تاريخ : جمعه ۳۱ اردیبهشت ،۱۳٩٥

زندگینامه هنری استاد فتحعلی بهرامی گرجی

متولد 1347/9/01 در روستای گرجی محله دیده به جهان گشود او در 17 سالگی به ساز سنتور که توسط پسر عمو یش ولی بهرامی نوازنده چیره دست سنتور بود علاقه مند شد و به دلیل نبود امکانات و وضعیت نا مساعد مالی برای خرید این ساز به همکاری برادرش عبدالوهاب بهرامی شروع به ساخت سنتور کردو بعد از مدت کوتاهی آهنگ زرد ملیجه استاد صبا رامینواخت که کم کم به پیشنهاد دلسوزانه استاد گرانقدر محمد علی رستمی مشغول فراگیری نتهای موسیقی شد تا جایی که اکثر قطعات دستور سنتور و بعضی قطعات سی قطعه چهار مضراب استاد پایور را فرا گرفت،بخاطر علاقه شدید به سنتور بی وقفه تمرین میکرد وبرای ادامه کار نزد استاد رامین صفایی به مدت یک سال (دستور سنتور و ردیف ابتدایی دوره آوازی )ودو سال نزد استاد سعید ثابت که در جشنواره بزرگ داشت استاد پایور با او ملاقات کرده بود رفت و دور عالی سنتور وپیش درآمد و رنگ استاد پایور را فرا گرفت و در این مدت مشغول به تدریس خصوصی و آموزش در آموزشگاه ی استان(آوای مهر،حوزه هنری مازندران،خانه هنرنکا بعنوان سهامدار،آریای بهشهر و آوای نی) مشغول فعالیت شد و توانست شاگرد های خوب و زیادی تحویل جامه هنری دهد،اومدت 13سال(1382)عضو خانه موسیقی ایران و عضو انجمن موسیقی شهرستان بهشهر ، دانشجو رشته موسیقی ، وهم اکنون مشغول تدریس در آموزشگاه مشتاق بهشهر،موسسه آلا ی بهشهر،هارمونی نکا،آوای نی ساری و تدریس خصوصی در منزل میباشد



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳٩٥

irman Georgi,
ایرمان ابراهیم نژاد گرجی

بانام مستعار آرمین متولد 1360/07/01گرجی محله از ده سالگی به صورت خود جوش ساز فلوت دست ساز را فرا گرفت وعلاقه خود را به آواز نشان داد ولی به تشویق برادر واستاد رستمی از سال سوم راهنمایی الفبای موسیقی را نزد این استاد آموخت، ایشان بعد از چندی نزد استاد جمشیدقلی نژاد به ادامه فراگیری ساز نی پرداخت وپس از آن نزد
استاد محمد علی کیانی نژاد به فرا گیری تکنیک وردیف ایرانی پرداخت سال 84عضو کنسرواتور تهران شد وهم زمان دانشجوی موسیقی در دانشگاه علمی وکاربردی شد وموسیقی کلاسیک را انتخاب وساز تخصصی فلوت بوهم را برگزید عضو گروه ونوشه ثبت آثار در صدا وسیما، تدریس موسیقی وافتخارتدریس اکثر نوازندگان سازهای بادی خصوصا نی منطقه، کنسرتها واجراهای متفاوت وغیره رزومه کاری ایشان میباشد.



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳٩٥

نگاهی کوتاه به موسیقی اصیل ایرانی"

 

موسیقی سنتی ایرانی، شامل دستگاه‌ها، نغمه‌ها، و آوازها، از هزاران سال پیش از میلاد مسیح تا به امروز سینه به سینه در متن مردم ایران جریان داشته، و آنچه دل‌نشین‌تر، ساده‌تر و قابل‌فهم تر بوده‌است امروز در دسترس است، بخش بزرگی از آسیای میانه، افغانستان، پاکستان، جمهوری آذربایجان، ارمنستان، ترکیه، و یونان متأثر از این موسیقی است و هرکدام به سهم خود تأثیراتی در شکل گیری این موسیقی داشته‌اند، از موسیقی‌دان‌ها یا به عبارتی نوازندگان موسیقی در ایران باستان می‌توان به «باربد» و «نکیسا» اشاره کرد. محتویات [نهفتن]  ۱ تاریخچه ۱.۱ موسقی‌دانان ایران باستان ۱.۲ موسیقی‌دانان بعد از اسلام ۱.۳ موسیقی دانان بزرگ ایرانی در عربستان و دستگاه امویان ۲ ردیف ۲.۱ دستگاه ۲.۲ آواز ۳ تاریخچه موسیقی ایرانی ۴ چهره‌های موسیقی ایران ۴.۱ برخی خوانندگان ۴.۲ برخی آهنگ‌سازان ۴.۳ برخی تصنیف سرایان ۵ سازها ۶ جستارهای وابسته ۷ موسیقی نواحی ایران ۷.۱ سایر ۸ منابع ۹ همچنین ببینید ۱۰ پیوند به بیرون تاریخچه [ویرایش] کنسرت میلان ۲۰۱۰ از راست به چپ: مجید خلج - حسین علیزاده - کیهان کلهر بزرگان موسیقی ایران نگاره‌ای از نوازندگان بر روی کاخ هشت بهشت اصفهان، از سال ۱۶۶۹ م.
در ایران باستان هنگام برآمدن و فرو رفتن خورشید گروهی به نواختن طبل و کوس و کرنا می‌پرداختند. در اوستا بخش یسنا‌ها آمده که پزشکان بیماران خود را با موسیقی ایرانی درمان می‌کردند. در آن دوران سه نوع موسیقی آئینی (دینی)، بزمی و رزمی مرسوم بوده‌است، همچنین در جشن‌های طبیعت و روزهای تاریخی و ملی نواها و موسیقی ایرانی ویژه‌ای اجرا می‌شد. در دوران هخامنشیان سرودها و ترانه‌هایی به نام هوره در جنگ‌ها و جشن‌ها اجرا می‌کردند که امروزه در ایلام و سرزمین‌های غرب ایران با همین نام رایج است. در دوران ساسانیان به ویژه بهرام گور و خسرو پرویز موسیقی‌دان‌هایی زیر نظر وزیر دربار خرم باش کار می‌کردند. در جشن‌های بزرگ، این نوازندگان و خنیاگران نواها و آهنگ‌های گوناگون اجرا می‌کردند. در شاهنامه آمده بهرام گور تعداد ده هزار لوری (خنیاگر) از هند برای شادی و پایکوبی مردم به ایران آورد. نبد هیچ مانند بهرام گور به داد و بزرگی و فرهنگ و زور موسقی‌دانان ایران باستان [ویرایش] مشهورترین موسیقی‌دان‌های این دوران قبل از اسلام به شرح زیر بودند باربد سرکش رامتین بامشاد آفرین نکیسای چنگ نواز باربد برای هر روز هفته نوایی ساخت که به هفت خسروانی معروف است. همچنین برای هر روز ماه سی لحن یا سی دستان و برای ۳۶۰ روز سال غیر از پنجه دزدیده، ۳۶۰ آهنگ یا ۳۶۰ دستان را ساخت. آهنگ جامه دران که در ردیف موسیقی ایرانی است از ساخته‌های نکیسا است که با چنگ نواخته‌است. دستان دیگری به نام دستگاه راست است که باربد آن را ساخت و امروز جز دستگاه‌های هفت‌گانه موسیقی ایرانی است، همچنین باید به آهنگ‌ها و دستان نوروز بزرگ، آرایش خورشید، ماه بر کوهان (ماه بالای کوهسار)، کین ایرج، سوگ سیاوش و گنج باد، گنج کاووس، تخت تاقدیس، فرخ روز، سوگ شیدیز و باغ شیرین اشاره کرد.[۱] موسیقی‌دانان بعد از اسلام [ویرایش] در ایران بعد از اسلام با اینکه موسیقی در اسلام نهی شده بود، با این حال دانشمندان اسلامی و موسیقی‌دانان بزرگ ایرانی درباره هنر موسیقی کتاب‌ها و نگارش‌هایی دارند. اسم سال وفات (قمری) کتاب توضیحات نشیط فارسی ۸۰ هجری از پیشگامان و سازندگان موسیقی عربی در قرن اول هجری بوده‌است. ابراهیم موصلی(ارگانی) ۲۳۵- ۱۲۵ هجری و پسرش اسحق موصلی متولد شهر ارگان فارس عود نواز بودند. ابراهیم شعر عرب را به آهنگ ایرانی آراست، گویند او نهصد نغمه موسیقی ساخته و پسرش نیز نوشته‌هایی در باب اصول موسیقی نگاشته که امروزه چیزی در دست نیست. زریاب ۲۴۶ هجری اوفی الاغانی یکی از موسیقی‌دان‌های ایرانی و شاگرد اسحق موصلی بوده و یکی از برجسته‌ترین خوانندگان و موسیقی‌دانان و نوازندگان عود در زمان هارون الرشید بود. یکی از آثاراست. ابوالعباس سرخسی ۲۸۶ هجری کتاب الموسیقی الکبیر و کتاب الموسیقی الصغیر یکی از نویسندگان ایرانی و از مردم سرخس بوده ابوبکر زکریای رازی ۳۱۳هجری فی الجمل الموسیقی دانشمند بزرگ ایرانی که در ری به تحصیل علوم گوناگون زمان خود می‌پرداخت و درباره موسیقی کتاب را نگاشته‌است وی در جوانی عود می‌نواخت. ابن خردادبه ۳۰۰ هجری آداب السماع، طبقات المغنین (درباره خوانندگان) و رساله‌ای درباره سازهای زمان ساسانی جغرافیدان ایرانی بوده و نیایش زرتشتی بوده‌اند ابونصر فارابی قرن سوم و چهارم الموسیقی الکبیر و المدخل الی صناعته الموسیقی و الموسیقی بزرگ‌ترین دانشمند قرن سوم و چهارم هجری است و در تمام علوم زمان خود استاد بود و او را معلم ثانی بعد از ارسطو می‌دانند. فارابی موسیقی را در بغداد آموخت و سماع طبیعی ارسطو را چهل بار خوانده‌است و سازی شبیه قانون نیز ساخته‌است ابوعبدالله خوارزمی ۳۷۰ هجری مفاتیح العلوم از اصول موسیقی و ابزار و سازها در کتابش گفته‌است رودکی ۳۲۹ هجری شاعر نامدار و موسیقیدان بزرگ ایرانی که چنگ نیکو می‌نواخت. ابوعلی سینا ۳۷۰-۴۲۸ قمری المدخل الی صناعته الموسیقی دانشمند برجسته ایرانی معروف به شیخ الرئیس در زمان سامانیان می‌زیسته. او در حدود ۱۰۰ کتاب در رساله نوشته‌است و در بخشی از موسیقی سخن گفته‌است صفی‌الدین ارموی ۶۱۳ هجری الادوار و شرفیه درباره پرده بندی عود و گام‌های موسیقی یکی از دانشمندان بزرگ ایرانی است که در ارومیه به دنیا آمد. عود نواز چیره دستی بود قطب الدین محمود شیرازی ۷۱۰ هجری دره التاج رساله او در تاریخ موسیقی ارزش زیادی دارد. جرجانی ۸۱۶ هجری مقالید العلوم شهرت جرجانی بیشتر در علوم ادبی و حکمت است عبدالقادر مراغی ۸۳۸ هجری مقاصد الالحان و جامع الالحان نقاش و خوش‌نویس و عود نواز ماهری بوده‌است. احمد المسلم الموصلی ۱۱۵۰ هجری النفی فی فن الموسیقی یکی از موسیقی‌دان‌های ایرانی است. [۲] موسیقی دانان بزرگ ایرانی در عربستان و دستگاه امویان [ویرایش] نشیط فارسیاز استادان نامی موسیقی و از خوانندگان و نوازندگان نامی سده نخست اسلامی است. نشیط در روزگار عبدالله بن جعفر (عبدالله بن جعفر بن عبدالله بن ابی طالب) یا در زمان خلافت عبدالملک اموی به مدینه رفت. سرودهای پارسی می‌خواند. عبدالله او را موردتوجه قرار داد و به عنوان برده خریداری کرد نشیط بنا به تمایل عبدالهس بن جعفر که از بزرگان قریش بود غنای عربی را از «سائب خاثر» فراگرفت و در این فن نیز استاد شد و شماری از موسیقیدانان عرب نزد او به آموختن موسیقی پرداختند.(از جمله ابن سریج، معبد، جمیله و عزة المیلاء) مسلم بن محرز ابن محرز اصلا ایرانی بود و پدرش پرده دار کعبه بود. او از موسیقی دانان به نام دوره بنی امیه‌است. در زمان هشام بن عبدالملک می‌زیست و در موسیقی ایرانی و رومی استاد بود، وی موسیقی ایرانی را در مکه و مدینه نشر داد. ابوالفرج اصفهانی در نسک «اغانی» گوید: «وزن رمل (وزن سه ضربی و در عروض چهار بار فاعلاتن در هر بیت است.) را که آهنگ ضربی تندی بود، او ساخت و نخستین کسی است که در بحر رمل تغنی کرده‌است.» او نخستین مکتب علمی را در موسیقی به وجود آورد و آوازها را به طور درست تنظیم نمود و خود روشی در موسیقی به وجود آورد و به درست نمودن و تکمیل آن پرداخت. برای چامه‌های (اشعار) عربی آهنگ ساخت و موسیقی عرب را دگرگون کرد. کوششهای او در موسیقی عرب و بنای آن براساسی درست، سبب شد که او ار «صناع العرب» لقب دادند. از جمله کارهای او تشکیل دسته‌های دختران خواننده بود (تشکیل این چنین دسته‌هایی در زمان ساسانیان نیز در ایران معمول بوده‌است.). دسته‌ای از ۵۰ دختر خواننده تشکیل داد که در راس آنان جمیله، زن موسیقیدان نامی آن دوره، آهنگ اصلی را می‌خواند. هنگامی که «فضل بن یحیای برمکی» از یکی از استادان موسیقی پرسید که: بالاتر از همه موسیقیدانان کیست؟ او در پاسخ گفت: ابن محرز. اسحاق الموصلی، خواننده و موسیقیدان نامی دوره عباسی، پیوسته می‌گفته فحول موسیقیدانان، ابن سریج و پس از او ابن محرز بوده‌است. ابن محرز به اندازه‌ای در موسیقی توانمند و در هنر خود نامی و برتر بود که اگر آهنگ دیاری می‌کرد بازار موسیقیدانان آن دیار کساد می‌شد و به عناوین مختلف در بازگرداندن او می‌کوشیدند. گویند وقتی آهنگ عراق کرد «حنین بن حیری» در قادسیه از او پرسید: در این سفر چه نفعی در نظر گرفته‌ای؟ گفت: هزار دینار. وی پانسد دینار به او داد و از او درخواست کرد که بازگردد او نیز چنین کرد. یونس کاتب؛ یونس بن سلیمان بن کاتب شهریار، ملقب به ابوسلیمان از نسل هرمز، از نخبه‌های موسیقیدان دوره خود بود و افزون بر موسیقی در شعر مقام استادی داشت و در دوره بنی امیه در دیوان مدینه کاتب و نویسنده بود، گاهی هم به کار بازرگانی می‌پرداخت. یونس موسیقی را نزد استادان فن مانند ابن سریج و ابن محرز و «معبد» و دیگر موسیقیدانان آن دوره فراگرفت و شاگرد برتر معبد بود. نوشته‌اند نخستین نسک موسیقی را پس از اسلام یونس نوشته و نسک او مورد اعتماد و استشهاد اهل فن بود. ابن ندیم نویسنده نسک «الفهرست» می‌نویسد: " یونس کاتب نسکهای نامداری درباره موسیقی و موسیقیدانان نوشته و از آنجمله سه نسک است: «مجرد یونس»، «القیان» و «النغم». ولید بن یزید از خلفای اموی که خود از موسیقیدانان بود و در این فن ابتکاراتی از خود داشت بنا به سابقه‌ای که از آوای یونس داشت او را به دربار خویش دعوت کرد و او را در سلک مغنیان و ندیمان و نزدیکان درگاه خویش قرار داد. سائب خاثر؛ اصلا ایرانی و پدرش بشاء از بردگان آزاد شده بود. سائب مانند نشیط فارسی از غلامان عبدالله بن جعفر بن ابی طالب بود. سائب به دستور عبدالله بن جعفر آواز عربی را از نشیط فارسی که تازه به مدینه آمده بود آموخت. نخست آواز را بدون همراهی ساز می‌خواند و ضرب آن را با چوبی که روی زمین می‌نواخت نگاه می‌داشت. سپس عود آموخت و نخستین کسی است که در مدینه عود ساخته و نواخته‌است. نویسنده اغانی می‌نویسد: او نخستین کسی است که همراهی ساز را با آواز در میان اعراب معمول داشت. سائب خاثر تحت تاثیر نشیط و آهنگهای ایرانی او نخستین آهنگ عربی را به نام «ثقیل» با قاعده‌های درست و میزان ملایم ساخته‌است. این موسیقیدان استاد و بنام ایرانی در زمان نخستین خلفای بنی امیه می‌زیسته و در دستگاه معاویه و یزید راه یافته برای آنان خوانندگی کرده‌است. سائب خاثر شاگردان بسیاری تربیت کرد و تربیت شدگان و و دیگر استادان موسیقی ایرانی در کشورهای عربی آواز را بدون انحراف از اصول ایرانی آن در میان عرب رواج دادند و برخی از خوانندگان نامی عرب نیز شاگرد او بوده‌اند، مانند: عزة المیلاء. بنابر آنچه گذشت بنیان و پایه موسیقی عرب به دست ایرانیان گذاشته شد. و از سده دوم هجری بیشتر موسیقیدانان بزرگ در میان عرب، ایرانی و ایرانی نژاد بوده‌اند، ولی به شوندهایی که خواهیم گفت ملتهای غیرعرب از جمله ایرانیان برای رهایی از توهین و آزار که اعراب نسبت به آنان روا می‌داشتند اقدام به گزینش نام و اختیار کردن نام و کنیت عربی کرده و به وسیله «حلف» یا «ولاء» خود را از کینه عرب دور نگاه داشتند و پژوهندگان تاریخ در نژاد و تبار آنان دچار اشتباه شده‌اند.[۳] ردیف [ویرایش] نوشتار اصلی: ردیف (موسیقی) موسیقی ردیف دستگاهی امروز ایران از دورهٔ آقا علی‌اکبر فراهانی (نوازندهٔ تار دورهٔ ناصرالدین شاه) باقی مانده‌است. آقا علی اکبر فراهانی به‌واسطهٔ میرزا تقی خان فراهانی (امیر کبیر) برای نشر موسیقی ایرانی به دربار دعوت شد. سپس این موسیقی توسط آقا غلامحسین (برادر آقا علی‌اکبر) به دو پسر علی‌اکبرخان به نام‌های میرزا حسینقلی و میرزا عبدالله، آموخته شد و آنچه از موسیقی باستانی ایران امروزه مورد استفاده‌تر و معروف‌تر است، دسته‌بندی موسیقی توسط این دو استاد در قالب مجموعه نواخته‌ها و آموزش هایشان است که به نام «ردیف موسیقی» نامیده می‌شود. ردیف در واقع مجموعه‌ای از مثال‌های ملودیک در موسیقی ایرانی است که تقریباً با واژهٔ رپرتوار در موسیقی غربی هم‌معنی است. یک مجموعهٔ ردیف، مجموعه مثال‌هایی موسیقایی از هر کدام از گوشه‌های یک دستگاه‌است که بیانگر نسبت نت‌های مورد استفاده در آن گوشه و حال و هوای احساسی آن است. گردآوری و تدوین ردیف به شکل امروزی از اواخر سلسلهٔ زند و اوایل سلسلهٔ قاجار آغاز شده‌است. یعنی در اوایل دورهٔ قاجار سیستم مقامی موسیقی ایرانی تبدیل به سیستم ردیف دستگاهی شد و جای مقام‌های چندگانه را هفت دستگاه و پنج آواز گرفت. از اولین راویان ردیف می‌توان به خاندان فراهانی یعنی آقا علی اکبر فراهانی - میرزا عبدالله - آقاحسینقلی و... اشاره کرد. ردیف‌هایی که اکنون موجودند شامل ردیف میرزا عبدالله، ردیف آقاحسینقلی، ردیف ابوالحسن صبا، ردیف عالی علی اکبر شهنازی، ردیف موسی معروفی، ردیف دوامی، ردیف طاهرزاده، ردیف محمود کریمی، ردیف سعید هرمزی، ردیف مرتضی نی‌داوود و... هستند. امروزه، ردیف میرزا عبدالله، ردیف صبا، ردیف شهنازی و دوامی کاربری بیشتری دارند و بیشتر در مکاتب درس موسیقی آموزش داده می‌شوند. دستگاه [ویرایش] نوشتار اصلی: دستگاه (موسیقی) نگاره‌ای از زنی کمانچه‌نواز بر روی کاخ هشت‌بهشت اصفهان، از سال ۱۶۶۹ م. هر دستگاه موسیقی ایرانی، توالی‌ای از پرده‌های مختلف موسیقی ایرانی است که انتخاب آن توالی حس و شور خاصی را به شنونده انتقال می‌دهد. هر دستگاه از تعداد بسیاری گوشه موسیقی تشکیل شده‌است و معمولاً بدین شیوه ارائه می‌شود که از درآمد دستگاه آغاز می‌کنند، به گوشهٔ اوج یا مخالف دستگاه در میانهٔ ارائه کار می‌رسند، سپس با فرود به گوشه‌های پایانی و ارائهٔ تصنیف و سپس رِنگی اجرای خود را به پایان می‌رسانند. موسیقی سنتی ایران شامل هفت دستگاه و پنج آواز است. هفت دستگاه ردیف موسیقی سنتی ایرانی عبارت‌اند از: دستگاه شور دستگاه سه‌گاه دستگاه چهارگاه دستگاه همایون دستگاه ماهور دستگاه نوا دستگاه راست‌پنج‌گاه آواز [ویرایش] آواز معمولاً قسمتی از دستگاه مورد نظر است که می‌توان آنرا دستگاه فرعی نامید. آواز از نظرفواصل با دستگاه مورد نظر یکسان یا شبیه بوده و می‌تواند شاهد و یا ایست متفاوتی داشته باشد. به‌طور مثال آواز دشتی از متعلقات دستگاه شور و از درجه پنجم آن بوده و به عنوان مثال اگر شور سل را در نظر بگیریم، دارای نت شاهد و ایست ((ر)) می‌باشد. بدین ترتیب در آواز شور ملودی با حفظ فواصل دستگاه شور روی نت ((ر)) گردش می‌کند و در نهایت روی همان نت می‌ایستد. به‌طور کلی هر آواز پس از ایست موقت روی ایست خودش، روی ایست دستگاه اصلی (در این‌جا شور) باز می‌گردد. آوازهای متعلق به دستگاه موسیقی ایرانی ۵تا هستند و عبارت‌اند از: آواز ابوعطا، متعلق به دستگاه شور (درجه دوم) آواز بیات ترک (بیات زند)، متعلق به دستگاه شور، (درجه سوم) آواز افشاری، متعلق به دستگاه شور، (درجه چهارم) آواز دشتی، متعلق به دستگاه شور، (درجه پنجم) آواز بیات اصفهان، متعلق به دستگاه همایون، (درجه چهارم) تاریخچه موسیقی ایرانی [ویرایش] نوشتار اصلی: تاریخ موسیقی ایران سنگ‌نگارهٔ زنان موسیقی‌دان در طاق بستان که در حال نواختن چنگ هستند. پس از وارد شدن آریاییان، از آنجا که در برپا داشتن آیین‌های کیشی آریاییان رقص و موسیقی به کار بسته نمی‌شد و چندان ارجی نداشت، این دو هنر چنانکه بایست در میان آنان پیشرفت نکرده و در آثار و نوشته‌های آن روزگاران جای پایی از خود باز نگذاشته‌است.[۴] اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» حروف نویسی خالص کلمات ایرانی است که ترجمه آن عبارت از«موسیقی ایران باستان» و یا بعبارت دیگر «موسیقی سنتی ایران» است. این اصطلاح ایرانی امروزه بخوبی قابل درک است ولی در مقایسه با اصطلاح پر مصرف «موسیقی اصیل» که معنای آن نیز همان است، بندرت استفاده می‌شود. با استفاده از شواهد کاویده شده، مانند تندیس کشف شده در ساسا، سوابق موسیقی بخوبی به دوران امپراتوری ایلامی (۶۴۴-۲۵۰۰ قبل از میلاد) برمی گردد. بطور مشهود، اطلاعات کمی در خصوص موسیقی این دوره در دسترس است. تنها استثناء ابزار باقی مانده موسیقی مانند گیتارها، عودها و فلوت‌هایی که ابداع و نواخته شده، می‌باشند. گفته می‌شود ابزار موسیقی مانند «باربت» ریشه در این دوران یعنی حدود سال ۸۰۰ قبل از میلاد داشته‌است. از هردوت نقل است که در دوران امپراتوری هخامنشی که به «امپراطوری پارسی» نیز معروف است، موسیقی نقش مهمی بخصوص در محاکم دادگاهی داشته‌است. او می‌گوید که وجود موسیقی برای مراسم مذهبی پرستش خداوند، بسیار ضروری بوده‌است. بعدها یعنی پس از ابلاغ دین پیامبر زرتشت، میترا، شخصی که بعنوان "داواً یک خدای دروغین یا شیطان و همچنین بتان دیگر بیشتر و بیشتر مقبول واقع شدند. اصطلاح «خنیای باستانی ایرانی» یک اصطلاح مربوط به عصر پس از هخامنشیان می‌باشد. فارسی (فارسی) زبان مورد استفاده در دادگاه‌ها بهمراه زبان پهلوی، زبان رسمی دوران امپراطوری ساسانی (۶۴۲-۲۲۴ میلادی) بوده و در برگیرنده اکثریت همان کلمات و همان گرامر زبان پهلوی بوده‌است. بنابر این کلمه مورد استفاده برای موسیقی در دوران ساسانی و در دوران ناب فارسی معاصر در واقع کلمه 'خنیا می‌باشد. اگر چه اصلیت مدل موسیقی ایرانی هنوز نامشخص است، تحقیقات باعث آشکار شدن جوانب جدیدی از آن شده‌است. باربد که یکی از موسیقی دانان دادگاه امپراتوری ساسانی بود، اولین سیستم موزیکال خاور میانه که با نام سلطنتی خسروانی شناخته می‌شود را ابداع نموده و آن را به شاه خسرو (خسروان) تقدیم نمود. همچنین بسیاری از نام‌های فعلی مدهای موسیقی، در موسیقی سنتی ایران نیز وجود داشته‌اند،»دستگاه‌ها از زمان‌های باستان زبان به زبان به امروز رسیده‌اند، اگرچه بسیاری از مدها و ملودی‌ها احتمالا بدلیل تهاجم اعراب که موسیقی را بعنوان مسئله‌ای غیر اخلاقی می‌دانستند، از بین رفته‌اند. موسیقی سنتی ایرانی نوعی بدیهه گویی بوده و اساس آن یک سری از مدل‌ها قیاسی است که باید حفظ شوند. هنر آموزان و استادان دارای ارتباطی سنتی بوده‌اند که این ارتباط در قرن بیستم و به موازات حرکت تعلیم موسیقی به دانشگاه‌ها و هنرستان‌ها رو به زوال نهاده‌است. یک نمایش مرسوم این موسیقی، از «پیش درآمد» (مقدمه اولیه)، «درآمد» (مقدمه)، «تصنیف» (آهنگ، وزن دار بهمراه آواز خواننده)، «چهار مضراب» (وزن دار) و تعداد انتخابی «گوشه» (حرکات)تشکیل می‌شود. بصورت غیر مرسوم، این قسمت‌ها را می‌توان تغییر داده و یا حذف نمود. با نزدیک شدن به پایان دوره صفویه (۱۷۳۶-۱۵۰۲)، نواختن گوشه‌های پیچیده ۱۰، ۱۴ و ۱۶ ضرب متوقف گردیدند. امروزه قطعات در حالت ۶ یا حداکثر ۷ ضرب نواخته می‌شوند که مایه تاسف است. بسیاری از ملودی‌ها و مدهای این موسیقی در مقام‌ها ترکی و موسیقی عربی می‌شوند. تفصیل اینکه باید بصورت مشخص اظهار کنیم که اعراب پس از تهاجم به امپراطوری ایران، سرزمین‌های تسخیر کرده را با نام «جهان اسلام» معرفی نمودند. اگر چه اکثر حاکمان عرب فعالیت‌های مرتبط با موسیقی را ممنوع اعلام کردند، دیگران به موسیقی دانان ایران دستور دادند که قطعاتی را به صورت کتاب تصنیف کنند که به عربی آن را «کتاب موسیقی کبیر» بمعنای کتاب فراگیر موسیقی می‌خواندند. بیش از تاثیرات امپراطوری ساسانی، این دلیل دیگری بر این واقعیت است که ملودی‌های موسیقی سنتی ترکیه، سوریه، عراق و مصر شامل اسامی مقیاس‌ها و مدهای ایرانی هستند. در طول تاریخ؛ موسیقی سنتی بیشتر با صوت در ارتباط بوده‌است. و حتی سرایندگان نقشی اساسی را در خلق و اجرای آن داشته‌اند: او تصمیم می‌گیرد چه حالتی جهت ابراز مناسب بوده و اینکه چه دستگاهی مرتبط به آن است. در خیلی از موارد، سراینده مسئولیت انتخاب شعری که باید با آواز خوانده شود را نیز برعهده دارد. چنانچه برنامه نیاز به یک خواننده داشته باشد، خواننده باید با حداقل یک آلت بادی یا سیمی و حداقل یک نوع آلت ضربی همراهی گردد. البته می‌توان یک مجموعه از آلات موسیقی را یکجا داشت ولی سراینده اصلی نقش خود را ابقاء نماید. زمانی لازم بود که نوازندگان خواننده را با نواختن چندین قطعه بصورت تکی همراهی کنند. بصورت سنتی، موسیقی در حال نشسته و در محل‌های مزین شده به پشتی و گلیم نواخته می‌گردید. گاهی در این محلها شمع روشن می‌کردند. گروه نوازندگان و سراینده نوع دستگاه و اینکه کدام گوشه‌ها اجرا شوند را با توجه به شرایط زمانی و مکانی و... مشخص می‌نمودند. قبل از حمله اعراب، ملودی هائی که در آن نغمه هائی از "اوستا کتاب دینی پیامبر زرتشت مذهب مازدین، زمزمه با نواخته می‌شد که با آن حال و هوا همخوانی داشت. واژه «گاه» دو معنی دارد: در زبان پهلوی هم بمعنای «گاث» (عبادت کننده اوستائی) و همچنین «زمان». حالات «یک گاه، دو گاه، سه گاه چهار گاه، پنج گاه، شش گاه و هفت گاه» را جهت بیان داستان هائی کاث‌ها از یک تا هفت زمزمه می‌نمودند. اخیراً کشف شده که حالت «راست» (ادبی. حقیقت) جهت بیان داستان هائی در خصوص افراد یا کارهای درستکار و «شکسته» (ادبی. شکسته) برای بیان داستان‌ها در باره خطا کاران استفاده می‌شده‌اند. حالت «همایون» در هنگام نماز صبح اجرا می‌گشت. اکثر این حالت‌ها، بجز احتمالا «شش گاه» و «هفت گاه» هنوز در سیستم امروزی مورد مصرف دارد. علیرغم وجود این شواهد، نوازندگان هنوز تمایل به نسبت دادن مستقیم معنی «گاه» به «زمان» یا «مکان» حرکت یک آلت موسیقی دارند. هنگامی که اسلام بعنوان مذهب مسلط ایران پذیرفته گردید، تصمیم حکمرانان منع کلی موسیقی و بعدها دلسرد کردن مردم از زمزمه ادعیه مازدین در این مدها بود. موسیقی سنتی تا قرن بیستم در دادگاه‌ها نواخته می‌گردید. در زمان حکومت اسلامگرایان افراطی قرون وسطی، موسیقی بصورت مخفیانه نواخته می‌شد. شایان ذکر است که چند تحرک احتمالا باستانی محسوب نشده و فقط خیلی قدیمی هستند. همانگونه که در طول تاریخ سابقه داشت، موسیقی سنتی ایرانی به عملکرد خود بعنوان ابزاری روحانی ادامه داده و کمتر بعنوان وسیله تفریح به آن نگاه می‌شد. آثار موسیقی امکان تغییر گسترده از آغاز تا پایان و معمولاً بصورت تغییر بین قطعات پایین، تفکری، نمایش پهلوانی نوازندگی با نام تحریر را داشتند. تعامل متون مذهبی بعنوان غزل جایگزین غزل‌های بزرگی گردید که توسط شاعران صوفی قرون وسطی خصوصا حافظ و جلال الدین رومی سروده شده بودند. علاوه بر این موسیقی ایرانی دریافتی از دردها رنج‌ها خوشیها یک تمدن چندین تکهٔ یک پارچه‌است که امروزه بسیاری از یادبودهای آن مانند گوشه ها(حسینی جامه دران شبدیز...)گواه این مدعاست. چهره‌های موسیقی ایران [ویرایش] برخی خوانندگان [ویرایش] مرتب سازی بر اساس حرف اول اسم کوچک، چون بعضی از خوانندگان فقط با اسم کوچک شناخته شده‌اند. ابوالحسن اقبال‌آذر سید احمد خان افسانه رثایی اصغر وفایی جمال وفایی ایرج(حسین خواجه امیری) ایرج بسطامی پریسا جناب دماوندی سید حسین طاهرزاده حمیدرضا نوربخش دلکش داریوش رفیعی رضاقلی میرزا ظلی رامبد صدیف سالار عقیلی سیما بینا شهرام ناظری عبدالله دوامی عبدالوهاب شهیدی علیرضا افتخاری علیرضا قربانی غلامحسین بنان قاسم جبلی قمرالملوک وزیری کوروس سرهنگ زاده گلپا اکبر گلپایگانی محسن کرامتی محمد باغبان (خواننده) محمدرضا شجریان سید عبدالحسین مختاباد محمود محمودی خوانساری محمود کریمی منوچهر همایون پور نکیسا همایون شجریان هنگامه اخوان یونس دردشتی حسین قوامی سید حسام الدین سراج تاج اصفهانی برخی آهنگ‌سازان [ویرایش] مرتب سازی بر اساس اسم کوچک: ابوالقاسم عارف قزوینی ارشد طهماسبی بزرگ لشگری عبدالحسین مختاباد پرویز مشکاتیان پرویز یاحقی جلال ذوالفنون جواد لشگری جواد معروفی حبیب اله بدیعی حسین علیزاده حمید متبسم روح اله خالقی علی تجویدی علی اکبر شهنازی علینقی وزیری غلامحسین بیکچه خانی غلامحسین درویش، ملقب به درویش خان فرامرز پایور فرهاد فخرالدینی فریدون شهبازیان کامکارها کیهان کلهر مجتبی میرزاده مجید کیانی محمدرضا لطفی مرتضی محجوبی مرتضی نی‌داوود همایون خرم کیوان ساکت نیما فریدونی برخی تصنیف سرایان [ویرایش] مرتب سازی بر اساس اسم کوچک: آوازه‌خوانان در رستورانی در مرکز شهر تهران. بهادر یگانه بیژن ترقی تورج نگهبان حسین منزوی رحیم معینی کرمانشاهی رهی معیری سالک اصفهانی سیمین بهبهانی عارف قزوینی علی اکبر شیدا کریم فکور محمدعلی امیرجاهد محمدعلی بهمنی دکتر نیرسینا نیما فریدونی سازها [ویرایش] نی دف تار سه‌تار دوتار کمانچه قیچک قانون شورانگیز تمبک چنگ رباب تنبور سنتور بربط عود دایره ضرب چگور تمبیره سرنا دودوک (بالابان) نی انبان قره نی دون علی دوضاله یا دوزله دهل دمام تاس نقاره زنگ طبل کرنا کوس دیوان هزار تار چنگ سنتور ایستاده اِکتار (سازی تک سیمه) و سایر سازهای مربوط به مناطق مختلف و محلی



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳٩٥

موسیقی کلاسیک چیست؟

واقعا تا حالا به این فکر کرده­اید که موسیقی کلاسیک چیست؟ با ارشک عزیزی در شبگار، تعاریف این نوع از موسیقی را مرور کنید. واقعا وقتی از موسیقی کلاسیک حرف می­زنیم، از چه حرف می­زنیم؟

حتما در بین دوستان و آشنایانتون تا حالا افرادی را دیدید که تا بحث از موسیقی می­شود، سرشان را بالا میگیرند و با حالتی پر از غرور میگویند من که فقط موسیقی کلاسیک گوش میدم! لطفا دفعه­ی بعدی که این نوع دوستانتان را دیدید ازشان بپرسید، موسیقی کلاسیک دقیقا یعنی چی؟

تا حالا با خودتان فکر کردید که ما واقعا به چه موسیقی کلاسیک میگوییم؟ بله اگه سمفونی ۵ بتهوفن را گوش بدهیم میگوییم کلاسیک است، نه به خاطر این که میدانیم سمفونی ۵ بتهوفن کلاسیک است، بلکه به خاطر این که میدانیم آثار بتهوفن همه­گی جزو موسیقی کلاسیکند.

ما به دو دسته از آثار موسیقایی میگوییم کلاسیک. اولی آثاری هستند که در دوره­ی کلاسیک خلق شدند. دوره ای که بعد از باروک با هایدن شروع شد و یا بتهوفن تمام شد و به دوره­ی رمانتیک رسید و از حدود سال های  ۱۷۵۰ تا ۱۸۲۰ میلادی طول کشید. ما فعلا با این موسیقی کلاسیک کاری نداریم و به موقع خودش بررسیش خواهیم کرد.

بحث امروز من بر سر معنای دوم موسیقی کلاسیک است. یعنی وقتی کسی باخ گوش میدهد ،نمیگوید من موسیقی باروک گوش می­کنم، یا کسی که شوئنبرگ گوش میدهد، نمیگوید من موسیقی مدرن اکسپرسیونیستی گوش میدهم. هر دوی این افراد معتقدند موسیقی کلاسیک گوش میدهند و اعتقاد درستی هم دارند. فقط مسئله اینجاست که تعریف این موسیقی کلاسیک چیست؟

یعنی وقتی برای ما موسیقی پخش کنند و ما ندانیم که آهنگساز اثر کیست و مال چه دوره­ای است بر چه اساسی میگوییم  موسیقی کلاسیک هست یا نه؟

خیلی ها معتقدند که موسیقی کلاسیک، موسیقی خوب است، و معمولا به بتهوفن، واگنر و خیلی بزرگان دیگر از این قبیل اشاره میکنند. اما آیا موسیقی سنتی ایرانی موسیقی بدی است؟ یا حتی موسیقی جز؟ از طرف دیگر تمام آثار کلاسیک آثار خوب و فاخری نیستند و می­شود پیدا کرد موسیقی های کلاسیکی که نه زیبا باشند نه هارمونی پیچیده ای داشته باشند و نه هیچ جوره بشود آنها را موسیقی خوب لقب داد.

بعضی افراد معتقدند موسیقی کلاسیک موسیقی جدی است. موسیقی گروه راکی مثل پینک فلوید شوخی است؟ آیا موسیقی جنگ قبایل بدوی در هنگام نبرد یا قبل از نبرد خیلی جدی تر از سمفونی های موتزارت نیستند؟

بعضی افراد معتقدند موسیقی کلاسیک موسیقی سطح بالایی است که فقط افراد تحصیل کرده و خیلی با شعور آن را میفهمند و گوش میدهند. دلیل رد این ادعا هم همان دوستانی هستند که در ابتدا در موردشان صحبت کردم. برای مثال در سمفونی های چایکوفسکی بیش از ۱۰۰ ساز هم­نوازی می کنند. فردی که تحصیلات موسیقی ندارد و گوش تربیت شده ای ندارد چطور میتواند تمام صد ساز که حداقل ۵ خط ملودیک و ریتمیک را به طور هم زمان اجرا میکنند بشنود و متوجه شود که روند هارمونیکی که در این موسیقی هست بسیار پیچیده­تر از موسیقی­های دیگر است. حتی اگر این فرد دکترای فیزیک اتمی داشته باشد و حتی اگر پارتیتور قطعه جلوی رویش باشد، از آن جا که علم هارمونی را بلد نیست؛ بر چه اساسی میتواند یک قطعه ی کلاسیک را برتر از یک قطعه­ی پاپ بداند؟ و بدتر از آن بر چه اساسی می­تواند موسیقی هایدن را با مالر مقایسه کند و یکی را برتر از دیگری بداند؟ بگذارید نظر خودم را برایتان بگویم که گوش کردن به موسیقی کلاسیک هیچ کلاسی ندارد و هیچ ربطی به میزان سواد و درک و شعور شما. من به موسیقی گوش می­دهم که می پسندم، نه به موسیقی که فکر میکنم کسی با تحصیلات من مجبور است بپسندد.

افراد دیگری موسیقی کلاسیک رو موسیقی هنری می نامند. باید برگردیم سر اینکه تعریف از موسیقی هنری چیست؟ اگر منظور موسیقی برتر است که جوابش را در خطوط بالایی دادیم، اگر منظور موسیقی است که خلاقیت در آن به کار رفته باشد، خوب مگر موسیقی گروه بیتل­ها خالی از خلاقیت است؟

دسته­ی دیگری هم موسیقی کلاسیک را موسیقی ارکستری میدانند. راه دور نمی­روم و از متالیکا یا پینک فلوید مثال نمی­زنم. چند وقت پیش خانه­ی برادرم بودم و ماهواره روشن بود که یک دفعه دیدم یک گروه ارکستر سمفونیک قطعه­ای را می­نوازند و بعد آقایی شروع به خواندن کرد و نهایتا اسم آقا را انتهای قطعه نوشت، شاهکار بینش پژوه. همه میدانیم که آن قطعه پاپ است و در عین حال ارکسترال. از طرف دیگر، همه میدانیم نوکتورن های شوپن فقط با یک پیانو اجرا میشوند و در عین حال کلاسیک هم هستند.

پس نهایتا باید تعریفی درست از موسیقی کلاسیک ارائه بدهیم. لئونارد برنشتاین در تعریف موسیقی کلاسیک گفته است:«به موسیقی کلاسیک میگوییم که دقیق باشد.»

موسیقی دقیق یعنی چی؟ یعنی وقتی برای مثال «مشکی رنگ عشقه» از رضا صادقی را گوش میدهیم، ایشان شعری را در یک گام موسیقی با یک سازبندی خاصی خوانده­ اند. همین جناب آقای رضا صادقی ممکن است در کنسرتی که برگزار میکند برای اینکه راحت تر داد بزند یا نوازنده­های سازها راحت تر باشند یا… گامی که موسیقی استودیویی را در آن خوانده عوض کند و در گام متفاوتی بخواند. یا اینکه با سازبندی متفاوتی قطعه را اجرا کند. مثلا به جای اینکه گیتار کلاسیک ملودی اصلی رو بزند، گیتار الکتریک ملودی را  بزند. ممکن است حتی خودش به تنهایی گیتار دستش بگیرد و فقط با یک ریتم گیتار و خواندنش موسیقی را اجرا کند (مثل کنسرتی که فرهاد در آلمان اجرا کرد و فقط خودش پیانو می­زد و همراهش می­خواند) با این حال که انقدر تغییر توی اجرای این موسیقی­ها داده شده باز هم ما «مشکی رنگ عشقه» از رضا صادقی را می­شنویم.

اما در مورد موسیقی کلاسیک این اتفاق نمیتواند بیافتد، چون موسیقی کلاسیک دقیق است. آهنگساز تمامی ساز بندی، سرعت اجرای قطعه، گام و تمامی جزییات دیگر قطعه را مشخص می­کند و نوازنده­ها و رهبر ارکستر در تمامی نقاط دنیا و در تمامی زمان­ها باید دقیقا همان چیزی را اجرا کنند که آهنگساز خواسته است. برای مثال قطعه­ی «برای الیس» از لودفیگ فون بتهوفن باید فقط توسط یک پیانو اجرا شود. اگر یک گروه راک با گیتار الکتریک و درامز این قطعه را اجرا کند یا رهبر ارکستری آن را به صورت کاملا ارکسترال تنظیم و اجرا کند و یا حتی اگر روی دنده عقب ماشین­های شهرداری این قطعه پخش شود، این ها همه قطعاتی میشوند برگرفته از «برای الیس»  که اثر بتهوفن است، نه اجراهای از خود  اثر.

یکی از تلاش های رهبران ارکستر در تمام دنیا نزدیک کردن اجراهایشان به آن چیزی است که آهنگساز خواسته. در مورد آهنگسازانی مثل مالر که حدودا معاصر هستند، از آنجایی که خودشان قطعاتشان را اجرا کرده و ضبط کرده­اند و از طرفی با جزییات در پارتیتور قطعاتشان اکسپرشن­ها و … مشخص شده کار کمی راحت تر است. اما ۳ اجرای متفاوت از سمفونی ۳ بتهوفن توسط سه رهبر متفاوت، سه حالت متفاوت خواهند داشت و مطمئنا هر سه رهبر معتقدند که کارشان به آنچه بتهوفن میخواسته نزدیک­تر بوده است. زیرا در پارتیتور این قطعات، تاکیدات سازها، شدت و قدرت اجرای سازها و همچنین سرعت اجرای قطعه به طور کاملا واضحی مشخص نشده­اند. مثلا نوشته شده با قدرت و تند اما نه چندان زیاد تند؛ و هر رهبر ارکستری با توجه به زندگی­نامه­ی بتهوفن و دوره­ای که این قطعه را در آن نوشته آن را به گونه ای تفسیر می­کند.

در نهایت می­خواهم اینطور نتیجه گیری کنم که، همانطور که در تعریف موسیقی کلاسیک دیدیم، این موسیقی خیلی چیز عجیبی نیست و به طور ذاتی موسیقی برتری به حساب نمی­آید. فقط شاید بشود گفت آهنگسازی که موسیقی کلاسیک میسازد باید سواد موسیقی بیشتری داشته باشد و تلاش بیشتری بکند تا آهنگسازی که موسیقی رپ می­سازد. اما این دلیل نمی­شود تا به محض اینکه یک موسیقی رپ شروع شد من اعتراض کنم و بگویم «قطعش کنید من آدم متشخصیم به این موسیقیای مبتذل گوش نمیدم.» ممکن است همان قطعه­ی رپ که گوش نداده ازش متنفر می­شویم، پر از تنوع­های ریتمیک باشد و در آن از کنترپوان ۴ صدایی استفاده شده باشد و پر از مدلاسیون­ها و پیچیدگی های هارمونیک باشد. باور کنید من چنین موزیک رپی را شنیده­ام). ما شاید بین آدم­ها دسته بندی کلی می­کنیم و می­گوییم مثلا فلانی سیاه است پس باید کارگر باشد یا بهمانی هنر خوانده پس آدم فاسدی است یا …  لطفا در مورد موسیقی این کار را نکنیم. هر موسیقی در هر سبکی ممکن است خیلی خوب و یا خیلی بد باشد و حتی خوب بودن یک موسیقی از نظر هارمونیک اصلا دلیلی بر زیبایی آن نیست. موسیقی ممکن است زیبا و ضعیف یا زشت و قدرتمند باشد، که البته این به سلیقه­ ی افراد بر می­گردد. روش خود من این است، گوش­هایم را باز می­کنم و درست گوش می­کنم، موسیقی خوب در اطراف ما جاری است



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳٩٥

تنبک از نظر سازشناسی

جزو "طبل های جام گونه" است و جالب است اشاره کنیم که بنا بر پژوهش های اخیر نگارنده، برخی از طبل های جام گونه، هم از نظر ساختمان فیزیکی و هم از نظر لغوی شباهت به تنبک ایران دارند. در این مقاله نام های گوناگون تنبک در طول تاریخ بررسی شده و حتی به رد پای تنبک ایرانی در دیگر ممالک تا حد اطلاع نگارنده اشاره می شود. همچنین در این مقاله از پژوهش های دیگران استفاده شده و تا آنجایی که امکان پذیر بوده است، مراجع را ذکرکرده ایم تا حقی از کسی پایمال نگردد.


به طور کلی اطلاق کلمه ی "ضرب" به این ساز کوبه ای پوستی ایرانی غلط است، البته نه به خاطر عربی بودن این واژه. اگر به فرهنگهای گوناگون فارسی مراجعه کنیم، برای این واژه معنی های بسیاری نوشته اند که یکی از آنها "زدن" است. با در نظر گرفتن معنی های گوناگون این واژه، ممکن است بگوییم که چون عمل "زدن" روی این ساز انجام می گیرد، آن را "ضرب" گفته اند. آنگاه بلافاصله این پرسش مطرح می شود که مگر"سه تار" را که آن هم یک ساز ایرانی است، "نمی زنند"؟ پس چرا به آن "ضرب" نمی گویند. دکتر ضیاءالدین سجادی (استاد دانشگاه) در مقاله بحث لغوی کتاب آموزش تمبک (تهرانی)، ص 35، نوشته است: "... ضرب هم که به این آلت موسیقی گفته شده ظاهراً به مناسبت آن است که اصول ضرب و آهنگ را با آن نگاه می داشتند." و این قول برای توجیه این واژه به حقیقت نزدیکتر است (بر گرفته از کتاب تنبک و نگرشی به ریتم از زوایای مختلف، نوشته ی بهمن رجبی) و در تتمیم این قول باید بگوییم که با "سه تار" و سایر آلات مشابه آن، "اصول ضرب و آهنگ" را نگاه نمی داشتند و فقط با تنبک (مهم ترین ساز کوبه ای پوستی ایران) و دیگر آلات مانند دف (معرب دپ) و دایره (با نام باستانی "داره") "اصول ضرب و آهنگ" را نگاه می داشتند و غرض از نگهداری "اصول ضرب و آهنگ" همانا حفظ "ایقاع" (اصطلاح قدیمی ریتم دوری) است و ایقاع در موسیقی حکم عروض را دارد در شعر، گرچه ضرورتاً "ایقاع" از عروض دقیق تر است. اسم پهلوی این ساز "دُمبَلَگ" است. چنانچه در لغت نامه آمده است: "دمبلگ: یکی از سازهای رایج در دربار خسروپرویز که به صورت طبل کوچکی است. (از ایران در زمان ساسانیان، کریستن سن، ص 506)، صورت قدیمی دمبک." در ضمن در کتاب چشم انداز موسیقی ایران نوشته ی ساسان سپنتا، ص 294 به نقل از کتاب خسروو غلام، تصحیح اون والا، ص 28 آمده است: "... قدیمیترین متنی که نام این ساز آمده متن پهلوی "خسرووغلام" است که به صورت "دُمبَلَک" به خط پهلوی ذکر شده است." همچنین در کتاب تنبک و نگرشی به ریتم از زوایای مختلف، نوشته ی بهمن رجبی، ص 15 آمده است: "دکتر مهدی فروغ در یکی از نوشته های خود، اشاره ای دارد به اینکه در دوران ساسانیان، به یک نوع ساز ضربه ای که شبیه به تنبک امروزی بوده است، "دُنبَلَک" یا "دُمبَلَک" می گفتند و "دنبک" و "دمبک" واژه ای است پهلوی، و احتمال دارد که "دنبک" و "دمبک" صورت تغییر شکل یافته ی آن باشد." در همین کتاب به بیش از 20 نام گوناگون تنبک اشاره می شود. آنچه مسلم است کثرت این نام ها نشان از کاربرد این ساز در زمان ها و مکان های گوناگون دارد. یکی از همین نام ها که در فرهنگ های گوناگون اشاره شده است "تَبَنگ" می باشد.
 

دکتر محمد معین به نکته ی جالبی اشاره کرده است: "از شرح آنندراج چنین بر می آید که "تنبک" و "دنبک" تغییری است از همان تبنگ..." در ضمن در کتاب ها و دیوان های شعر چندین شاعر به نام های گوناگون تنبک اشاره شده است که ما به دو تا از آنان اشاره می کنیم: "خدایا مطربان را انگبین ده برای ضرب دستی آهنین ده" – مولوی "تنبک محفل ارباب وفا را بردار بلبل باغ دلی، شور و نوا را بردار" – میرنجات در اینجا به موضوعی دیگر اشاره می کنیم: تنبک علاوه بر موسیقی سنتی امروز ایران، در موسیقی نواحی ایران نیز نواخته می شود. در اینجا نیز تنوع اسمی وجود دارد. شاید جالب باشد بگوییم که نام این ساز در استان هرمزگان "تمپک" است، که به نظر نگارنده از حیث بحث لغوی با همین نام "تمپو" نباید بی ارتباط باشد. رد پای سازهای مشابه تنبک در دیگر نقاط دنیا نیز مشاهده می شود. مثلاً سازی شبیه تنبک در کشمیر با نام "تنبک نَری" نواخته می شود و "نری" در زبان محلی آنجا به معنی سفالی است. همچنین سازی به صورت یک جفت تنبک در مالزی با نام "گِدُمبَک" نواخته می شود. گفتنی است که "تمپو" ی ترکیه که از نظر ساختمان و نحوه ی نوازندگی با "تمپو" ی مصری کمی اختلاف دارد، "دومبِلِک" نامیده می شود که در حقیقت لهجه ای از نام باستانی "دمبلک" است. در آخر اشاره می کنیم که سازی مشابه "تمپو" در یونان نواخته می شود و نامش "توبِلِکی" است. در معنی واژه ی تنبک دو نظر وجود دارد. یکی می گوید که واژه ی تنبک از صدای این ساز، یعنی از ترکیب دو عبارت "تن" و "بک" به دست آمده است. و"تن" (یا "تم") صدایی است که از نواختن ضربه ای به ناحیه ی مرکزی پوست تنبک بیرون می آید و "بک"، نواختن ضربه ای به ناحیه ی کناره ی پوست (کتابهای تهرانی و رجبی). این در حالی است که محمد علی امام شوشتری، در کتابش، ایران گاهواره ی دانش و هنر، ص 141 نظر دیگری دارد: "... واژه ی تَنبوراز تیکه "تنب" و پسوند "ور" ساخته شده است. "تنب" به معنی برآمدگی است و واژه ی "تنبان" به معنی "سرین پوش" و "تنبک" ساز مشهور، ... همگی از این ریشه اند...".

 

 از تمام مطالب بالا و با توجه به این نکته که "ضرب" و "تنبک" متداولترین نام ها برای این ساز کوبه ای پوستی ایران است و "ضرب" نامی مناسب برای این ساز به نظر نمی رسد، اطلاق "تنبک" به این ساز بهترین پیشنهاد برای جلوگیری از چند اسمی بودن این مهمترین ساز کوبه ای پوستی ایران است.



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ،۱۳٩٥

زندگینامه هنری آقای رضا رحمانی گرجی

  متولد1340َ ساکن گرجی محله  مدرک تحصیلی لیسانس جانباز جنگ تحمیلی  فعالیت هنری را ازدوران دبیرستان بابازیگری درتیاتراغازکرد باشروع انقلاب وجود تحمیلی ازهنرفاصله گرفت ودرسال 1364 باتشکیل گروه سرود ونوشه با خوانندگی سعید احمدی  وابوالقاسم جعفری فعالیت هنری رامجددا ازسرگرفت وباهمکاری جوانان مستعد گرجی محله  ازجمله برادران طاهری  وولیزاده  گروه ونوشه راتکمیل وبه اجرای برنامه  های هنری درسطح استان پرداخت. وبنا به نیاز گروه  به سرودن اشعار محلی  وفارسی (موضوعی) پرداخت. که علاوه بر اقای اکبری خواننده گروه  استاد طاهری وعبدی نیز ازاشعاروی استفاده نمودند ودرکنار موسیقی در رشته نویسندگی نمایشنامه های طنزو تئاتر  نیز دستی بر آتش داشت. تاجایی که باهمکاری تنی چندازجوانان گرجی علاوه براجرای نمایش طنز درمسابقات تئاتر استان وکشوری چندین بار مقام اول راکسب کرد ومدت 2سال دربرنامه صبح بخیرمازندران رادیو مازندران به نویسندگی واجرای نمایش مشغول بود وچند سکانس  هم درفیلم سینمایی نورا بازیگری نمود وازسال 1385هم به علت بعضی مسایل که گفتنش صلاح نیست اگرچه ونوشه کناره گیری کرده وبا آقا امیر رخت اعلا گروه جدیدی تشکیل وبه اجرای برنامه های هنری وطراحی ودکور و صحنه آرایی مشغول میباشد وعلاوه برهنرمندانی که اسمشان ذکر گردید با آقایان بهرامی. اسحاقی. رستمی و وجمعلی اسحاقی  واستاد اسحاقی. استاد طاهری. استاد نیما. وهنرمند محبوب علی رستمی نیز همکاری داشته است



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳٩٥

مختصری از زندگی محمد جبه

محمد جبه مبارزی خستگی ناپذیرکه در اواخر حکومت قاجار با سردار جلیل حاکم وقت مازندران مبارزه میکند با شروع جنگ جهانی اول وتجاوز روسها به شمال کشور ، او ناچار می شود برای نجات زنی با روس ها درگیر و فرماندهشان را به هلاکت برساند در نتیحه با به توپ بستن و آتش زدن بعضی از منازل روستای گرجی محله و کشیده شدن جنگ به داخل جنگل ،او روس ها را محاصره و شکست میدهد . تا اینکه باانجام معاهده صلح ورسای ،جنگ جهانی اول به پایان می رسد و روس ها از کشور خارج می شوند در نهایت با پراکنده شدن یاران محمد جبه ،سردار جلیل با حیله و ناجوانمردانه این پهلوان اوسطوره ای گرجی محله را از پای در می آورد.



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : سه‌شنبه ٢۸ اردیبهشت ،۱۳٩٥

زندگینامه هنری استاد مازیار محمد پور

مازیار محمد پور گرجی متولد ١٣ مرداد ١٣۶٧

شروع فعالیت هنری وی با تک خوانی در گروه های سرود دوره های راهنمایی و دبیرستان آغاز شد.
در ١٧ سالگی علاقه مند به آواز اصیل ایرانی شد و نزد استاد محمد علی طاهری گرجی به یادگیری ردیف های آوازی پرداخت.
در همین دوره با تشکیل گروه موسیقی به همراه دوستان جوان و ساعی به فعالیت های هنری خود ادامه داد. در فرهنگ خانه ی مازندران نزد استاد غلامرضا رضایی از شاگردان بسیار خوب استاد محمد رضا شجریان به شاگرد پرداخت.
با توجه به علاقه ی شدیدی که به آواز محلی مازندرانی داشت  به یادگیری این آواز نزد پیر موسیقی مازندران استاد محمد رضا اسحاقی گرجی  به شاگردی پرداخت.
همکاری با گروه هایی چون مشتاق حسن، رنینگ و ونوشه از فعالیت های هنری وی میباشد.
 وی هم اکنون سرپرستی گروه نواحی بین الملی تیکا که فعالیت برون مرزی ((فرانسه.ایتالیا)) دارد را نیز بر عهده دارد. لازم بذکر میباشد در حال حاظر در دانشجویی آواز ایرانی در دانشگاه موسیقی واحد١١ تهران میباشند.وایشان از افتخارات روستای گرجی محله میباشند.



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : جمعه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳٩٥

سید امیر رخت اعلا..متولد 1369 دانشجوی مهندسی معماری..از دیار فرهنگ و هنر گرجی محله . از 6 سالگی نزد علی اسحاقی به اموزش سه تار پرداخت و از سن 7 سالگی دوتار را محضر استاد محمد رضا اسحاقی گرجی بصورت جدی شروع کرد.و از سن 10 سالگی استعداد بی نظیر خود در فن بیان و اجرا یافت و در زمینه مجریگری و گویندگی بسیار موفق بوده ایشون در حال حاظر مجری صدا و سیمای استان مازندران میباشد..از سن 15 سالگی طبع شعری ایشون به شکوفای میرسد..شعرهای ناب مازندرانی میسراید .از نوجوانی در مسایل فرهنگی و هنری بسیار فعال بوده و چندین جشنواره و کنسرت را مدیریت و برگزار نمودند..در زمینه های دانشگاهی هم مسولیت های داشتند.(((مسئول ادب و هنر طرح ضیافت ویژه دانشجویان مازندران.عضو اصلی شورای مرکزی سیاستگذاری نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاههای استان مازندران و از طرف نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه آزاد بهشهر..... ))) و به عنوان مشاور موسسه روستا شناسی کشور میباشد و مشاور و طراح در اولین نمایشگاه دستاوردهای روستایی از طرف نهاد ریاست جمهوری در غرفه استان مازندران بوده اند.از افتخارات بالای بر خوردار هستند که مختصری از آن گفته شد. مایه سر بلندی میباشد.



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : جمعه ٢٤ اردیبهشت ،۱۳٩٥

ابوالفضل الله وردی گرجی ، متولد ۱۳۷۲ . دانشجو مهندسی تکنولوژی نقشه برداری ... از سال ۸۰ موسیقی را با ساز تنبک نزد استاد صادق اسحاقی شروع کردم و بعد از آن تنبک را نزد اساتید محمد ابراهیم نژاد ، سیاوش ابراهیم نژاد و برزو بهرامی ادامه دادم و دوره ی فوق عالی را نزد استاد بهرامی به اتمام رساندم . از سال ۹۰ دوره های دف نوازی را نزد استاد یاور احمدی فر در تهران ‌( نوازنده دف و سازهای کوبه ای گروه رستاک ) رسماً شروع کرده و بد از آن نزد استاد وُریا کریمیان در ساری (از تولید کننده های دف و سازهای کوبه ای ) ساز دف را ادامه داده ام . بنده درجشنواره بین المللی پیامبر مهربانی در تهران ، جشنواره بین المللی فجر در تهران و جشنواره کوبه ای نوازان مازندران اجرای برنامه داشته ام .. ودرحال حاضر با گروه آکسان به سرپرستی استاد برزو بهرامی ، گروه موسیقی نواحی انتظار و ... همکاری دارم .. همچنین در آموزشگاه ساری مشغول تدریس هستم



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : دوشنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳٩٥

قدمت تاریخی روستای گرجی محله :

چگونگی پیدایش آن بدرستی معلوم نیست . فقط این نکته معلوم است که در زمان اشکانیان حدود ۲۲۰۰ سال پیش اینجا مرکز تمدن بوده است و آرشیک ( آرشیو ) نام داشته است و آتشکده ای هم بر بالای مرتفع ترین قله ی آن که امروز خرابه هایش موجود است ، داشته است . بعدها قوم ارمنی نژادی معروف به خزرها در این محل ساکن شدند و مدت توقفشان در این مکان حدود چهارصد سال می باشد که سپس به شمال بین النهرین و اطراف دریای سیاه کوچ کردند . لازم به یاد آوری است که این قوم آریایی نژاد بودند ، بعد از خروجشان از این ناحیه قوم آریایی نژاد دیگری به این محل آمده و ساکن شدند و این روستا به نام فقر محله معروف شد .که توسط هجوم قرقیزها و زرد پوستها که بعدها به ترکمنها معروف شدند ، قتل عام شدند . فقط تعدادی از ساکنان موفق شدند که به کوهای اطراف فرار کنند و خود را نجات دهند . مدت توقف این افراد در کوهستانها قریب صد سال می باشد ، که در کوهستان قلعه های متعددی برای خود تاسیس کردند که معروف ترینشان ظفر تپه و قلاع میر می باشد . لازم به یاد آوری است که این مردم دارای دین زرتشتی بوده و تا حدود 50 سال بعد اسلام آوردن ایرانیان همچنان زرتشتی بودند و در زمان حکومت مروانیان یا عباسیان مسلمان شدند . در زمان حمله ی تاتارها و گورکانها این محل به کلی از بین رفت و مردم آن قتل عام شدند . زمانی که صفویان در اردبیل ظاهر شدند . مخصوصاً شیخ صفی که مریدان چندی داشت و فرزندان او بنای حکومت صفویان را نهادند . گرجیها که در شهرک حیدر آباد تفلیس از ولایت گرجستان زندگی می کردند در هنگام جنگهای شیخ حیدر و شیخ جنید با شیروانشاه به کمک آنها شتافتند هر چند که آئین مسیحی داشتند . و برخی می نویسند که شیخ صفی در حیدر آباد گرجستان متولد شد . پس از آن که به سن بلوغ رسید در اردبیل ظاهر شد و به خاطر این گرجیها از فرزندان شیخ صفی در مبارزه با شیروان شاه حمایت کردند . پس از پیروزی شاه اسماعیل اول بر شیروانشاه و کشتن او رهبر این گرجیها شخصی بنام بلوخیل کور (بلوخین کور)بود که گویند به دستور فرمانروای گرجستان چشمهایش را سیخ کشیده بودند و هنگام مرگ از او دو پسر به نامهای نقدین بیک و گرگین خان و یک دختر بنام کاترین باقی مانده بود . این دو پسر به همراه شخصی به نام نصرت اوغلور که شوهر کاترین بود از ژنرالهای زمان خود بودند . از دیگر بزرگان این قوم میتوان مامور تسکی و فیروزخان و غازان خان را نام برد . فیروزخان از اول مسلمان بوده و خود را از نوادگان شیخ حیدر می دانسته و فرزندی هم به همین نام داشت نقدین بیک و گرگین خان بعد از مسلمان شدن نامهای نقدین علی بیک و گرگین علی بیک را اختیار نمودند . مامور تسکی نام محمد تسکی غازان خان نام کاظم را بر خود نهادند . گرجیها پس از ساکن شدن در این محل خوی نظامیگری را از سر برون کرده و کشاورزی اختیار نمودند . فقط در بعضی موارد حملاتی به روستاهای مجاور مثل رستمکلا و کوهستان داشتند ، که از آن جمله قسمتی از روستای کوهستان را تصرف کرده و تا قسمت غربی رودخانه روستای کوهستان پیش رفته اند و این رودخانه را به تصرف در آوردند و عده ای به عنوان روخانه بان در همان محل ساکن شدند که امروز به نام گرجیها ی آسیابسر مشهورند . از این تاریخ به بعد گرجی محله به چهار منطقه تقسیم شد : Ø بلوخیل محله : که در قسمت غربی روستا واقع شده است و فرزندان نقدعلی بیک و فیروز خانیها در آن ساکن می باشد . Ø محمد تسکی محله : که تعدادی از گرگین خانیها و تسکی ها در آن قسمت ساکن می باشند . Ø میانده : قسمت شرقی ده که طپورنژادها در آن ساکن می باشند . Ø آسیابسر : که از نواحی روستای کوهستان بوده و به تصرف گرجی ها در آمد.



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : دوشنبه ٢٠ اردیبهشت ،۱۳٩٥

کشور گرجستان :

(تکه ای از بهشت بر روی زمین) گرجستان یکی از کشورهای استقلال یافته از اتحاد جماهیر شوروی است که در منطقه قفقاز واقع شده و از نظر جغرافیای سیاسی دارای اهمیت زیادی است. این کشور از شمال با روسیه از جنوب با ترکیه و ارمنستان و از شرق با جمهوری آذربایجان همسایه بوده و در غرب آن نیز دریای سیاه واقع شده است . پایتخت آن تفلیس است و این کشور در مرز میان اروپا و آسیا واقع شده است و کشوری کوهستانی و پرباران محسوب میشود که حدود 69700 کیلومتر مربع وسعت داشته و جمعیت آن 6/4 میلیون نفر بوده که بیشتر آنها به دین مسیحیت گرویده اند و به زبان گرجی سخن گفته و خط نوشتاری آنها هم خط ویژه گرجی است. این کشور مدتها جزیی از خاک میهن ما بوده و در دوره صفویه نیز میبینیم که مادر بیشتر پادشاهان ایران گرجی بوده اند و این کشور در سال 1812 میلادی طبق پیماننامه گلستان رسما از ایران جدا شد و به خاک روسیه پیوست و همین طور از روسیه نیز در دسامبر 1991 جدا شد و استقلال یافت . نام بین المللی این کشور جورجیا (Georgia) و واحد پول آن لاری (Lari) است و حکومت آن جمهوی دموکراتیک و سکولار است. در حال حاضر برای سفر به این کشور میتوانید از طریق آژانسهای مسافرتی که خود پروازی از خط هوایی ایران اجاره کرده اند را استفاده کرد و یا بلیط خود را از خط هوایی جرجیا خریداری کرده و یا همین طور میتوانید از طریق زمینی و از کشور ارمنستان به این کشور سفر کرد. مدت پرواز از تهران تا تفلیس حدود 45/1 دقیقه میباشد و فرودگاه اصلی پایتخت بسیار کوچک بوده و در حال حاضر با توافقات بعمل آمده بین دو کشور ایران و گرجستان نیازی به اخذ ویزا نیست و به راحتی وارد آن کشور میشوید. مردم این کشور اکثرا به زبان انگلیسی هیچ گونه آشنایی ندارند و همین امر در بعضی جاها شما را دچار مشکل میسازد اما در هتلهای خوب آن ، چه در پایتخت و چه در شهرهای بزرگی چون باتومی مشکل نخواهید داشت ، مردم کشور گرجستان بسیار مهماننواز بوده و با مهربانی پاسخگوی شما هستند حتی وقتی که هیچکدام از طرف همدیگر چیزی را درک نمیکند. پایتخت این کشور با مدیریت بسیار خوب اعمال شده در آن که در حفظ ساختمانها و بناهای قدیمی بسیار کوشا بوده.



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : شنبه ۱۸ اردیبهشت ،۱۳٩٥

تاثیر موسیقی بر جنین

شنیدن اولین حسی ‌است که یک جنین از طریق آن با محیط اطرافش ارتباط برقرارمی‌کند. هفته اول لقاح جوانه گوشهای یک جنین با میکروسکوپ دیده می‌شوند واز هفته ۲۰ حاملگی جنین صدا‌ها و تونهای اطراف را می‌شنود و موزیک را هم حس می کند. امروزه از طریق موزیک تراپی سعی می شود که روی جنین ومادرتاثیرات مثبت گذارده شود.  مادری که در دوران حاملگی یک قطعه پیانورا به طور مرتب گوش داده باشد کودک او بعدها شدیداً به این قطعه واکنش نشان میدهد و همین طور نوزادان نارسی که باید برای مدت کوتاهی از مادر جدا نگهداشته شوند از طریق موزیک سعی می شود که ارتباط لازم بین مادر و نوزاد برقرار شود و بدین طریق از صدمات احتمالی جلوگیری شود. یکی از اولین علایم شنوایی در جریان پخش موسیقی برای جنین های ۴ تا ۵ ماهه در زایشگاه مادران لندن به اثبات رسید.موسیقی بتهوون -برامس- راک تند آنها را بیقرار میکرد و موسیقی ویوالدی و موتزارت به آنها آرامش میداد. جنین ها به ما میگویند که از صداهای خیلی بلند خوششان نمیآید ولی نه آنکه خواستار سکوت باشند.  در گریه نگاری از نوزادان دکتر هنری ترابی در استکهلم کشف کرد که نوازادان در نوع گریه خود دارای لهجه هستند که آنرا از گویش مادر در هنگام حاملگی می آموزند. در دوران حاملگی جنین برای شنیدن صدای مادر مجهز تر است چون صدای مادران ریز تر است و صدای پدران بم تر .بخش های مربوط به شنیدن صداهایی با فرکانس بالاتر تا پیش از تولد کاملا رشد کرده اند ولی بخشهای شنیدن صداهای بم تا قبل از سن بلوغ به درستی تنظیم نمیشوند.  جنین به دو وسیله میشنود:   ۱ ) رسانای هوایی (صوت از خارج وارد بدن میشود و شنیده شود) ۲) رسانای استخوانی ( لرزه های صوت از طریق حلق و نای از طریق اعضای داخلی به جنین میرسد و رحم اتاقک صدا تبدیل میشود.) جنین بیشتر از طریق رسانای استخوانی میشنود پس هر چه مادر میگوید برای جنین مفهوم تر است . دکتر ابراهیم پور ضمن تاکید بر اهمیت قرارگرفتن کودکان درمعرض موسیقی های کلاسیک گفت: «به مادران توصیه می شود در دوران بارداری بویژه از ماه چهارم به موسیقی گوش دهند و موسیقی هایی را انتخاب کنند که موجب آرامش و راحتی درخود آنها شود. این عمل موجب کاهش استرس مادر و جنین می شود



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : دوشنبه ٦ اردیبهشت ،۱۳٩٥

معرفی ساز کمانچه

کَمانچه یکی از سازهای ایرانی و موسیقی خاور زمین است. این ساز علاوه بر شکم، دسته و سر، در انتهای پایینی ساز، پایه‌ای دارد که روی زمین یا زانوی نوازنده قرار می‌گیرد. نخستین نشانه‌های تاریخی درباره کمانچه در کتاب موسیقی الکبیر اثر ابونصر فارابی در سده چهارم هجری دیده شده‌است.او در این کتاب از کمانچه با نام عربی آن، رباب یاد می‌کند. کمانچه در دوران صفویه و قاجاریه جزو سازهای اصلی موسیقی ایران بوده‌است. نخستین صدای ضبط‌شده کمانچه به اوایل قرن بیستم میلادی بر می‌گردد. شکل ظاهری شکم ساز کروی و توخالی است که مقطع نسبتاً کوچکی از آن در جلو به دهانه‌ای اختصاص یافته و روی دهانه پوست کشیده شده و بر روی پوست، خرکی تقریباً شبیه به خرک تار و نه کاملاً عمود بر سیم‌ها قرار گرفته‌است. دستهٔ ساز، لوله‌ای تو پر است و به طور نامحسوس به شکل مخروط وارونه خراطی شده‌است. انتهای بالایی این لوله؛ توخالی و در طرف جلو شکاف دارد که نقش جعبهٔ گوشی‌ها را می‌یابد. دسته فاقد پرده می‌باشد. سر ساز متشکل است از جعبهٔ گوشی‌ها که در دو طرف آن هر یک دو گوشی کار گذاشته شده و یک قبه که در بالای جعبه قرار گرفته‌است. طول ساز تا سر قبه حدود ۸۰ سانتی متر است. درگذشته این ساز بدون سیم گیر که به شکل کنونی وجود دارد بوده است در گذشته سیم ها مستقیماً به ساز وصل می شدند همانند سه تار یا به وسیله قطعه فلزی سیم هابه آن ربط داده می‌شد. پس از ورود ویلن به ایران، تاندور ویلن(پیچ های کوچک تنظیم کوک)به سیم گیر اضافه شد تا نوازنده بتواند ساز را دقیق کوک کند. تا پیش از ورود ویلن به ایران، جنس سیم های کمانچه ابریشمی یا از روده تابیده شده حیوانات بود و توانایی گرفتن کوک بالا را نداشت. پس از ورود ویلن به ایران، سیم‌های ویلن جایگزین سیم‌های کمانچه شد. این ساز جز دسته سازهای زهی است. کمانچهٔ امروزی دارای ۴ سیم می‌باشد. کمانچه در زمان قدیم تنها سه سیم داشته و پس از ورود ویولن به ایران به تقلید از آن سیم چهارم به آن افزوده شده‌است. این سیم‌ها به موازات درازای ساز گستردگی دارد و آوای آن خیلی خوش و دلکش می‌باشد. این ساز می‌تواند آواهای گوناکون بسیاری را برآرد. کاسه صوتی این ساز از چوب توت است که با برش‌های از عاج تزیین شده‌است. کوک کوک کمانچه (نسبت فاصله سیم‌ها به یکدیگر) در دستگاه‌های مختلف موسیقی ایرانی تفاوت می‌کند. معمول ترین کوک برای دستگاهای ایرانی این است که سیم‌های اول و دوم نسبت به هم فاصله چهارم (یا پنجم) داشته، سیم سوم یک اکتاو بم تر از سیم اول و سیم چهارم یک اکتاو بم تر از سیم دوم می‌باشد. لازم به ذکر است که در گذشته کمانچه دو سل دو سل کوک می‌شد اما پس از ورود ویلن به ایران،در کوک کمانچه تغییراتی ایجاد شد و امروزه این ساز همانند ویلن کوک و انگشت گذاری میشود. در حال حاضر کوک اصلی و رایج کمانچه می لا ر سل که همان کوک ویلن است، می‌باشد. از جمله می‌توان به کوک‌های رِ لا رِ سل (برای دستگاه نوا) می لا رِ لا (برای ماهور) و می لا می لا (برای همایون، اصفهان، چهارگاه، ماهور و دستگاه راست‌پنجگاه) و رلارلا (برای کوک لری)اشاره کرد. شیوه نواختن نوازندهٔ ساز در حالت نشسته پایهٔ کمانچه را روی زمین (یا صندلی) یا زانو قرار می‌دهد. ساز در موقع اجرا کمی حول محور خود می‌چرخد و همین عمل تماس آرشه با سیم‌ها را آسان تر می‌کند. نوازنده ساز را به طور قائم در دست چپ می‌گیرد و انگشتان همان دست را روی دسته می‌لغزاند و آرشه را با دست راست به سیم‌ها تماس می‌دهد. نوازندگان شاخص از شاخص‌ترین کمانچه‌نوازان ایرانی می‌توان به علی‌اصغر بهاری، رحمت الله بدیعی و مجتبی میرزاده و اردشیر کامکار و کیهان کلهر اشاره کرد[۳]. نوازندگان شاخص معاصر عبارتند از: اردشیر کامکار .کیهان کلهر. سعید فرجپوری. فرج علیپور .داوود گنجه‌ای .علی اکبر شکارچی درویش‌.مرحوم قدر کتولی. آرش اسحاقی گرجی .رضا منظمی . مهدی باقری .شروین مهاجر. سینا جهان آبادی. سهراب پور ناظری .(سازندگان شاخص ابراهیم قنبری مهر. نصرالله صیامی گرجی ). قدرت الله کردی .محمد حسن کاکاوند .بیاض امیر عطایی .قباد ملکی .هاشم پشتدار



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : یکشنبه ٥ اردیبهشت ،۱۳٩٥

موسیقی قدیم ایران 

از قرن چهارم تا نهم هجری قمری، موسیقی ایران وضعیت خوبی داشته است. اغلب دانشمندان و فلاسفه در کتاب‌ها و رسالات خود مبحثی را به موسیقی اختصاص داده‌اند. از آن جمله ابو نصر فارابی، بو علی سینا، صفی الدین ارموی،قطب الدین شیرازی و عبدالقادر مراغی را می‌توان نام برد. در کتاب‌های قدیم موسیقی ایران تا قرن نهم هجری از واژه «مقام»، «پرده» و «شدّ» استفاده کرده‌اند. در موسیقی قدیم ایران برای نام گذاری پرده‌ها یا نغمه‌ها از حروف ابجد استفاده می‌شده و همپنین دوازده مقام اصلی وجود داشته است که عبارتند از: ۱-عشاق ۲-نوا ۳-بوسلیک ۴-راست ۵-حسینی ۶-حجاز ۷-راهوی ۸-زنگوله ۹-عراق ۱۰-اصفهان ۱۱-زیرافکند ۱۲-بزرگ این دوازده مقام از هفده درجه یا مایه یا تنالیته اجرا می‌شدند. علاوه بر مقام‌های گفته شده، ۲۴ شعبه یا گوشه نیز وجود داشته که عبارتند از: ۱-دوگاه ۲-سه‌گاه ۳-چهارگاه ۴-پنج‌گاه ۵-عشیرا ۶-نوروز عرب ۷-ماهور ۸-نوروز خارا ۹-بیاتی ۱۰-حصار ۱۱-نهفت ۱۲-عُزال ۱۳-اوج ۱۴-نیرز (نیریز) ۱۵-مُبَرقع ۱۶-رکب ۱۷-صبا ۱۸-همایون ۱۹-زاول (زابل) ۲۰-اصفهانک ۲۱-بسته‌نگار ۲۲-خوزی ۲۳-نهاوند ۲۴-مُحَیّر موسیقی ایران در دوران قبل از اسلام در دورۀ ساسانیانآهنگ‌های منسوب به «باربد» شامل «هفت خسروانی»، «سی لحن» و «سیصد و شصت دستان» بوده است که با هفت روز هفته و سی روز ماه و سیصد و شصت روز سال مطابق بوده است. در دربار خسرو پرویز در هر برنامه موسیقی، نظم و ترتیب خاصی برای اجرای آهنگ‌ها وجود داشته است. حکیم نظامی گنجوی در منظومه «خسرو و شیرین» سی لحن باربد را به نظم در آورده است. در دورۀ بعداز اسلام هم یک برنامه موسیقی «نوبت» نامیده می‌شده که شامل «قول»، «غزل»، «ترانه» و «فروداشت» بوده است. در زمان عبدالقادر مراغی از کلمه «قطعه» استفاده می‌شده که مترادف با کلمه «آهنگ» است.[۲]



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : یکشنبه ٥ اردیبهشت ،۱۳٩٥

موسیقی ایران در دورۀ قاجار

 از زمان قاجار در موسیقی ایران از کلمه «دستگاه» استفاده شده است که مترادف کلمه «مقام» است. در زمانناصرالدین شاه قاجار، ردیف موسیقی ایران به وسیله موسیقیدانان تدوین شد که مهم‌ترین آن‌ها ردیف میرزا عبدالله نوازندۀ تار و سه تار است. ردیف کنونی ایران شامل هفت دستگاه اصلی به نام‌های «شور»، «سه‌گاه»، «چهارگاه»، «ماهور»، «همایون»، «نوا»، «راست پنج‌گاه» و پنج آواز به نام‌های «ابوعطا»، «افشاری»، «بیات ترک»، «دشتی» و «بیات اصفهان» است. ردیف موسیقی فعلی ایران با مقامات قدیم موسیقی ایران حلقه‌های مفقوده بسیاری دارد که باید آنها را پیدا کرد. برای مثال «اصفهان» در موسیقی قدیم ایران از دوازده مقام اصلی بوده و «همایون» یکی از گوشه‌های بیست و چهارگانه بوده است.[۲]



ارسال توسط بلوخین گرجی

اسلایدر

دانلود فیلم