تاريخ : شنبه ۳٠ شهریور ،۱۳٩٢

بر بلندای آسمان مهر

فصل پائیز فرا میرسد،آرام و بیصدا،صدای خش خش برگ درختان به گوش میرسد،

میرسد پائیزهزار رنگ و از همه رنگ،زیبا و قشنگ ..کافیست چند قدمی با عشق از

میان درختان سر به فلک کشیده گذر کنی و سکوت را با تداعی رنگهابه زیبایی

زمان آراسته کنی. کمی نزدیکتر در میان کوچه های شهرمان

کوچولهای ریز و درشت را خواهی دید که مسیر علم را طی میکنند و من با

تجسم خاطرات دیروزم با آنها و در کنار نیمکتهای چوبی لحظات شیرین کودکی

خود را بالذت خاصی مرور میکنم.انگار همین دیروز بود... دیروزی که امروز نمیشود ......

 



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : جمعه ٢٩ شهریور ،۱۳٩٢

... اشک مهتــــــــــــــــــــــــــــــاب

آهنگســــــــاز:حسن یوسف زمانی

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست

همه دریا از آن ما کن ای دوست

دلم دریا شد و دادم به دستت

مکش دریا ز خون پروا کن ای دوست

 

کنار چشمه ای بودیم در خواب

تو با جامی ربودی ماه از آب

چو نوشیدیم از آن جام گوارا

تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب

 

تن بیشه پر از مهتابه امشب

پلنگ کوه ها در خوابه امشب

به هر شاخی دلی سامون گرفته

دل من در تنم بیتابه امشب

 



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : جمعه ٢٩ شهریور ،۱۳٩٢

غروب آفتاب....!!؟؟؟

و...یک ساحل زیبا



ارسال توسط بلوخین گرجی

چشم اندازی از برج عباس آباد ودریاچه عباس آباد

 



ارسال توسط بلوخین گرجی

اجرای زنده گروه موسیقی رستاک

(با حضور نوازنده سازهای بادی:آقای یاسر نوازنده گرجی)



ارسال توسط بلوخین گرجی

میلاد با سعادت شمس الشموس ـ خسرو اقلیم طوس (امام هشتم ) را به همه

هموطنان عزیز تبریک و تهنیت عرض مینمایم.

از دوستان و عزیزانی که نظرات و دیدگاهای خود را درج می نمایند صمیمانه کمال تشکر را دارم

..با آرزوی بهترینها برای شما



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : یکشنبه ۱٧ شهریور ،۱۳٩٢
دارم سوالی ای خدا
ای آشنا با فکر ما
وی قادر قدرت نما
چون می نوشتی این سرنوشت ما خاکیان را
قسمت چه کردی از ملک هستی افلاکیان را

ای داور عرش آفرین
صورتگر فرش زمین
وی مالک ملک یقین
باید به بال اندیشه پویم هفت آسمانت را
یک یک ببینم هم ثابت و هم سیارگانت را

باید سیاحتها کنم در زهره و در مشتری،
شاید که خورشید افکند آنجا فروغ دیگری
تا مگر در آسمان، در دل آن اختران
ز آنچه می جوید بشر ذره ای یابم نشان
شاید آنجا زندگی، دور از این غوغا بود
معنی صلح و صفا بلکه در آنجا بود

جویای راز خلقتم هان ای خدای مهربان
با شهپر اندیشه ها بر قله ی عرشم رسان
شعر:معینی کرمانشاهی   آهنگساز:انوشیروان روحانی

 



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : یکشنبه ۱٧ شهریور ،۱۳٩٢

استاد نقیبی

محفل موسیقی منزل استاد ژاله



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : یکشنبه ۱٧ شهریور ،۱۳٩٢

نمایی از شالیزار و مزرعه گندم 

لای لایی ،لای لایی شالیزار امید مایی

اثر مرحوم استاد محمد نوری



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : یکشنبه ۱٧ شهریور ،۱۳٩٢


گریز

آهنگساز :حبیب اله بدیعی         شاعر :رحیم معینی کرمانشاهی 

  دستگاه : دشتی 

می‌گـریـزم ، می‌گـریـزم

اشک حسرت از چـه ریـزم

برو برو کـز دامت جستم گشوده پـــر از بـامت جستـم

یاد از تو دگـر نکنم نکنم سوی تـــو نظـر نکنـم نکنـم

تو را رها کردم با دگران گذشتم از تو  چون رهگذران
                       
رفتم کز تو دگر بیگانه شوم      بهر شمع دگر پروانه شوم

مهـــری دیگــر با تــو نــدارم      در کـــوی تــو پــا نگـــذارم

گذر از من ، کز تــو گذشتم      از دل تا کـی نـالـه برآرم

نازک طبعی ، چو برگ گل بودم  

بدستت افتادم  پـرپـر گشتم . پـرپـر گشتم

اشکی بــودم  درون بهــر غــم  چو قطره باران

گوهر گشتم ، گوهر گشتم

به حال خود بگذارم        به دست غم بسپارم

که بی‌ تو تنها بــروم            بـــرو بـــرو تـــا بــــروم     



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : شنبه ۱٦ شهریور ،۱۳٩٢

 

 

 

 

کوه های سر به فلک کشیده شمال ایران و فرازو نشیب کو هساران ناهموار البرز ، مسکن و ماوای

کوچ نشینان  بی قرار  ارتفاعات شرق مازندران است که در تحول و گستره ی تاریخ این دیار بنا به موقعیت

راههای صعب العبورو عدم تمرکز و اطراق در مناطق معین ،کمتر آیینه ی ذهن خود را دستخوش

خویشاوندی های نا متناجس فرهنگی و هنری ساخته اند ، وموسیقی این نواحی همچنان مختصات و

اصالت خویش را حفظ کرده است

موسیقی مازنی قرابت و خویشاوندی خاصی با طبیعت دارد به گونه ای که تمامی فواصل ،اوزان ،

ردیف ها و گوشه ها علی رغم ظرافت و لطافت ، صلابتی کوهستانی دارد

ادبیات تغزلی در موسیقی مازنی نمود و گستردگی فراوان دارد،از استغنای (امیری.کتولی. )گرفته

تا (صنم)، (فاطمه غریبم )، که با آه و حسرت ،جذبه ،گیرایی

خاص می یابد . مندیر چشم به راه بودن و در انتظار بودن ،ودر عین پراکندگی ،تنهاگوشه چشمی به

موسیقی لطیف و عاشقانه شرق مازندران را به مشام می رساند که با هنرمندی اساتید این مرز و بوم چهره جذابی را به دید همگان معرفی مینماید





ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : شنبه ۱٦ شهریور ،۱۳٩٢

موسیقی گداری

موسیقی گداری

 گودارها: نام گروهی از خنیاگران هندی الاصل می باشد که در سراسر مازندران خصوصاً مناطق شرقی این استان پراکنده اند. از مجموعه متون و منابع تاریخی می توان استنباط نمود که مهاجرت و استقرار قوم گودار در مقاطع مختلفی از تاریخ صورت پذیرفته باشد.

کتاب خنیاگری در ایران اشاره ای به آوردن این افراد در زمان خسرو دوم (پرویز) (590- 128 م) دارد.

برخی از مورّخین نیز این موضوع را به دوران سلطنت بهرام پنجم (گور) (421- 431) مربوط می سازند. حمدالله مستوفی گوید: «در زمان بهرام کار مطربان بالا گرفت چنانکه مطربی روزی به صد درم قانع نمی شد. بهرام گور از هندوستان 2000 لوطی جهت مطربی بیاورد و نسل ایشان هنوز در ایران مطربی کنند.»

عالم آرای نادری می نویسید: «این هنرمندان که به میل خود در ایران می زیسته اند، ضمناً وظیفه دار آموزش فنون خویش به عمله طرب ایران بوده اند.»

همچنین در کتاب جهانگشای نادری آمده است «جمعی از اربابان طرب هندی که در سلک مطربان سرکار انتظام داشته اند، چون جمعی را قانون سازندگی و فنون نوازندگی به طریق هند آموخته و در رقص و رامشگری ماهر ساخته بودند، لذا ایشان را نیز مرخص ساخته و فرستادند.»

   تاریخ نادر شاهی نیز از هنرمندانی سخن به میان می آورد که همراه با غنائم نادرشاه از هند آورده شدند. تاریخ یاد شده در همین مورد می نویسد: "نادر شاه صد تن از خواجه سرایان، صد و سی نویسنده، هزار و دویست آهنگر و سیصد بنّا، صد سنگتراش و دویست و بیست درودگر به قندهار فرستاده و نقشه شهر جهان آباد را برداشتند و برای سرگرمی سپاهیان چندین دسته از خنیاگران و نوازندگان و بازیگران را نیز از هند به ایران آوردند."

   منابع تاریخی و جغرافیایی مربوط به مازندران نیز که در مقاطع مختلفی از تاریخ نگاشته شدند، اشاراتی به حضور این قوم در مازندران داشته اند ولی نشانه های دقیقی از هویت و تاریخ مهاجرت آنها به دست نمی دهند.

   کتاب جغرافیایی حدود العالم من المشرق الی المغرب که به سال 37 هجری نگاشته شد از خنیاگران دوره گردی سخن به میان می آورد که در بازارهای فریم (پریم)  رود می نواخته اند.

   کتاب تاریخ خاندان مرعشی مازندران نیز اشاره ای به نام این قوم در مازندران دارد.

   رابینو مورخ در سفرنامه خود ه به سال 1839 میلادی نگاشته شد، راجع به اقوام ساکن در مازندران می نویسد: "برخی از خانواده های گودر بنکشی، بربری، کراچی، یا کولی ها نیز در مازندران دیده می شوند."

    جی سی نی پیه در یادداشتهای سفر به ایران که به سال 1874 میلادی نگاشته شد از چند خانواده از نژادی نامعلوم معروف به گدار نام می برد که این گدارها را پاریاهای مازندران می خوانند، و مدعی است که وضع زندگی و درجه اجتماعی این گدارها بی شباهت به بومیان هند یعنی افراد قبایلی چون کولیها، بهبل ها و داریها نبود. ایشان معمولاً به کارهایی از قبیل مراقبت ابنیه، شکار و ماهیگیری روزگار می گذراندند و در عین حال که اسماً در زمره مسلمانان به شمار می آمدند قسمت اعظم خوراک آنها از گوشت خوکهای وحشی تامین می شد هر چند گاهی مسلمانان دختران زیباروی این جماعت را به زنی می گرفتند اما به طور کلی وصلت بین آنها و سایر سکنه اشرف به ندرت اتفاق می افتد.

  همچنین در تاریخ و جغرافیای بهشهر آمده است: "گدارها که عقاید و عادات مخصوصی دارند شغلشان رامشگری و شکار خوک و محافظت زراعت کشاورزان است.

  مجموعه نشانه های موجود حکایت از آن دارد که گودارها نخست جهت گذراندن زندگی عهده دار امور موسیقی و ساخت ادوات و ابزار آن بوده اند ولی بعدها در اثر فشار برخی از گروههای مذهبی بومی ناچار شدند تا از حرفه اصلی خود دست برداشته و به مشاغلی چون شب پایی و میرشکاری تن در دهند.

   گودارهای مازندران در حال حاضر به طور تقریب بیش از دو هزار خانوار را تشکیل میدهند که در نواحی مختلفی همچون تنکابن، نور و کجور، آمل، ساری، بهشهر، گرگان و کتول سکونت دارند. تجمع اصلی آنها در قنبرآباد و حوالی چهارقلعه عبدالملکی واقع در شهرستان بهشهر می باشد.

  امروزه گودارها در مجموعه فرهنگ، اعتقادات و آداب و رسوم منطقه مستحیل شدند. اگرچه هنوز برخی از آئین ها و آداب قومی مانند مراسم ازدواج، طلاق، نوع مناسبات خانواده و برخی از شئون اجتماعی گذشته خود را حفظ نموده اند. این قوم در برخی از منابع قدیمی تر و همچنین محاورات گذشته مردم منطقه به گودر و گوسار نیز شهرت داشته اند.

نقش قوم گودار در تحولات موسیقی مازندران

   تاثیر قوم گودار بر موسیقی مازندران در چهار شکل صورت پذیرفت:

   الف: تاثیر زیباشناسی و ذوق قومی گودارها بر موسیقی مازندران

   ب  : تاثیری که از طریق سازهای خراسانی و ترکمنی بر جای گذاشتند.

   ج  : پیشگیری از نابودی برخی از سازها و نغمات مربوط به آنها.

   د  : انتقال و عمومیت دادن برخی از آواها، نغمات و برخی از ویژگیهای موسیقی سایر اقوام.

  اگر بخواهیم مجموعه مقامات و ریز مقاماتی را که طی چند دهه گذشته تاکنون توسط گودارها از الحان و نغمات موسیقی سایر اقوام به موسیقی مازندران راه یافته اند برشمریم متجاوز از دهها مقام و ریز مقام را شامل می گردد. از آنجایی که مجموع اینگونه مقامات و ریز مقامات علیرغم پذیرش از طرف اهالی و نزدیکی با احساس و ادراک موسیقایی مردم منطقه جزو اساس موسیقی سازی و آوازی مازندران به شمار نمی آیند.

گودارها که در منابع تاریخی و محاورات مردم مازندران با نام‌های متفاوتی همچون گدار Godar ، گدار Godar، گودار Gudar، گجر Gojar، گسار Gosar، خی کش ‌Xikes و برخی عناوین دیگر خوانده شده‌اند در محاورات درون قومی خود را چوله Cule می‌نامند.  
این قوم تیره ای از خنیاگرانند که در مقاطع مختلفی از تاریخ همراه با آهنگران، بازیگران و نجاران از شبه قاره هند به سرزمین ما کوچانده شده‌اند.

 تاریخ دقیق و چگونگی کوچ این قوم به ایران هم چون زندگی آنان در پرده‌ای از ابهام باقی مانده است و منابع تاریخی، دلایل، انگیزه‌ها و زمان‌های مختلفی را از مهاجرت آن‌ها در پیش روی ما می نهند. با این حال شواهد و منابع موجود بر سه اصل یعنی نژاد هندی، کوچ اجباری و خنیاگری آنان وحدت نظر دارند. گدارها امروزه به عنوان اقلیتی غیررسمی در فرهنگ، آداب و رسوم و زبان مازندرانی مستحیل شده‌اند. جمعیت آنان بالغ بر سی هزار نفر است که عمدتا در روستاها و محلات حد فاصل شهرستان بهشهر تا گرگان متمرکز می‌باشند. رنگ پوست، رسوم و شیوه‌های بدوی زندگی و همچنین موسیقی آنها مبین هویت قومی آنان است.
  
گودارها به دلیل پیشنه‌ای دیرپا و مهارت در خنیاگری تاثیر قاطع و قابل ملاحظه‌ای در فرهنگ موسیقی منطقه به جای گذارده‌اند.  
نقش گودارها در فرهنگ موسیقی منطقه دارای جنبه‌های متفاوتی است که چهار جنبه آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است که در زیر به آنها پرداخته خواهد شد.
   
قوم گدار اساسا قومی خنیاگر بوده و بنابر شواهد تاریخی علل حضور آنان در ایران نیز از همین مساله ناشی شده است. آنان توانسته‌اند به تدریج و با گذشت زمان بخشی از نغمات، الحان و دانسته‌های موسیقی قوم خود را به استادی با موسیقی مازندران تلفیق نمایند، از همین رو امروزه بسیاری از مقامات و ریزمقامات مازندرانی در بخش سازی و هم در قسمت آوازی، در مناطق شرقی استان، دارای نوعی حالات و لهجه انحصاری است که ما می‌توانیم از آنها به عنوان موسیقی گداری یاد کنیم.

توجه به ویژگی‌ها و حالات یاد شده مشخص می‌نماید که این قطعات با فرهنگ موسیقی سایر اقوام در مازندران مرتبط نیست. بدون شک لهجه و حالات فوق که دارای زیبایی خاص و مورد پذیرش در مناطق شرقی استان می‌باشد در واقع روایت گوداری از موسیقی مازندران محسوب می‌شود. اگر بخواهیم از نمونه بارز این حالات یاد کنیم باید به تحریرهایی اشاره نماییم که توسط دو لب ایجاد شده و در بسیاری از مقامات و ریزمقامات مناطق شرقی خاصه در «کتولی» و «کل حال» شنیده می‌شود. هم چنین آنها به دلیل استعداد ویژه قومی و سابقه در زمینة موسیقی موفق شده‌اند با فراگیری استادانه برخی از سازهای ترکمنی و خراسانی برای مردم این منطقه بیان تازه‌ای بیابند.

صدادهی این سازها دریچه و چشم‌اندازهای نوینی را در مقابل هنرمندان و علاقه‌مندان به موسیقی باز نمود. توانایی این سازها در اجرای موسیقی مازندرانی خاصه در بیان ریزمقامات موجب شد تا امروزه سازهای یاد شده آن چنان رواج بیابند که در ردیف سازهای بومی مازندران به شمار آیند. علاوه بر رنگ و صدادهی ویژه این سازها که جزو صفات آن ها است و موجب تنوع در حالات و بیان موسیقی منطقه شده است، نوازندگان گودار تکنیک‌های جدیدی را نیز ابداع نوده و بر آن ها افزودند. رفته رفته نوازندگان ماهری از میان گودارها برخاستند و جایگزین نوازندگان بومی شدند. هم اینان موجب حفظ و انتقال بسیاری از نغمات و ریتم‌های وابسته به این سازها به نسل‌های آینده خود شدند.

گودارها به دلیل وضعیت معیشتی و مشاغلی که به عهده آن ها نهاده می‌شد، با بیشتر اقوام و گروه‌های ساکن در مازندرن و یا مردم مناطق همجوار در ارتباط بوده‌اند. از همین راه آن هابا موسیقی اقوامی چون کردها، ترک‌ها و سیستانی‌ها آشنا شده و حتی بسیاری از مقامات ترکمنی و خراسانی را نیز آموختند. تجارب و استعداد آنان در زمینه مذکور بسیاری از ویژگی‌ها، تکنیک‌ها و همچنین مسایل موضوعی موسیقی این اقوام را با موسیقی مازندران پیوند داد.

مقام هرایی ترکمنی با مجموعه‌ای از ریزمقامات مربوط به آن که ضمن آمیختگی با حالاتی از موسیقی خراسانی، به موسیقی شرقی مازندران راه یافت نمونة بارزی از این انتقال است. افزون بر این شمار قابل ملاحظه‌ای از ریزمقامات که حاکی از آمیزشی واضح و انکار ناپذیر از موسیقی ترکمنی، خراسانی و الحان سایر مناطق است وارد موسیقی مازندران شد. هم چنین از طریق هنرمندان گودار شاهد نوع ویژه‌ای از موسیقی در مناطق شرق استان هستیم که از موسیقی روایی و خنیایی پرقدمت مازندران الهام گرفته است. 
هرچند هنرمندان مازندرانی پیوسته موسیقی گوداری و هنرمندان آن را به دیده تحقیر نگریسته‌اند اما واقعیت این است که بسیاری از آنان به ویژه در مناطق شرقی استان و جلگه‌های این مناطق به گونه‌ای جدی از موسیقی گوداری تاثیر پذیرفته‌اند.
  
اگر بخواهیم تعریف جامعی از موسیقی گوداری به دست دهیم، باید بگوییم این موسیقی بیان ویژه‌ای از موسیقی مازندرانی است که با احساس، دانش و فرهنگ موسیقیایی قوم گدار در هم می‌آمیزد تا بر اساس رنج‌ها و مشقات تاریخی این قوم، از آن روایتی حزن‌انگیزتر و دردمندانه‌تر ارائه دهد. شکل‌گیری این روایت ویژه از موسیقی منطقه محصول قرن‌ها تلاش و ممارست گدارهاست.

به همین جهت می‌توان بسیاری از مقامات و منظومه‌های موسیقی مناطق مرکزی مازندران هم چون «کتولی»، «کل حال» و «طالبا» را با اندک تغییر در موسیقی گوداری مشاهده کرد. هم چنین تعداد بی‌شماری از ریزمقامات مناطق مرکزی با تغییراتی در لهجه و حالات در موسیقی گداری ملاحظه می‌شوند. از ویژگی‌های دیگر موسیقی گوداری، جایگزین نمودن کمانچه به جای نی چوپانی مازندرانی (لله وا) و استفاده از سازهای کوبه‌ای غیرمازندرانی مانند دایره‌های بزرگ و تمبک در اجرا و بیان ریزمقامات است.

 

کتولی شرق گله حال و لیلا خانم
اصغر اتولی (کتولی) : آواز قدر اتولی: کمانچه
دو موسیقدان سرشناس گدار ، پدر و پسر ، با کمانچه و آواز ، روایت شرق کتولی را به کل حال و کیجا جانی به نام لیلا خانم پیوند می‌دهند. یک دوبیتی کامل بر ملودی کتولی و یک دوبیتی مستقل دیگر به علاوه‌ی ک تک بیتی بر روی کله حال خوانده می‌شود. به نظر می رسد که در شرق ، نزد خوانندگان ، گرایش نسبتاً مشخصی به صدای گرفته و پرفشار وجود دارد. بسیاری از کیجاجان های مازندرانی به امتداد ملودیکی مزین اند که اغلب نام دختر جوانی بر روی آنها خوانده می‌شود و آن را گوشواره می‌نامند . در اینجا ، گوشواره موتیف پایانی جملات موسقیایی است که بر روی دو واژه‌ی لیلا خانم اجرا می‌شود .
بند اول لیلاخانم؛
اگر عالم بسوزه بره ورمه (لیلا خانم)             اگر عالم بسوزد تو را می‌برم
اگر خدا نکشه بره ورمه (لیلا خانم)               اگر خدا مرا نکشد تو را می‌برم
مره بورد بینه بشهر زندون (لیلا خانم)           مرا به زندان بهشهر برده اند.
زندون چه در امبه باز تره ورمه (لیلا خانم)       از زندان در می‌آیم و تو را می‌برم

 

 



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : یکشنبه ۱٠ شهریور ،۱۳٩٢

استاد مرتضی سعیدی



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : شنبه ٩ شهریور ،۱۳٩٢

............

بگذار تا مقابل روی تو بگذریم

آواز نوای مرکب، شعر از سعدی:

(در آمد نوا)
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم
بگذار
بگذار تا مقابل روی تو بگذریم

دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

دزدیده در شمایل خوب تو بنگریم

(جملهٔ اول گردانیه)
شوق است در جدایی و جور است در نظر
شوق است در جدایی و جور است در نظر

هم جور به که طاقت شوقت نیاوریم

(تحریر نغمه)
(جملهٔ دوم گردانیه)
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من

از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم

(گَوشت)
ما را سری است با تو که گر خلق روزگار

دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم

(فرود به نوا)
(بیات راجع)
ما را سری است با تو که گر خلق روزگار

دشمن شوند و سر برود هم بر آن سریم

(اوج بیات راجع)
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من
گفتی ز خاک بیشترند اهل عشق من

از خاک بیشتر نه که از خاک کمتریم

(عشاق)
روی ار به روی ما نکنی حکم از آن توست

باز آ

(قرچه)

باز آ که روی در قدمانت بگستریم

باز آ که روی در قدمانت بگستریم

(جملهٔ اول رضوی)
ما با توایم و با تو نه‌ایم، نیست بوالعجب

در حلقه‌ایم با تو و چون حلقه بر دریم

(جملهٔ دوم رضوی)
نه بوی مهر می‌شنویم از تو ای عجب

نه روی آنکه مهر دگر کس بپروریم

(جملهٔ اول سلمک)
از دشمنان برند شکایت به دوستان

چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم؟

(جملهٔ دوم سلمک)
ما خود نمی‌رویم دوان از قفای کس

آن می‌برد که ما به کمند وی اندریم

(فرود به نوا)
(فرود نوا)
سعدی تو کیستی
سعدی تو کیستی که در این حلقهٔ کمند

چندان فتاده‌اند که ما صید لاغریم



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : شنبه ٩ شهریور ،۱۳٩٢

گروه رستاک درروستای گرجی محله درمحضر استادمحمد رضااسحاقی گرجی

جهت باز خوانی آهنگ ((ای لاره))

و هنوز مرثیه خوان آنانم که هنوز به چنگنم نیامدند

به روزگارکه هیچش وفا میسر نیست......صداست که ماند به شاخسار دلم

دوستان عزیز در صورت تمایل مطالب و تصاویر

خود را یه ایمیل gorjih28@yahoo.com ارسال نمائید.





ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : پنجشنبه ٧ شهریور ،۱۳٩٢

آموزشگاه موسیقی آقای علیرضا ولیزاده گرجی در تهران هنرجو می پذیرد.



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : دوشنبه ٤ شهریور ،۱۳٩٢

طایفه میلادی گرجی


aنورالله        bفرج الله           cولی الله        d شعبانعلی         eآقا برار           fعبدالله

1رستم   2محمود   3عبدالله

1گلبانو      قربان

         احمد   محمود

b فرج الله

             محمد

            رمضان

محمد اسماعیل فرج الله  قربانعلی  محمد علی

c ولی الله

ابراهیم

1.علیجان----------------2.مریم بانو

کلثوم.شهربانو.حسین.ام البنین.لیلا.ولی اله.یوسف


d شعبانعلی

      اصغر

خلیل  محمد ابراهیم  رحمان  شعبان 

e آق برار

محمد حسین

f عبدالله

  اصغر

لیلا  کلثوم  حاجی  فرمان






ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : دوشنبه ٤ شهریور ،۱۳٩٢

نعکسهای من

نمایی از دریای بهشهر

ساحل زیبای دریای بهشهر

           کــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاروان

همه شب نالم چون نی،که غمی دارم... دل و جان بردی اما،نشدی یارم

گر زدل بر آرم آهی،آتش از دلم خیزد...چون ستاره از مژگانم،اشک آتشین ریزد

شعر:رهی معیری     آهنگ:مرتضی محجوبی    دستگاه:دشتی  



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : دوشنبه ٤ شهریور ،۱۳٩٢

موزیک




ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : یکشنبه ۳ شهریور ،۱۳٩٢

نت های موسیقی می توانند به هفت شکل و احیانا کمی بیشتر ، ظاهر شوند در جدول پایین شکل های هفتگانه و دیرند آنها نسبت به یکدیگر نشان داده شده است:

 

 

 

در ضمن ، نت گرد در موسیقی امروز از همه ی دیرند ها بزرگ تر است ، و به همین سبب زمینه ای است برای اندازه گیری شکل های دیگر مثال :
نت گرد = 1/1 گرد
سفید = 2/1 گرد
سیاه = 4/1 گرد 1
چنگ (یا یک لا چنگ) = 8/1 گرد الی آخر
در بعضی مواقع ( البته بسیار به ندرت ) شکل پنج لا چنگ به کار برده می شود که ارزش زمانی آن یا همان دیرند آن 2/1 چهار لا چنگ و 128/1 گرد می باشد .

 

هر گاه شکل های چنگ دولا چنگ سه لا چنگ چهار لا چنگ ( نت هایی که دارای چنگ هستند ) در جایی از قطعه ی موسیقی بیش از یکی و پی درپی آمده باشند می توان آنها را بصورت گروهی نوشت یعنی چنگکشان راحذف کرد و انتهای دم هاشان را با خطی ( یا خط هایی ) به هم پیوست در این وضع هر چنگک تبدیل به یک خط می شود.

 

 

 

و به همین ترتیب نت های چنگک دار گوناگون نیز می توانند به صورت گروهی نوشته شوند.

 

در جدول بالا همه ی نت ها به جز گرد دارای دم هستند و از آنجا که همه ی این شگل ها به منظور تشخیص زیر و بمی شان روی حامل نوشته می شوند ، باید گفت که معمولا هرگاه جای نت ( یا جای سر نت ) پایین تر از خط سوم حامل باشد ، دم نت رو به بالا ، و چنانچه سرنت در نیمه ی بالای حامل نوشته شود ، دم آن به پایین کشیده می شود .

 

در حالت اول ، دم از سوی راست سر نت به بالا مثل dو در حالت دوم از کناره ی چپ سر به پایین مثل p -و در هر دو حال دم مماس با سر- رسم می شود.

 

 

 

ضمنا نوشتن نت های چنگک دار به صورت گروهی نخستین بار در قرن هیجدهم معمول شد .

 



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : جمعه ۱ شهریور ،۱۳٩٢

تار،،، ساز ایران امروز

در حال حاضر این ساز دارای سه سیم مستقل است..که هر سیم از دو زه (دوبل سیم ) تشکیل شده است.

معمولا دو سیم اول را((دو)) کوک میکنند و دو زه سیم دوم را ((سل)) و دو زه سیم سوم را بطور متغییر ، بنابر ضرورتی که در هر قطعه ایجاب میکند تغییر کوک می دهند..

اصولا سازهایی که دارای سه سیم هستند متعاقب و تکمیل یافته سازهای اولیه دو سیمی محسوب می شوند سازهای دو سیمی را در قدیم معمولا بصورت اکتاو کوک می کرده اند که سیم اول را ((زیر)) و سیم دوم را(( بم ))می خوانده اند.تصور می شو که بنابر همین دلیل سیم اول و سیم سوم را هنوز هم بصورت اکتاو {{ دوـ دو }}  کوک میکنند .سیم سوم تار به ندرت جهت اجرای ملودیهای شفاف مورد استفاده قرار میگیرد واغلب از آن به صورت [واخوان] بهره برداری میکنند.زیرا سونوریته این سیم ذاتا خفه و تاریک است و به همین علت همیشه آنرا بصورت یک دوبل سیم بافاصله اکتاو مورد استفاده قرار می دهند، ولی این عمل در خفگی و تاریکی سونوریته آن چندان تاثیری ندارد.

از طرفی دیگر اگر چه امروزه وظیفه اجرای جملات و خطوط گوناگون وسیقی به عهده این سیم (سوم)واگذار نمی شود ،ولی با ادامه پرده بندی روی قسمت سوم اعظم دسته ساز {{ تقریبا تا نزدیکی کاسه ساز }} اجرای هر گونه جمله موسیقی در مناطق زیر به خوبی امکان پذیر شده است..

تکامل این ساز را می بایست مدیون زحمات موسیقیدانان با تجربه این دو سه قرن اخیر دانست.چون در طی دو سه قرن گذشته تکنیک پیشرفته موسیقی نیز مورد توجه موسیقیدانان جوان وپیشرو زمان قرار گرفت و موسیقیدانان کوشیدند تا از تکنیک موسیقی ثمره ای بر گیرند .لذا سعی خود را بر آن داشتند  تا از جهتی مانند سازهای غربی دامنه اصوات را در وسعت صدای تار به طرف زیر گسترش دهند و از جهت دیگر آوازها و ملودیهای ایرانی را با استفاده از خط مو سیقی به رشته تحریر در آورند نتیجه ای که از این تحول عاید گردید دارای نکات مثبت و منفی بسیار است که از جمله امکان اجرای دستگاهها و مقامهای موسیقی ایران را در بالای دسته ساز میتوان در جهت مثبت قضیه به حساب آورد.بدین معنی که موسیقیدانان ایرانی توانستند از یک چهارم درست { ذوالاربع } پرده بندی در قسمت پائین دسته ساز تجاوز کرده و با تقلید از شیوه استفاده از طرز پرده بندی در موسیقی غربی و با انگشت گذاری اکتسابی تا انتهای دسته ساز (نزدیک کاسه ساز )بالا روند و تقریبا یک اکتاو نیز به وسعت صدای تار در زیر بیفزایند..

در اثر این تکامل موفقیتهای دیگری از جمله امکان اجرای دستگاهها و مقامها در محلهای غیر سنتی نیز بوجود آمد.بدیهی است که لازم اجرای قطعت موسیقی  ایرانی به روشهای جدید ، فراموش کردن روشهای سنتی بود که متاسفانه از این ره آورد موسیقی ایران نیز بی بهره نماند و آنچه که قدما گشت بودند رشته شد و این خود از نکات منفی این تحو ل محسوب میشود.

 



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : جمعه ۱ شهریور ،۱۳٩٢

خیال باطلدانستنیهای علم موسیقی

موسیقی نوازشگر گوش،رهنمون و تهیج کننده دل و تلطیف کننده و صفا دهنده روح است

موسیقی زبان جهانی است که هریک از افراد بشر متناسب با توان خود آنرا درک میکنند بطوریکه کلام از بیان آن عاجز است..بهمین جهت گفته اند:آنجا که سخن باز می ماند !! موسیقی آغاز می شود..

شاید بتوان کفت که موسیقی بدون هیچ واسطه ای سریعتر از تمام هنرها احساس شادی و غم را به انسان منتقل میکند...حقیقتی فطری یا غریزی در زبان موسیقی وجود دارد که هیچ کلامی هر چند فصیح نمیتواند با آن برابری کند.موسیقی با وجود تنوع فراوان در دنیای امروز ، به دلیل تاثیر عمیق که بر روی احساس میگذارد،نقش مهمی را ایفا می کند و این امر ، بخصوص در موسیقی علمی بدلیل غنی بودن اصوات و تعدد سازها و همچنین عمق و وسعت موسیقی  از نظر بیان احساسات ، میدان عملکرد و وسعت ،به اوج خود میرسد.هنر موسیقی،بطور کلی ،برمبنای تعدادی از صداها که دارای زیرو بمی دیرش(duration) گوناگون هسند ،بنا می شود"و هر آهنگ از دانگ یا گام معینی بوجود آمده است. بعبارتی دیگر،اگر صداهای مختلف هر آهنگ یا ملودی بترتیب زیر و بمی بنا ب رعایت فواصل تعیین شده در کنار یکدیگر قرار گیرند گام معینی حاصل میشود .در واقع گام یا نردبان صوتی در موسیقی ،عبارت از صداها یا نتهایی است که با ترتیب معینی از نظر زیر و بمی  در میان فاصله اکتاو قرار دارند.و فاصله عبارت است از اختلاف زیر و بمی یا نسبت تواتر دو صدا



 

 



ارسال توسط بلوخین گرجی

اسلایدر

دانلود فیلم