرهنگ و هنر کسی کمک نمی کند!در نظر دارم انرا بصورت سبک قدیم با چوب و آجر بسازم.که به خانه نیما ـ یوشیج ـ شباهت داشته باشد.

صنم شرق
محمد رضا اسحاقی : آواز و دوتار
روایت دیگری از صنم شرق که به همراه دوتار اجرا می‌شود . اسحاقی امروز یکی از مهمترین دوتار نوازان مازندران است . وی به دنبال صنم قطعه ای موزون اجرا می‌کند که خود او آن را قطعه ای ضربی مربوط به این آواز به حساب می‌آورد. به اعتقاد اسحاقی همه‌ی آوازهای با وزن آزاد مازندرانی حداقل یک قطعه‌ی موزون به همراه داند

با سپاس فراوان از آقای اسحاقی گرجی که در زنده نگه داشتن فرهنگ اصیل تبری سعی و تلاش زیادی نموده اند .



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : دوشنبه ۱٧ تیر ،۱۳٩٢

چای قند پهلو در جنگل

با یه قوری چای داغ قند پهلو با یه هوای مطبوع و نمائی از طبیعت زیبای گرجی

محله اولین و آخرین جمله ای که به ذهن میرسه .آرامش و خوشبختیه.امیدارم طبیعت دلتون هم این چنین زیبائی را بهمراه داشته باشه..



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : دوشنبه ۱٧ تیر ،۱۳٩٢

استاد علیرضا ولیزاده گرجی

استاد  ولیزاده یکی از نوابغ موسیقی و افتخارات روستای گرجی محله میباشد.گرجی محله با داشتن  هنرمندانی این چنین در عرصه موسیقی به خود می بالد.شایسته است از چنین هنرمندانی صمیمانه تقدیر و تشکر شود

استاد علیرضا ولیزاده هنرمندی است متولد سال 1354 از روستای گرجی محله بهشهر ؛ دارای خانواده اهل هنر میباشدکه در شهرهای مختلف ایران زندگی کرده است .وی فعالیت هنری خود را از 12 سالگی با سازهای کوبه ای در خانواده هنرمند آغاز نموده است .ودر محضر استاد رجبی دوران عالی تنبک نوازی را به پایان رسانیده است. در حدود یک دهه در اصفهان فعالیت هنری داشته و سپس به تهران عزیمت کرده و هم اکنون ساکن آنجا میباشد. استاد ولیزاده تا کنون سرپرستی گروههای مختلف از جمله گاتا(نواهای آسمانی).خنیاگران.تیکا و گروه سازهای بادی و کوبه ای ایران را بر عهده داشتهپژوهشگر سازهای کوبه ای بوده و مطالب ارزنده ای را به جامه هنر عرضه داشته است.در بازدیدی از آموزشگاه موسیقی کلکسیونی از انواع سازهای کوبه ای ایران از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب چشم را به خود خیره میکند... با گذری بر آخرین اجراهای موسیقی؛اجرا در تالار وحدت کنسرت موسیقی اقوام ایرانی در 2 بخش <بخش آیینی> نوروز خوانی...<بخش موسیقی تبری>  و همچنین جشن سلام (آیین دیدار نوروزی)در پارک آب و آتش تهران که در تاریخ 27/01/92 با حضور گروههای مختلف موسیقی مازندران برگذار شد که با هنرمندی استاد ولیزاده و یاسر نوازنده برگزار گردید.

از فعالیتهای هنری ایشان می توان به:

1).عضویت در گروه ونوشه مازندران در خصوص موسیقی محلی و سنتی با همکاری برادران(حمید رضا و محمد رضا)

2).تدریس از سال 1372 به صورت رسمی در مازندران.تهران.کرمان.اصفهان

3).اجرای کنسرتهای آموزشی و حرفه ای و آثار صوتی و تصویری

4).سرپرست گروه سازهای کوبه ای گاتا با عضویت نوازندگی از مازندران.تهران.اصفهان

5).تدوین جزوات آموزشی و قطعات گروهی جهت تدریس و اجرا

6).شرکت در جشنواره ها و فستیوالها ی داخلی و خارجی(کسب دیپلم افتخار جهت اجرا در گرجستان)

7). کارگاه ساخت تارو سه تارو دف و تنبک

8).آموزشگاه موسیقی در اصفهان و تهران

اشاره نمود.



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : دوشنبه ۱٧ تیر ،۱۳٩٢

نمائی از غروب آفتاب (واشداربن) گرجی محله



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : دوشنبه ۱٧ تیر ،۱۳٩٢

محدوده صدایی چیست؟؟

 

محدوده صدایی انسان امروزه برای خواندن به چهار بخش صدایی تقسیم میشود. به طوریکه این بخشها به بخشبندی صدای سازها نیز تعمیم داده شده اند.
این چهار گروه به ترتیب از بمترین به یزرترین عبارتند از:

 

1- صدای بم مردان یا همان باس
2- صدای زیر مردان یا تنور
3- صدای بم زنان یا آلتو
4- صدای زیر زنان یا سوپرانو

 

هرکدام از این 4 بخش ، محدوده خاصی از نتها را در برمیگرد.بطوریکه در مجموع کل نتهای روی دو کلید فا و سل حامل را در بر میگیرند.البته صدای خواننده ها (چه کرال و چه وکال ) معمولا محدود به یک بخش صدایی نمیشود و بسته به توانایی او قسمتی از دو و یا نهایتا 3 بخش را در بر میگیرد( با استفاده از شیوه هایی مثل سلفت خوانی). معمولا آقایان در خواندن بخش سوپرانو و خانمها در اجرای بخش باس نقشی ندارند.البته اصول سولفژ فرقی ندارد.یعنی برای آموزش سولفژ فرقی ندارد مربی شما دارای چه بخش صدایی باشد.

 

این چهار بخشی بودن صدا ، در علم هارمونی کاربرد کاملی پیدا میکند بطوریکه شما برای هارمونیزه کردن یک ملودی در حقیقت باید آکورد هایی با چهار نت واقع در 4 بخش صدایی را بنویسید.حتی اگر آکورد های شما 3 صدایی باشند شما در موسیقی کلاسیک باید آکوردهای 4 صدایی بنویسید که نت چهارم در حقیقت اجرای مجدد یکی از آن سه نت است و یا در آکورد هایی با 5 یا 6 نت مختلف بعضی از نتها حذف میشوند که انتخاب آن خود مقوله ای گسترده در هارمونی است.در مورد نت نویسی برای سازها هم از این تقسیم بندی برای انتخاب کلید حامل مربوطه استفاده میشود.

 

در آهنگهای با کلام امروزی دیده میشود که اکثرا خواننده کرال نقش همخوانی را همراه خواننده اصلی ایفا میکند و این در حالیست که در تنظیمات اصولیتر خواننده کرال همانند یک ساز بسیار قوی نتها را با آواهای مخصوص (بسته به نظر تنظیم کننده) اجرا میکند و چنین تنظیمی امکان نوشتن نت را برای کرال و سایر سازها بصورت کنترپوانیک ایجاد میکند که از زیباترین کارهای ممکن در موسیقی است.مثلا کنتر پوانهایی که در موسیقی برای کر و گروه زهی نوشته میشوند از زیباترین شگرد ها در موسیقی است.

 

 



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : چهارشنبه ۱٢ تیر ،۱۳٩٢

زند گینامه شاعر و نویسنده توانا جناب آقای عبدالعلی حیدری گرجی

در سال 1334 در روستای هنر پرور گرجی محله دیده به جهان گشود.دوران ابتدایی را در یکی از دبستانهای زادگاهش بنام منوچهری گذرانده و دوران متوسطه را در رستمکلا و دبیرستان سعدی بهشهر در رشته طبیعی سپری نمودو موفق به اخذ دیپلم گردید.طی انگیزه و علایق شخصی در سال 1374 با کسب تجارب در محضر اساتید برجسته علم ادبیات زبان فارسی قواعد و دستورات زبان فارسی را در زمینه شعر فرا گرفت و شروع به سرودن اشعاربه زبان مازنی(تبری)و شعر فارسی نمودو میتوان گفت تقریبا در همه قالبهای شعری شعر سرود و در چندین جشنواره موفق به کسب جوایز بعنوان بهترین شاعر گردید.و بمدت 8 سال بعنوان معاون انجمن شعر بهار انتخاب گردید.وآثار ارزشمندی را به جامعه هنر تقدیم نموده است که از جمله:

1). سایه کل شامل غزلیات مازنی(تبری)

2).سوزه گلام

3).نشاء ـمثنوی ترکیب بند و ترجیع بند

4).نکته ها تراوش اندیشه

5).نکته ها و گفته ها

6).اشعار شعر مختلف فارسی در 2 جلد

7).مثنوی علی و گلی به زبان مازنی(تبری)

8).داستانهایی به زبان مازنی(تبری)

9).تاریخ تمدن مازندران

10).تاریخ مازندران برای جوانان در 3 جلد

11).تاریخ گرجیهای ایران

اشعار و کتب ارزشمند ایشان محبوبیت خاصی برای اهل علم و هنر و تاریخ داشته و پیرو گفته های ایشان تاریخ گرجیهای ایران را به مدت 15 سال تحقیق و تفحص در خصوص چگونگی ورود گرجیها به ایران گردآوری و مطالب ارزنده ای را به رشته تحریر در آورده و به چاپ رسانده است. .ضمن قدر دانی از ایشان بهترینها را از ایزد منان برای شاعر و نویسنده عزیزمان خواستاریم..



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : سه‌شنبه ۱۱ تیر ،۱۳٩٢

ساز های کوبه ای در مازندران

سازهای کوبه ای مازندران سازهای هستند که به صورت ایجاد ضربه با دست یا مضراب به صدا می آیند و دارای ملودی نیستند و صرفا جهت حفظ ریتم و همراهی سازهای ملودی و همچنین تکنوازی تکنیکی در مراسم مختلف بکار میروند..

 دهیل یا تمک

دهیل سازی است استوانه ای شکل با بدنه چوبی که دو طرف آن با پوست بز و میش پوشانده شده است .پوستها یا طوقهائی که در دو طرف استوانه به وسیله طناب کنفی  یا پشمی بنام ((رسن)) به یکدیگر متصل است که برای شل یا سفت کردن پوست یا به عبارتی کوک کردن آن تعبیه شده است.دهیل یا بندی به شانه آویزان میشود که با چوب مضرابی بنام ((دهیل چو)) برای ایجاد صدای بم و ترکه ای بنام((شیش)) برای ایجاد ضدای زیر بکار میگیرند.دهیل در گذشته ((تمک)) هم نامیده میشود.این ساز همراه ((سرنا)) در مجالس عروسی و شادمانی .کشتی محلی.ختنه سرور.نمایش خرسها گردان.میمون و شادی.رقص و حرکات نمایشی خرس و میمون.بند بازی یا ریسمون بازی.مراسم عزاداری.مراسم ئپیر بابوئیی یا عروس باوو-کاربرد دارد...

دس دایره

دس دایره یک طوق یک لایه دو لایه ای از جنس چوب است که یک طرف آنرا با پوست بره .بوسیله چسب و چوب به بدنه می چسبانندو در قسمتی از طوق جهت نگهداری با انگشت شصت .یک فرو رفتگی ایجاد میکند تا بوسیله آن بتواند ساز را در دست بگیرد و بنوازد

گورگه

سازی است از جنس فلز و استوانه ای به شکل گلدان که با پوست گوساله یابز با رسن کنفی به بدنه ساز متصل شده که با یک جفت مضراب چوبی نواخته می شود تفاوت این ساز با ساز دو سر کوتن .در جنس فلزی و صدای زیر تر آن است.لازم بذکر میباشد ساز دو سر کوتن متشکل از یک جفت ساز متصل به میباشد.ولی گورگه ساز تکی با قطر دهنه بزرگتر است .و متاسفانه ساهاست که اسن ساز به دست فراموشی سپرده شده است.

دو سر کوتن

در واژه های تبری دوسر کوتن یا دو سر توکن به معنای کوبیدن به دو یر ساز است .دو سر کوتن یا نقاره مازندرانی شامل دو طبل کوچک گلدانی که ته یا پایه آن ته بسته ای تخم مرغی شکل از جنس سفال و گاهی از جنس چوب در دو اندازه متفاوت یکی بزرگتر برای ایجاد صدای بم و یکی کوچکتر برای ایجاد صدای زیر است.گلدان کوچک ممکن است حالت تخم مرغی و یا استوانه ای داشته باشد .این دو گلدان با پوست گوساله پوشانده شده و با رسن یا زهی از جنس روده خشک شده گاو .پوست را به بدنه و همچنین گلدانها را در کنار هم نگه می دارد.این ساز با یک جفت مضراب چوبی در ریتمهای پیش نوازی یا سر نوازی .یک چوبه دو چوبه .سه چوبه.چهار چوبه. (گورگه و روونی) در مراسمی مثل نقاره زنی حکومتی (در قدیم) برای اعلان های عمومی .کشتی لوچو .عاروسی.چیک ورینی(ختنه سوران).رسن بازی. خرس بانی.چکه سما.به همرا سرنا و لله وا نواخته میشود

کش تمبک

کش تمبک حدود نیم تا یک قرن پیش در مازندران متداول شده است و جایگزین دس دایره در مجالس شادمانی شده است .بیشتر این ساز را با ترکیب دو تار و کمانچه می نوازند این ساز را با با بدنه استوانه ای .شامل یک دهنه بزرگتر است که با پوست بز یا میش با چسب روی آن کشیده میشود .یک دهنه کوچک یا نفیر که به صورت شیپوری در انتهای استوانه ای قرار دارد .این ساز از جنس چوب برای موسیقی های سنتی و فلزی آنرا برای مراسم شادی بکار میبرند از آنجائی که در گذشته جنس فلزی این ساز با تسمه ای به دوش انداخته شده و این که برای نواختن این ساز را زیر بغل می گرفتند  به کش تمبک معروف گردید.این ساز چون پوست ثابتی دارد در هوای مرطوب نیاز به گرم شدن پوست با لوازم گرمایشی دارد. 

سازهای زهی در مازندران

سازهای زهی .سازهایی هستند که صدای دلخواه را با به ارتعاش درآمدن زه؛تار یا سیم که معمولا با زخمه زدن یا ضربه زدن (سازهای زهی مضرابی یا زخمه ای) و یا با کشیدن کمان یا آرشه به روی زه (سازهای زهی آرشه ای یا کمانی)ایجاد می شود

دو تار تبری(دتار)

دو تار از دسته سازهای زخمه ای ایران با پیشینه چند هزار ساله و از سازهای رایج در مازندران است که در همراهی آوازهای تبری و منظومه سرایی چون((حرایی. طالب و زهره.شاه پریون.عباس مسکین.حیدر بیگ و صنمبر..)) و نیز بزم های شبانه و مجالس شادمانی به صورت تکنوازی و ریز مقامها با همراهی سازهای کمانچه .کش تمبک دس دایره و همچنین تسکین درد بیماران و هراسهای ناشی از جنگل ترس نواخته میشود.دو تار نواز تبری به طور عمده خواننده و راوی داستانهای کهن بوده و شروع نوازش را با کلام خدا و صلوات بر محمد وآل محمد آغاز می نماید که تقدسی خاصی برای نوازنده و شنونده دارد.دو تار یا دتار سازی است به صورت گلابی شکل .تو خالی و تقریبا کشیده از جنس چو((شاه توت))به عمق حدود  20سانتی متر که صفحه ای نازک روی آن کشیده شده و با دسته ای از جنس جنس چوب گردو و با طول تقریبا یک متر (کاسه و دسته)...این ساز دو زه از جنس ابریشم یا سیم دارد که با اتصال به سیم گیر در انتهای کاسه .شروع و از خرکی از جنس چوب شمشاد در روی صفحه ؛عبور کرده و در امتداد دسته از روی شیطانک در انتهای دسته به گوشیها که نقش کوک کردن ساز را دارند متصل می شود..در طول دسته ها دستان هایی از جنس ابریشم .روده گوسفند یا سیم مسی .به تعداد چها تا هشت پرده ای برای ایجاد صدای دلخواه دوم .نقش وا خوان را دارد ...دست گیر نیز وظیفه اجرای زخمه برای ایجاد صدا توسط انگشتان ..در ناحیه صفحه را دارد ..لازم به ذکر است دو تار(دتار) مازندران از لحاظ شکل ظاهری آمیخته ای از دو تار خراسان و ترکمن صحرا است

کمانچه تبرستان(کمونچه)

از دسته سازهای زهی آرشه ای و بدون دستان یا پرده و از مهمترین سازهای مازندران در همراهی دو تار و آواز تبری است.. استفاده از این ساز در تمام مراحل عروسی از انواع + سما .حموم سری.یک چوبه .کابلی. جلویی.چکه سما.عروس یاری.و... به همراه تمبک و دایره زنگی و مقامهای ((کتولی.حقانی.امیری.طالبا)) و نیز منظومه سرایی های حماسی و عشقی از مازندران با دو تار و تمبک و دس دایره نوازش می شود.بسیاری از مقامها مخصوص کمانچه است که با دو تار همراهی نمی شودو کمانچه نواز با تکنیکهای تکنوازی ..آوای تبری میخواند و می نوازد.کمانچه از کاسه ای کروی شکل پشت بسته و توخالی از جنس چوب توت به قطر حدود 20 سانتی متر که روی آن پوست نازک بره با چسب سریشم کشیده می شود و توسط میله ای از فلز مس یا برنج بعنوان پایه از داخل کاسه عبور کرده و دسته ای از جنس جوب گردو را به کاسه متصل میکند.کمانچه تبری 3سیم داردکه از پایه فلزی بعنوان سیم گیر متصل و و از روی خرک از جنس چوب شمشاد بر روی پوست عبور کرده و در امتداد دسته از روی شیطانک به گوشیها که در کنده کاری انتها ی دسته قرار داردعبور میکند و متصل میشود .کمانچه بستگی به طرح سازنده آن حدود شصت سانتی متر طول دارد. که با آرشه ای ترکه مانند از جنس چوب ازگیل با رشته هایی از موی دم اسب در حدود 50 سانتی متر صدای دلخواه را ایجاد میکند.لازم بذکر میباشد کمانچه تبری اندازهای متوسط نسبت به کمانچه نواحی دیگر داشته و دهانه کاسه بصورت افقی بیضی شکل است...چون کمانچه نواز مازنی معتقد  است دهان سخن گوی کمانچه .همانند لبان سخن گوی آدمیان است.که ناگفته ها را میگوید و یاد آوری میکند.

دس دایره

قسمت دایره ای شکل را نگه میدارند و با کف دو دست و انگشتان بنوازند که دلیل نامگذاری آن به دس دایره همین است.در ن طوق بصورت دایره ای یک ردیف حلقه یا زنگوله برای ایجاد صدای زینت آویزان میگردد.ساخت دس دایره در 2 نوع با حلقه و بدون حلقه متداول است

دایره زنگی

دس دایره کوچکی به قطر 20 سانتی متر است که با پولک یا سنج های کوچکی در وسط طوق (بدنه) به کار رفته .بطوریکه از قسمت های پولک از طوق بیرون زده است که صدای زینت را تامین میکند.دایره زنگی در مراسم شادمانی و عروسیها کاربرد دارد. 

ضرب زورخانه .کباده و زنگ

ضرب زورخانه یک تنبک سفالی بزرگ است که بهمراه زنگ جهت زینت دادن به ریتم بکار میرود.این ساز معمولا جهت انجام ورزشهای باستانی با ریتمهای پر شور و هیجان انگیز همراه با آوای مرشد نواخته میشود((کباده)) هم وزنه ای کمانی شکل از جنس فلز سنگین با پولکهای فلزی است که ورزشکار به بالای سر برده و با ریتمی خاص آنرا به حرکت در می آورد . و این در حالی میباشد  که صدای ضرب زور خانه با نوای زنگ و صدای پر طنین کباده دیدنی و شنیدنی است

کترا

کترا دو قاشق بزرگ چوبی است که در هنگام سما و پایکوبی به هم میکوبند.قاشق و کاسه نیز از طبقه کترا هستند که در مراسم قاشق زنی در ایام نوروز و گاهی جهت نجات یافتن کسی که در دریا غرق شده بکار میرود

قاشقک یا کچه

قاشک یا کچه یک قاشق چوبی سر تخت است که بادو سر اضافه توسط یک نخ به هم بسته شده و همراه دایره زنگی جهت حفظ ریتم .دست زدن و ایجاد نشاط بکار میرود

چلک.لاک و تشت

لاک نوعی لگن چوبی گرد توخالی .تشت یا لگن یا سینی از جنس فلز چلک هم یک لاک چوبی مکعبی شکل استبرای نواختن لاک و چلک یک سر آنرا روی زمین و قسمت دیگر آنرا بصورت نشسته به زیر بغل می گیرند و با کف دست می نوازند این ساز اصولا تنها و بدون همراهی سازی دیگر در مراسم شادمانه زنانه و توسط یک زن نواخته شده و ترانه هائی به صورت تکی و دسته جمعی به همراه سما و دست زدن خوانده میشوند.از سمای معروف این نوع موسیقی ((چکه سما و باک سری یا لاک سری سما)) است در .(تشت نوای). تشت فلزی را روی زمین قرار داده و گاهی تعدادی سکه یا یک رشته زنجیر و یا دو بشقاب کوچک فلزی روی آن قرار میدهند تا صدای زینت ایجاد شود.لاک .تشت و چلک را با کف دست مینوازند

زنجیر

زنجیر یا همان زنجیر رشته ای و به هم پیوسته با دسته چوبی است که در مراسم عزاداری و ایام عزاداری عاشورا بکار میرود که گاهی اوقات بصورت عمودی و همه با هم این زنجیر را با ریتم مداح بصدا می آورند.

کرب و سنگ

کرب دو گوی استوانه ای کوچک چوبی و یا سنگی است که در مراسم عزاداری ؛با بهم کوبیدن گروهی آن به یکدیگر صدای همهمه ای ایجاد میکند.

سنج.پولک و استکان

سنج به دو گونه است.سنج بزرگ که در مراسم عزاداری بهمراه دهل و طبل نواخته میشود.و سنج و پولک فلزی کوچک که به سر انگشتان میبندند تا در هنگام سما برای حفظ ریتم و ایجاد صدای خوش بهمراه حرکت انگشتان دست نواخته می شود این کار گاهی با دو استکان در هر دست و در بهم زدنشان بکار میرود.که نشان از تبحر رقصنده دارد.

زنگوله

این ساز همان زنگوله های فلزی است که به ئگردن احشام مثل گاو.بز.گوسفند و اسب می آوزند.تا با صداهای متفاوت .احشام مورد شناسائی قرار گرفته و هم چنین با صدای خاص و ریتم خاصی که این حیوانات ایجاد می کند.حال و هوای خاص چوپانی را به وجود آورند .این صداها به همراه ساز طوفان.و باران جهت فضا سازی و ایجاد فضای موسیقی چوپانی بهمراه(( لله وا و دوتار)) نواخته میشود

قوطی

قوطی فلزی یا پلاستیکی استوانه که یک طرف آن بسته است.و نخی را به آن می بندندو با کشیدن و سر دادن انگشتان روی نخ ؛صدای واق واق سگ چوپان  شبیه سازی می شود.این ساز در شوپه ها و شکار و همچنین فضا سازی های موسیقی چوپانی بکار میرود.لازم بذکر است این گونه سازها مثل ایجاد شوکا با برگ درخت؛صوت با گردو های سوراخ شده توسط سنجاب ((دار گل)) و ((پس پس)) که با ساقه جو ساخته می شود توسط شکارچیان برای جلب توجه شکار صورت میگیرد

تخ تخی.تک تکی و رخ رخی

این واژه تبری بر ریشه پهلوی است به معنی صدای نا مانوس این ساز.جهت فراری دادن پرندگان مزاحم از مزارع بکار گرفته می شود.که از یک بدنه چوبی.دسته و چرخ دنده با وزنه ای از فلز با قلوه سنگ ساخته می شود که با چرخاندن آن صدای نا مانوسی برای گریزاندن پرندگان مزاحم است

تشت سوچلا

بشقاب کوچک فلزی مثل کفه ترازو از جنس برنج خشکه است که با بندی به دست میگیرند و با مضراب چوبی که به سر آن نصب شده به آن می کوبند و با یک ریتم خاص منجر به ایجا یک صدای ممتد شده که شکارچیان در آبگیرها برای شکار مرغابی و پرندگان بکار می برند.صدای این ساز موجب بر هم زدن شنوایی و گیج شدن پرندگان شده و پرنده متوجه صدای قایق و حضور شکارچی نمی شود و در دام شکار چی می افتد .....

این خلاصه ای از شناخت سازهای زهی و کوبه ای متداول در تبرستان است که در فرهنگ و آداب و رسوم متفاوت ؛در سالیان دراز به ما رسیده است. امید است در حفظ فرهنگ و رسوم تبری سهیم باشیم

 

 

 



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : پنجشنبه ٦ تیر ،۱۳٩٢

پدیده تلفیق در موسیقی.....

را نباید به عنوان اتفاقی نو در موسیقی نگریست چرا که آهنگسازان خصوصا در نیمه دوم قرن 19 به منظور ایجاد فضاهائی متنوع از تلفیق گوناگون  در آثارشان استفاده میکردند نوعی دیگر از این شیوه که بیشتردر اوایل قرن 20 مورد توجه قرار گرفته است تلفیق سبکهای مختلف موسیقی از جمله مویقی فولکور با موسیقی کلاسیک بود که آثار آهنگسازانی چون زولتای کودای و بلابارتوک مشاهده میگردد.نوعی دیگر تلفیق موسیقی جاز با موسیقی کلاسیک بود که آثار جورج گرشوین و موریس راول به خوبی نمایان است.به مرور زمان با پیشرفت تکنولوژی استفاده از اصوات سینتی سایز شده ؛لوازم الکترونیکی و اصوات از پیش ضبط شده امکانات وسیعتری را در اختیار آهنگسازان قرار داد.

 



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : پنجشنبه ٦ تیر ،۱۳٩٢

موسیقی به همه تعلق دارد؛؟

آموزش صحیح موسیقی به منظور درک و لذت بردن آن است.و توانائی درست خواندن صفحه نت یک قطعه موسیقی بیش از نواختن ساز ؛ نوازنده را از درک درست قطعه مطمئن می سازد..



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : پنجشنبه ٦ تیر ،۱۳٩٢

موسیقی محلی

اکنون که نزدیک به نیم قرن از زمانی که بلا بارتوک و زولتان کودای با هم برای پژوهش

درباره ترانه های محلی به سفر رفتندمی گذرداولین اثرشان در سال 1906منتشر شد با مراجعه به چند دهه گذشته پیشرفت و دستاوردهای پس از آن زمان را بهتر درک خواهیم کرد.بارتوک و کودای مجموعه موسیقی محلی را به طور عمده به منظور یافتن ((زبان)) جدید برای کار خلاق خود تهیه کردند و آهنگ های ویژه ای نیز برای آموزش حضار ساختند شناخت موسیقی فولکوریک روندی است که هر نسل برای درک ارزشهای سرزمین خود از جمله موسیقی بدان نیازمند است و با تحقیق در موسیقی محلی مازندرانی به این نتیجه خواهیم رسید در روستای گرجی محله ارزش موسیقی جایگاه خود را از ابتدا داشته است و گروه های کوچک و بزرگ در زمینه موسیقی محلی به این امر واقف میباشند از جمله اساتید برجسته که در زمینه اجرای موسیقی محلی زحمات زیادی کشیده است استاد محمد رضا اسحاقی گرجی میباشد که با اجراهای زنده خود توانسته ارزش آنرا بر همگان ثابت کند .وی با بکار بردن کلمات و جملات اصیل مازندرانی در اشعار خود توانست روحی تازه به ادبیات و الفاظ  مازندرانی ببخشد.و اگر با این جمله به موسیقی محلی شرق مازندارن اشاره شودکه تنها یادگار  موسیقی  اصیل  مازندرانی که سعی داشته با بشعر در آوردن داستانهای قدیم . سنت قدیم را به نسل جدید یادآوری کند و از فراموشی رها سازداستاد محمد رضا اسحاقی میباشد که با احیای دوباره در این امر موفق بوده است ارزشی که موسیقی محلی دراین روستا برای اهالی هنر داشته داشته توانسته بقای انرا ضمانت کرده و  فرهنگ اصیل مازندرانی را با ضرب المثلهاولغات و الفاظ زیبارا به نسل جدید پر محتوا تر نمایان سازد.با نگرشی به موسیقی شرق مازندران  و اجراهای نوازندگان به این مساله پی میبریم که  بدلیل نزدیکی به استان گلستان (بندر ترکمن) و خراسان در نواختن سازها رنگ و بوئی از موسیقی استان خراسان هم مشاهده میشود. با اطمینان میتوان گفت که امروزه در روستای گرجی محله آموزش موسیقی مرکز توجه و علاقه عموم قرار دارد البته با داشتن اساتیدی مجرب و توانمند...لازم بذکر میباشدارزش فرهنگ هر منطقه با ادبیات عام همان منطقه مشخص میشود که به چه شکلی از آن حمایت و پاسداری کنند.با امید به آنکه ما در این امر بهترین باشیم



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : سه‌شنبه ٤ تیر ،۱۳٩٢

 

تنبور:

 تَنبور یا طَنبور یکی از سازهای زهی از گونهٔ لوت است که در آن سیم‌ها از روی دسته‌ای بلند و کاسه‌ای عبور کرده‌است و با ضربهٔ انگشتان به صدا درمی‌آید.
تنبور در نواحی باختری ایران به ویژه در انجمن تنبورنوازان، قلندران و پیروان یارسان در منطقه کرمانشاهان در کردستان استفاده می‌گردد که با آن موسیقی آیینی خود را اجرا می‌کنند و قداست بسیاری برای آن قائلند.
در شمال ایران در ناحیه شمال غربی استان گیلان نوعی از تنبور به نام تنبور تالشی در موسیقی اقوام محلی تالش به کار می رود.
امروزه از تنبور می‌توان به ساز محلی با دسته‌ای بلندتر و کاسه‌ای بزرگتر و منحنی‌تر از سه‌تار دارای دو یا سه سیم و چهارده پرده که به فاصله اکتاو در ساز پرده‌بندی شده، تعبیر نمود. ویژگی‌های اجرایی آن در دوتار مشهود نیست. تنبور را با پنجه نوازند و این خود دلیلی است بر ارتباط خانوادگی تنبور و دوتار محلی و سه‌تار که آنها نیز با انگشت (ناخن) به صدا در می‌آیند.
تاریخچه

بر پایه سه مجسمه کوچک بازیافت شده در خرابه‌های شوش، تنبور دارای تاریخچه‌ای مربوط به حدود ۱۵۰۰ پیش از میلاد است. تنبور زمانی در انواع کاسه گلابی شکل رایج در ایران و سوریه ساخته می‌شده سپس از طریق ترکیه و یونان به غرب رفته و کاسه بیضی شکل آن در مصر باب شده‌است.
از تنبور به سه‌تار باستانی ایرانیان تعبیر شده‌است که در زمان ساسانیان (خسرو پرویز) و قبل از آن هم به کار نواختن می‌آمده. تنبور ساز نوازندگانی ایرانیان محسوب می‌شده و ابن خردادبه آوازخوانی مردم ری و طبرستان و دیلم را با تنبورها درست شمرده، می‌گوید ایرانیان تنبور را برتر از دیگر سازها دانسته، می‌نوازند.
تنبور در نوشته‌های به شکل سازی کامل و مناسب برای همراهی با آواز معرفی گردیده و از آن به عود دسته بلند ایرانی تعبیر شده‌است. از قدیمیترین سازهای ایران است.قلندری تکیده و لاغر و همیشه مسافرکه اندامش را برسنگهای سه تا پنج هزار سال پیش پیدا کرده اند. مویان و خروشان و بغض آلود، ترکیبی از خلسه و حماسه. تنبور در این سفر دراز نامها یافته " تنبور خراسانی ، تنبور شیروانی ، تنبور بغدادی، فاندورا در یونان و پاندورا در اروپا" و شکلها پذیرفته است.اکنون دسته ای بلند دارد ، کاسه ای کوچک مانند سه تار اما اندکی پهنتر با سه سیم و ۱۳ تا ۱۴ پرده با فواصل یک پرده و نیم پرده.

 

امروز در ایران به ویژه در نواحی غرب همدم قلندران عارف است.برای اینان تنبور سازی نیست که بنوازند و کناری بگذارند تا فرصتی دیگر ، حضورش همیشگی است و همه جایی ، زبان اهل دل است و راز و نیاز و عبادت. برصدرش می نشانند، حرمتش می گذارند. پیش از نواختن دسته اش را می بوسندو به جانش سوگند می خورند.

 

موسیقی تنبور را می توان به دو دسته تقسیم کرد:

 

  • مقامهای حقانی
  • مقامهای باستانی

 امروزه سه گونه موسیقی بر روی تنبور نواخته می شود:
· موسیقی مقامی تنبور
· موسیقی سنتی ایرانی
· موسیقی سنتی کردی
 

اساسی ترین قسمت موسیقی تنبور موسوم است به مقامهای حقانی که نزد عرفا و اهل تصوف به کلام مشهورند. تعداد این مقامها ۷۲ مقام است که از ساخته های اولیاء آیین اهل حق می باشندکه خود از نظر فرم شامل ۳ دسته اند:

 

دسته ای از آنها حالت آوازی دارند یعنی دارای متر آزاد هستند. دسته ای دیگر دارای ریتم بسیار فراخ و کند ویا نیمه فراخ می باشند.دسته آخر دارای ریتم تند می باشند. دسته اول به طور فردی اجرا می شود یعنی نوازنده تنبور که خود خواننده کلام نیز هست اشعار آیینی را که تماما جنبه ی توحیدی و عرفانی دارندرا به تنهایی به صورت آوازی اجرا میکند.دو دسته دیگر به صورت جمعی اجرا می شوندو می باید نوازنده تنبور اشعار آیینی رابه صورت ریتمیک( ریتم فراخ یا ریتم تند) به شیوه مخصوص بخواند که پس از خواندن هر مصرع یا بیت توسط ایشان، کلیه شنوندگان به طرز خاصی ترجیع مخصوص و موسوم به  "دم"  را با او اجرا می کنند. در دو قسمت مذکور حاضرین که به صورت ترجیع خوانی در اجرای مقام شرکت می کنند ریتم آن را با دست زدن نگاه داشته و حالتی با شکوه و نشاط انگیز روحانی را ایجاد می کنند. در موسیقی قدیم ایران دست زدن یا همان کف زدن همراه با آهنگ سابقه طولانی داشته است. البته اجرای این دسته از مقامات موسیقی تنبور مخصوص مراسم و مجالس انحصاری و آیینی است و صرفا باید در خانقاه یا همان جمع خانه و در مجالس ذکر و نیاز اجرا گردد. نواختن این مقامات در حضور اغیار منع آیینی دارد.

 

حال بپردازیم به دسته دوم موسیقی تنبور که شامل مقامهای باستانی یا به نوعی همان موسیقی قدیم ایران زمین می شود. مقامهای این دسته نزد اساتید تنبور از ۱۴ تا ۲۰ مقام است . تعدادی از این مقامات از نظر فرم دارای حالتی آوازی بوده و لحنی غیر ریتمیک دارندمانند" ساروخانی ، قطار، الله ویسی ،گله و دره ، طرز" و تعدادی دیگر دارای ریتمی مشخص هستند مانند " جلوشاهی، بایه بایه، خان امیری، سوار سوارو ..." .

 

 از میان مقامهای باستانی مقام سحری حالتی استثنایی دارد که لحن آوازی آن غیر ریتمیک و لحن سازی آن دارای ریتم است. در میان این دسته از مقامها بعضی صرفا سازی هستند مانند" جلو شاهی، خان امیری و انواع سماع" ودر بعضی اجرای آنها توسط ساز و آواز انجام می شود مانند " ساروخانی ، قطار، سحری ، گل و خار" . البته آوازی که با اینمقامات خوانده می شود " هوره" نام دارد که به شیوه مخصوصی اجرا می شود.

 

مقام "سحری" یکی از مقامهای بسیار ارزشمندو دلنشین باستانی است که با آواز همراه با تنبور و یا سرنا و دهل اجرا می شود.تنبور نوازان در مجالس و محافل اذکار روحانی کهطی آن شب به صبح می انجامد طلوعی دیگر را نوید دادهو اشعار امید بخشیکه سرا پا وجد و نشاط ایجاد می کند را به گوش شنوندگان می رساندو در اعیاد ملی مذهبی نیز سرنا و دهل نوازان بر فراز بامهای مناطق کردنشین خود همین مقام را در وقت سحر می نوازند

تنبورها در اندازه‌های مختلفی ساخته شده‌اند که بر اساس تحقیق محمدرضا درویشی، اندازهٔ کوچکترین و بزرگترین این سازها و اجزای کلی آن‌ها به این ترتیب است:
· طول کلی: ۸۷ ـ ۹۵٫۵ سانتی‌متر؛
· طول صفحه: ۳۴ ـ ۴۲ سانتی‌متر؛
· عرض صفحه: ۱۵٫۵ ـ ۲۰ سانتی‌متر؛
· عمق کاسه: ۱۳٫۲ ـ ۱۷ سانتی‌متر.
به طور کلی بلندی این ساز در نمونه‌های مختلف یکسان نیست و بدون در نظر گرفتن نمونه‌های استثناء ۸۵ تا ۹۰ سانتی‌متر می‌باشد و تشکیل شده‌است از:
· کاسه،
· دسته،
· صفحه،
· سیم گیر،
· خرک دسته،
· خرک صفحه،
· دو یا سه گوشی،
· دو یا سه سیم،
· ۱۳یا ۱۴ دستان،
· گلو/گلویی (در تنبورهای ترکه‌ای، کاسه را به دسته متصل می کند).
کاسه: همان قسمت پایین تنبور که خود دارای اشکال مختلفی است که بستگی به منطقه و سازنده خود دارد. کاسهٔ این ساز را عموماً از چوب توت می‌سازند که انتخاب نوع چوب، یعنی اینکه از چه جنس توتی باشد خود دارای نکاتی است. در گوران بیشتر سازها کاسهٔ یکپارچه دارند، اما در صحنه کاسهٔ اغلب سازها از هفت تا دَه ترکه ساخته شده‌اند.
دسته: قسمت انتهایی تنبور که به کاسه متصل است که در صدا تاثیر زیادی دارد.
صفحه: قسمت روی کاسه که دارای بافت ظریف می‌باشد، صفحهٔ نازکی است از چوب درخت گردو که بر روی دهانهٔ کاسه قرار می‌گیرد و در وسط و یا در کنار صفحه حدود هفت تا دوازده سوراخِ دو تا سه میلیمتری دارد تا موجب نرمی صدای تنبور شود. سوراخ روی صفحه بر صدای تنبور تاثیر بسزایی دارد.
دستان: سیزده تا چهارده دستان در تنبور وجود دارد که در محل‌های معیّن بر دسته بسته می‌شوند. به نظر اغلب نوازندگان مشهور، محل دستان‌ها ثابت است اما برخی نیز معتقدند که جای تعدادی از این دستان‌ها متغیر است.
خرک: خرک، قطعه چوبی کوچک و محکم از درخت شمشاد و گردوست که سیم بر آن سوار است، و بر روی صفحه با فاصلهٔ حدود ۵٫۳ تا ۷٫۴ سانتیمتر از سیم گیر قرار می گیرد. در برخی از سازهای جدید سیم گیر کار خرک را می‌کند.
سیم گیر: به قسمت انتهایی کاسه وصل است و سیم را به آن وصل می‌کند. سیم گیر از جنس استخوان یا چوب بوده در انتهای صفحه قرار دارد که تارها را بدان گره می‌زنند و تا انتهای دسته می‌کشند. در برخی از تنبورهای جدید، خرک کار سیم گیر را انجام می‌دهد.
گوشی: همان قطعات بالای تنبور را گوشی می‌گویند و از آن برای کوک کردن استفاده می‌کنند. دو تا سه گوشی (در تنبورهای نامتعارف تا پنج گوشی) از چوب بید وجود دارد. تنبور لانهٔ کوک (جعبهٔ گوشی‌ها) ندارد و گوشی‌هایش مستقیماً در سوراخ‌های ایجاد شده در انتهای دسته فرو می‌روند.
سیم گیر بالا: برجستگی پایین گوشی را می‌گویند که دارای شیارهایی است. شیطانک، که قطعه چوب یا استخوانی است با دو سه شیار که تارها از روی آن عبور داده شده به گوشی گره می‌خورند. شیطانک در حدود پانزده سانتیمتری ابتدای دسته تعبیه می‌شود.
پرده: نخ نازکی است که بر روی دسته بسته شده و فاصلهٔ هر دو دستان را یک پرده می‌گویند. تنبور از قدیم دارای دو سیم بوده که اکنون آن را از دو سیم به سه سیم ارتقا داده‌اند.
سیم: دو یا سه سیم، که سیم بالایی معمولاً جفتی است. این سیم‌ها از یک سو به سیم گیر و از سوی دیگر پس از عبور از روی خرک و شیطانک در انتهای دسته به دور گوشی‌ها پیچیده می‌شوند.
شیوه نواختن تنبور

در تنبورنوازی از پنج انگشت هر دست استفاده می‌شود. در شیوهٔ معمول نوازندگی، هر یک از انگشتان دست چپ روی یک خانه، چهار انگشت پیاپی روی نیم پرده، شست بین انگشت نشان و انگشت بزرگتر می‌نشیند و از انگشت شست برای سیمِ بم استفاده می‌شود. تنبورنوازی با مهارت، در نواختن ساز به صورت «افقی» نیست (همانطور که در ویولون کلاسیک غربی یا سیتار هندی رایج است)، بلکه با نواختن دقیق و ماهرانهٔ آرایه‌های صوتی، سونوریتهٔ (صدادهی) شفاف و سلاست جملات همراه با آرامش، بدون کشش عضلانی و عصبی و با دستیابی به تمرکز روحانی که نوازندهٔ حقیقی تنبور در طی آموزش‌های هنری و معنوی به دست آورده، معنی می‌شود.
مشخص‌ترین عوامل فنی در اجرا عبارت‌اند از: ضرب قوی با چهار انگشت، شُرِّ طولانی (غلتِ صدا)، شُرِّ ساده و نیز ضربات خاصی که گاه بعضی نوازندگان از مکاتب دیگر موسیقی ایرانی، مثل دو تارنوازی یا سه تارنوازی، اخذ می‌کنند.
در شیوهٔ استاد نورعلی الهی (متوفی ۱۳۵۳ش) این تأثیرپذیری‌ها از موسیقی اصیل شهری (سنّت ردیف دستگاهی) شنیده می‌شود. ولی در شیوهٔ استادان دیگر، نظیر سیدامراللّه شاه ابراهیمی (متوفی ۱۳۸۲ش)، سیدخلیل عالی نژاد (متوفی ۱۳۸۱ش) و علی اکبر مرادی (متولد ۱۳۲۷ش)، خصوصیات اصلی و قدیمی سنّت تنبورنوازی حتی الامکان حفظ می‌گردد. در برخی اجراهای موسیقی شهری، گروه نوازی تنبور به صورت تک صدا (یونیسون) دیده می‌شود که جدید و گونه‌ای بدعت گذاری است و به هر حال با سنّت اصلی و هنری تنبورنوازی، که مبتنی بر تک نوازی و بدیهه سرایی خلاق است، تفاوت و حتی تضاد دارد.
با این که تک نوازی را بهترین جلوهٔ هنری تنبورنوازی دانسته‌اند، نواختن سازهای دیگری، از قبیل دوزله و تنبک و دف و کمانچه، همراه تنبور در سنّت موسیقایی منطقهٔ کرمانشاه و کردستان، طبیعی و جا افتاده است. با این حال، مقام‌های تنبور مختص به خود آن است و مراد از «مقام» گاهی نشانهٔ ساختاری مقامی است که قادر است اشکال گوناگون و آهنگ‌های کمابیش ثابتی را تولید کند.
مقامهای تنبور:
 برخی از معروف‌ترین مقام‌ها عبارتند از: شیخ امیری، سَحَری، عابدینی، باباکاوسی، ساروخانی، چپی، طرز، قه طار (قطار)، شاه خوشین، جلو شاهی، فه تاح پاشایی (فتاح پاشایی) و هَل پَرِگه. برخی از آن‌ها اساساً برای تنبور ساخته و پرداخته شده و برخی دیگر از قطعاتی گرفته شده است که با سرنا یا سازی دیگر نواخته می‌شود

 



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : یکشنبه ٢ تیر ،۱۳٩٢

بلندترین روشنائی روز در هر سال.....

مابلند ترین تاریکی (شب یلدا)را به هم تبریک میگوئیم..در حالیکه به آسانی از کنار بلند ترین روشنائی روز(اول تیر)براحتی میگذریم.روشنائی روز های عمرتان بلند همچو اول تیرتشویق



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : شنبه ۱ تیر ،۱۳٩٢

خصایص گرجیها:

از خصایص گرجیها در تاریخ شاردن مینویسد:

گرجیها به طبع هوشمند،قابل و مستعد می باشند و اگر در تعلیم و تربیت آنان اهتمام به عمل آید از میان آنان صنعتگران ، استادان،دانشمندان،پژوهشگران بزرگ در همه رشته ها و زمینه ها پدید می آید.گرجیها مقتدر ،عظیم پر هیبت،مغرور و متکبرند.. گرجیها مردمانی سخت کوش ،سرکش،بی باک و چالاکند..گرجیها مانند دیگر مردمان ایران بزرگ دارای خصلتهای نیکو می باشند.برخورد و معاشرت صمیمی و مهربانانه و اصالت اصیل ایرانی ،مهمان نوازی ،فرهنگ و ادب مودب بودن جزو خصلت نیکوی گرجیهاست و البته هنر و نوازندگی جزو فرهنگ عامه گرجیها میباشد.



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : شنبه ۱ تیر ،۱۳٩٢

سنگ فرش سید کریمی راه ارتباطی مردم از رستمکلا با چند روستای شرق مجاور بوده است که از رستمکلاه تا تروجن ادامه داشته است و روستای گرجی محله و آسیابسر و تروجن را به هم ارتباط می داد که نام محلی این سه روستا (آسیوسر-کوسان-تروجن) بود .این سنگ فرش به گونه ای تنظیم و فرش شده بود که به دو طرف شیب ملایم داشت و به پشت پلنگی معروف بود.به گونه ای که در زمان بارندگی با زمینهای گلی اطراف همیشه شوسه بنظر میرسید.حال کم کم بر اثر مرور زمان و عدم توجه و اهمیت و نظارت و فراوانی وسیله نقلیه تخریب شده و از بین رفته است و آثار چندانی از آن باقی نمانده است.در حالیکه بانی این سنگ فرش قطعه زمینی را جهت مرمت و بازسازی آن وقف نموده تا در زمان تخریب آنرا مرمت نمایند...زیبائی این سنگ فرش در طول مسیر نشانی از هنر مهندسی و طبع و ذوق و سلیقه معمار است که تا چندی پیش در مقابل دیگان همگان بوده است .روحش شاد



ارسال توسط بلوخین گرجی

بنام آنکه جان داد و می ستاند .تاریخ میماند و زمان میگذرد.و جغرافیا متغیر میگردد.آنچه از طبیعت می ماند زیبا ئیهایش هست و بس... آتشکده تاریخی در دامنه کوه بین  راه روستای آسیابسر و روستای گرجی محله در زمین مزروعی کربلایی محمد حیدری واقع است. دهانه آتشکده به سمت دریا میباشد و از سنگها ی بزرگ دهانه آن چیده شده  و حاشیه آن پوشیده از درخت میباشد .آجر پاره های ساختمان قدیم در آنجا مشهود می باشد و نشانگر این است که منازل مسکونی زیادی در اطراف آتشکده بوده است منطقه ای بسیار زیبا میباشد که اشراف کامل به دشت دارد.و فقط در منطقه آتشکده درختان شمشاد وجود دارد. که تمام فصول سبزی آن بر زیبائی آن می افزاید و از طرف شمال به دامنه کوه و دشت بین این دو روستا از طرف جنوب به رشته کوه البرز وجنگل زیبا در قسمت شرق به روستای آسیابسر در سمت غرب به روستای گرجی محله ٰٰ- امتداد یافته است.. شهر کوسان (توسان) در زیر قلعه داراب و دز داراب یا به قول امروزی از دارسی کنار قریه مرزبان آباد گرجی محله (مرزامن) واقع شده و هم اکنون آثار این آتشکده و قلعه ها داخل جنگل موجود است آثار قریه مرزن آباد و قبرستان هزار کشته سند گفته ما میباشد..



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : شنبه ۱ تیر ،۱۳٩٢

دکتر مجید اسحاقی گرجی  دانشمند برتر (اول) ریاضی جهان در سال 2013 شناخته شد... دکتر اسحاقی ازاستعدادهای درخشان وافتخارات گرجی محله می باشد.ضمن آرزوی سلامتی بهترینها را از خداوندمتعال برای ایشان خواستاریم 

دانشمندان ریاضی ایران به سرپرستی دکتر مجید اسحاقی گرجی بعد از 41 سال،توانستند کوتاهترین راه حل معمای جهانی لیب را پیدا کنند.به گزارش واحد مرکزی خبر،پرفسورلیب استاد برجسته ریاضی فیزیک جهان در سال 1972 قضیه کانتیویتی را مطرح و در مجله advancees in mathematics ((ادونس مت)) به چاپ رساند.دکتر مجید اسحاقی گرجی سرپرست گروه محققان نیز گفت: ..قضیه کانتیویتی لیب اولین معمای ریاضیدر زمینه توابع محدب است که مهمترین توابع در آنالیز کاربردی است و در مکانیک کوانتوم,صنایع نظامی, صنایع غذایی کاربرد دارد-وی افزود:این راه حل به تائید انجمن ریاضی آمریکا نیز رسیده است

مجله ادونس مت آمریکا که جزو پنج مجله برتر ریاضیات دنیاست مقاله هایی را منتشر میکند که راه حل جدیدی برای حل مسائل ارائه داده باشد.

در طول تاریخ علمی ریاضی ایران,برای دومین بار است که یافته های علمی دانشمندان کشورمان در ادونس مت چاپ می شوند./.



ارسال توسط بلوخین گرجی

اسلایدر

دانلود فیلم