تاريخ : شنبه ٢٩ آبان ،۱۳٩٥

قطعه عامی دتر: داستان عشق به دختر عمو
قطعه دخترعمو :(معروف به گلِه رِه بردن) :عشق به دخترعمو از طریق غارت گوسفندان
قطعه کرچال : دخترانی که پای دستگاه گلیم و قالی میبافتند
قطعه عاروس یار :(که در سه گاه نواخته میشه) :حمل عروس با اسب
سما حال: روایت روز و شب عروسی
میشی حال: نوایی برای گوسفندان
دنباله میشی حال: نوائی برای بازگشت گوسفندان به اغل
و قطعه های روونی (که چندنوع است) و چاربیداری و جلوداری (که در شور است و مدالسیون میشه به سه گاه و بیات ترک و فرود به شور) و قطعاتی دیگر که اغلب با سازهای سرنا و دسرکوتن اجرا می شده اند.



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : پنجشنبه ٢٧ آبان ،۱۳٩٥

سرزمین ایران در طول تاریخ خود محل زندگی اقوام مختلفی بوده که هرکدام فرهنگ های موسیقایی متفاوتی داشته اند.
این سنت های موسیقایی در طول زمان رشد کرده اند و به همین خاطر به نظر می رسد که موسیقی ملی کشور برای رشد و تحول، به موسیقی بومی اقوام ایرانی نیاز مبرم دارد، بخصوص که نغمه های موسیقی نواحی ایران، زیر بنای موسیقی دستگاهی ردیف را شکل داده اند.
موسیقی سنتی ایران (موسیقی دستگاهی یا ردیف) با این صورت مرسوم، از دوره قاجار شکل گرفته که در آن نوازندگان و موسیقیدانان با استفاده از موسیقی بومی اقوام سراسر کشور، درون مایه خود و فن نوازندگی، حالت ها و یا جملاتی را به آن اضافه کرده اند.
این در حالی است که این نوع موسیقی اکنون شرایط نابسامانی دارد و در معرض آسیب های جدی قرار گرفته است و جز در جشنواره های گوناگون هیچ اثر مثبتی را نمی توان در آن بررسی کرد.


صدیق تعریف:

 خواننده، در این زمینه با اشاره به این نکته که موسیقی دستگاهی ایران به نوعی وامدار موسیقی محلی است و تعداد زیادی از گوشه ها و قطعات موسیقی دستگاهی ایران از موسیقی نواحی گرفته شده است، می گوید؛ «می توان گفت موسیقی نواحی تکمیل کننده موسیقی ردیف دستگاهی است و نمی توان تاثیر آن را نادیده گرفت و به همین خاطر خوانندگان و کسانی که در زمینه موسیقی دستگاهی و ردیف - سنتی فعالیت می کنند باید به فضای موسیقی محلی و ظرفیت آن توجه کنند.»
موسیقی سنتی ایران تنها بخشی از موسیقی نواحی کشور است. گوشه های امیری، طبری، دیلمان و گیلکی که استاد صبا آنها را وارد موسیقی دستگاهی کرده و بسیاری از نغمه ها و گوشه ها که توسط استاد علی اصغر کردستانیبه به موسیقی ردیف اضافه شده، از نغمه های ماندگار موسیقی بومی اقوام گیل، مازن و کرد منشا گرفته است.گوشه هایی چون حاجیانی و بیدگانی نیز از نغمه های بوشهر و کرمان به موسیقی دستگاهی راه یافته و می توان هم اکنون از ساز و آواز مردم آن مناطق شنید.
موسیقی دستگاهی از موسیقی بومی اقوام ایرانی نشات گرفته شده که این نغمه ها به دست توانمند هنرمندان چیره دست دوره قاجار، با تغییر فرم جزئی به شکل کنونی خود درآمده است.


ارفع اطرایی:

 نیز بر این اعتقاد است که تمام عوامل و قوانین یک اجتماع برگرفته از سنت و عادات و رسوم گذشته هاست.
او رکود نسبی موسیقی مقامی ایران را ناشی از رشد جمعیت، سلیقه جمعیت جوان و تداخل فرهنگی از طریق بعضی رسانه ها و مهجور ماندن تصویر سازها و نوازندگان می داند.
جهانگیر نصر اشرفی:

 هم بر این اعتقاد است که بسیاری از نغمه های بومی کشور تا یک سال آینده از بین خواهد رفت. این در حالی است که هنوز نغمه های بیش از ۴۰۰ هزار نوازنده و خواننده موسیقی اقوام ایران ناشنیده باقی مانده است؛ «موسیقی اقوام مناطق مختلف ایران، محصول ذوق، فرهنگ و هنر ۴۰ هزار ساله این سرزمین است که در یک روند تکاملی دو یا سه هزار ساله شکل گرفته است. با وجود آثار اعجاب انگیز در موسیقی بومی اقوام ایرانی تنها یک صدم این نغمه های شناسایی شده و بخش اعظم و تاثیرگذار آن دست نخورده باقی مانده است.»
اشرفی با اشاره به اینکه با حمایت هر چه سریع تر مسوولان دولت باید از موسیقیدانان بومی و راویان موسیقی چند هزار ساله این سرزمین استفاده بهینه و نغمه های آن ضبط و مکتوب شود، یادآوری می کند؛ «با مرگ هرکدام از استادان موسیقی بومی، بسیاری از نغمه های ایرانی با پشتوانه تاریخی و هنری کهن از بین خواهند رفت.»
در حالی که تمام کشورهای دنیا تمام تلاش خود را انجام می دهند تا بتوانند موسیقی بومی خود را در سطح جهان ارائه دهند و بازتاب های مثبتی از آن دریافت کنند، ما از این قافله بسیار دور مانده ایم و این در شرایطی است که حضور موسیقی ایران در نمایشگاه های متفاوت فرصت مناسبی برای معرفی موسیقی ارزشمند و اصیل ایران به جهان بود.
محمد موسوی، مدیرعامل نشر هرمس که به عنوان ناشر برگزیده آثار موسیقی نواحی و سنتی ایران انتخاب شده است، می گوید؛ «معرفی و حضور فرهنگی در دنیای امروز به هزینه های میلیاردی نیاز دارد، ولی شرکت در اینگونه نمایشگاه ها که با کمترین هزینه میسر است، می تواند ایران و هنر ایرانی را به خوبی معرفی کند.»ساختارهای فرهنگی هر جامعه ای در حال تغییر و تحول هستند و جامعه ما هم از این امر منفک نیست. در این شرایط برخی از فعالیت های فرهنگی و هنری هم ناخواسته و خود به خود قربانی می شوند که این اتفاق کاملا طبیعی است و به واسطه مناسبات اجتماعی صورت می گیرد.

 


احمد صدری:

که سال هاست در زمینه موسیقی مقامی کار کرده است، در مورد دلایل کمرنگ شدن نقش این موسیقی بر اثر هجوم سبک های غربی می گوید؛ «من مسئله را از این منظر نمی بینم. حتما نباید ضربه زننده ای وجود داشته باشد تا کسی ضربه بخورد، در مواقعی ضربه پذیری حادث می شود، چون شرایط ایجاب می کند. ما خودمان هم اگر خیلی قوی باشیم، ممکن است که بر اثر شرایط ضربه ای مهلک ببینیم.»
برای جلوگیری از فراموش شدن ترانه ها و تصانیف، ما هیچ فعالیت و توجهی از خود نشان نداده و هیچ کار اصولی و ریشه ای انجام نداده ایم. اگر هم چیزی بوده در حد برگزاری صوری یک جشنواره چندروزه بوده که کاری از پیش نبرده است. این در حالی است که اکنون نه تنها کشورهای غربی بلکه بسیاری دیگر از کشورها مانند هندوستان، ترکیه و ... در مقابل سبک های موسیقی که هر روز به موسیقی شان افزوده می شود، سبک های قدیمی خود را حفظ کرده اند و این مسئله به خاطر خودباوری فرهنگی است.
موسیقی دستگاهی از جمع آوری تک تک مقام ها (از خراسان تا خوزستان) گرد آمده است، حتی اهمیت موسیقی مقامی و قدمت آن به اندازه ای است که نام بسیاری از دستگاه های موسیقی ترکی و عربی، از دستگاه های موسیقی ایرانی وام گرفته شده است. موسیقی مقامی همواره به عنوان بخشی جداناشدنی در زندگی ایرانیان تاثیر داشته است. مانند شادیانه ها، سحرخوانی، موسیقی رمضان و ...
در تحقیقات انجام شده درباره موسیقی مناطق مختلف، از استادان موسیقی این مناطق شنیده شده که از این نوع موسیقی برای درمان بیماری ها استفاده می شده است، برای مثال در منطقه دوردست ترکمن صحرا استادانی بوده اند که بیماران لاعلاج را توسط موسیقی درمان کرده اند.
در این میان تنها می توان به تلاش برخی از پژوهشگران موسیقی نواحی در تدوین دایره المعارف شعر اقوام ایرانی یاد کرد که اشعار اقوامی همچون آذری، گیلکی، کردی، لری، تالشی، ترکمانی و سایر اقوام بزرگ ایرانی را بررسی و تحلیل کرده است.
مدیر گروه مردم شناسی پژوهشکده مردم شناسی از انتشار نخستین دایره المعارف اقوام ایرانی تا بهار سال آینده خبر داد.


حسن زاده:

که در نشست هفته پژوهش در پژوهشکده مردم شناسی حضور داشت، در این زمینه گفت؛« این دایره المعارف شامل ۱۵ دفتر است و به سه زبان انگلیسی، فرانسه و زبان های قومی به صورت کتاب - سی دی منتشر خواهد شد.»
وی با بیان اینکه بیش از یک سال برای تهیه این دایره المعارف زمان صرف شده است، عنوان کرد؛« حدود ۶۰ مردم شناس، متخصص موسیقی و ادبیات برای تهیه این کتاب مرجع همکاری کرده اند و در دفاتر جداگانه ای شعر این اقوام مورد بررسی قرار گرفته است. البته به دلیل گستردگی موضوعات شعر برخی از این اقوام، بیش از یک دفتر به آنها اختصاص یافته است.»
مسوول این پروژه اضافه کرد؛« برای دریافت مجوز این دفاتر که تدوینشان به پایان رسیده است، مکاتباتی با وزارت ارشاد آغاز کرده ایم و پیش بینی می کنیم فروردین به چاپ برسد. احتمالا برای معرفی این دانشنامه سمیناری نیز سال آینده در پژوهشکده مردم شناسی تشکیل می شود.» هوشنگ فراهانی، نواساز و یکی از موسیقیدانان نواحی کشور نیز درباره موسیقی نواحی ایران می گوید؛ «به نظر من انواع موسیقی بطور کلی به دو دسته بزرگ تقسیم می شوند که این تقسیم بندی تا حدودی در همه دنیا عمومیت دارد.
دسته اول آن نوع از موسیقی است که دارای ریشه، اصالت و تفکر است و می توان از آن به عنوان موسیقی هنری نام برد که خود شامل انواع و اقسام دیگری می شود. این نوع موسیقی معمولا سفارشی نیست و آهنگساز معمولا به این دلیل آن را ساخته است که به وسیله آن می خواسته به یک نوع بیان تازه از لحاظ دستیابی به تکنیکی خاص و شکل و فرمی بدیع برسد و یا اینکه رازی را دریافته و می خواهد آن را بی صبرانه با دیگران در میان بگذارد و اینها همه حکایت از دغدغه های درونی آهنگساز دارد. این نوع موسیقی معمولا مخاطبان کمتری دارد.»
فراهانی در بیان ویژگی های نوع دوم می افزاید؛«این نوع هم دسته های مختلفی را شامل می شود و معمولا سفارشی است. احتیاج زیادی به فکر کردن ندارد. مضامین اشعار آن ساده و غالبا بدون محتواست و هدف آهنگساز چیزی جز برآورده کردن خواسته های شرکت ها و کمپانی های پخش موسیقی و درنهایت گرفتن دستمزد نیست. مخاطبان این نوع موسیقی فراوان اند. در ایران هم این تقسیم بندی وجود دارد و گذشته از اینکه بسیاری از این نوع موسیقی از سوی آهنگسازان درجه چندم از خارج وارد می شود، بدتر از آن تقلید برخی از آهنگسازان داخلی است که از روی دست آنها نگاه می کنند.
ناآگاهی بعضی از مردم نیز به این مسئله دامن می زند.»این درحالی است که بسیاری از هنرمندان موسیقی نواحی ایران نمی توانند بطور حرفه ای و جدی به این امر بپردازند، زیرا از طرف نهاد و ارگان و سازمان خاصی حمایت نمی شوند و معمولا از جهت معیشتی در مضیقه هستند.
از سوی دیگر با تداخل فرهنگ های مختلف و وارداتی حضور این نوع موسیقی کم رنگ تر می شود. جشنواره های موسیقی مقامی تلاش شایان توجهی در جهت حفظ این نوع موسیقی می کنند، اما کافی نیستند. این موسیقی با روح و جان مردم آمیخته شده و از دردها و رنج ها و شادی های مردم این سرزمین سخن می گوید. حکایت حماسه های آنان در گذر از تاریخ پر تلاطم این سرزمین است. این نغمه ها می توانند دست مایه ای برای کار آهنگسازان و تنظیم کنندگان باشند تا به شکل گسترده تری با ارکسترهای بزرگ تری به اجرا در آیند



ارسال توسط بلوخین گرجی

رقص نرم دختر دشت، با نای نی نوازان ترکمن( گلستان)"

از کلاله که به سمت مراوه تپه بیرون بیایی، در جاده ای می‌افتی میان دو رشته کوه از رشته کوههای البرز. دامنه ی رشته کوه شمالی مستتر در زمینهای حاصل خیز کشاورزی، و دامنه ی رشته کوه جنوبی پوشیده در درخت و جنگل.سبز در سبز. چشم هر لحظه نهیبت می‌زند مبادا که ثانیه ای روی هم بگذاریش که اینجا به اندازه هر دم و بازدم و به قدر هر نفس زیبایی معنایی دگر می‌یابد.از دشت هموار بگیر و تا کوه رها شو. صورتت را بی مهابا به خنکای جنگل بسپار و آفتابش را در مشت بگیر.می‌توانی،اینجا همه چیز نزدیک تر از آن است که حتی تصور کنی.اینجا خدا از رگ گردن بر تو نزدیک تر است!
۵ کیلومتر دیگر که پیش بروی وارد دره ای می‌شوی با جاده ای پیچ در پیچ. به محض بیرون آمدن از دره، زیبایی دیگری بر چشمت آرام می‌نشیند. اینجا روستای "اجن سنگرلی" است،مرکز دهستان آق سو و با قدمتی ۱۲۸ ساله که قرار است شنوای،نوای نی ۲۰ نی نواز ترکمن باشد.


"نی" سالیان دراز، همدم، همدل و یاریگر چوپانان و عشایر ترکمن بود. گاه دوشیدن شیر شتر و یا هدایت گله گوسفند به سوی صحرا یا خانه.
مادران ترکمن هنوز هم داستانهای آرام کردن شترهای چموش و یافتن گوسفندان گم‌شده در صحرا، در میان کوهها، به کمک نواختن نی، را از یاد نبرده اند.
محافل جشن و شادی، از عروسی گرفته تا ختنه‌سوران و برافراشتن آلاچیق جدید برای فرزندان متأهل خانواده، پر بود از نای نی ترکمنان، و مراسم"آق آش" (همسن شدن بزرگان ترکمن با سال وفات رسول الله ) طنین خوش نی را در دشت رها می‌ساخت.
اما... اما... اما...
اگرچه در حال حاضر هنوز هم نی نوازان در میان مردم ترکمن از احترام و جایگاه والا برخوردارند اما تعدادشان به علت رواج موسیقی مدرن و عدم توجه و شناخت کافی مسئولان فرهنگی و هنری، به مراتب کمتر از گذشته شده است.



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : پنجشنبه ٢٧ آبان ،۱۳٩٥

مازندران ، استان ساحلی شمال ایران از شرق با گرگان ، از جنوب با سمنان و تهران ، از مغرب با گیلان و از شمال با دریای خزر همجوار است. این وضعیت خاص جغرافیایی باعث شده است فرهنگ موسیقی مازندران در ناحیه شرقی با خراسان و ترکمن صحرا آمیخته شود و در غرب ، کمابیش خصایص موسیقی گیلانی را داشته باشد.
در مازندران هم مانند اکثر نقاط ایران ، موسیقی با زندگی مردم همراه و عجین است. در شالیزارها، جنگل ها، دریا، در آداب شادی و عزا و در همراهی با مراسم مذهبی ، موسیقی مازندران نقش چشمگیری دارد. براساس روش پیشین و با توجه به واقعیت های موجود، موسیقی مازندران را به ۲ گروه عمده تقسیم می کنیم : موسیقی بامتر آزاد، موسیقی بامتر معین مقام خوانی از شرق تا غرب موسیقی مازندران بامتر آزاد شامل آهنگهایی است که در قالب مقامها و با حالت آوازی اجرا می شوند.
مقام خوانی از شرق تا غرب مازندران رایج است و مقامها در شکلها و نامهای گوناگون متجلی می شوند.

متداول ترین مقامهای موسیقی بومی مازندران عبارتند از:

 


امیری: معروف ترین مقام بین مردم مازندران است. این آواز زیبا و دل انگیز به تنهایی می تواند بیان کننده خصایص و ارزشهای موسیقی مازندران باشد. آواز امیری بیشتر در جنوب مازندران متداول است و شعرهای زیبا و تصویرگر امیر پازواری ، شاعر بلند پایه مازندرانی ، زینت بخش آواز امیری است. مقام امیری در ۲نوع امیری بلند و امیری کوتاه اجرا می شود و به همت شادروان استاد ابوالحسن صبا، مقام امیری مازندران ثبت شده و در کنار سایر گوشه های آواز دشتی در ردیف استاد صبا قرار گرفته است.


کتولی: از مقامهای معروف مازندران است که بیشتر در قسمتهای شمال مازندران متداول است. آوازهای کتولی در نوع خود زیبایی ویژه ای دارد. مقام کتولی ، حاوی مضامین بلند اخلاقی ، قومی ، اعتقادی و گاه توصیفی است. کتولی در ۳نوع مختلف کتولی کوتاه (کل حال)، کتولی متوسط (میون کتولی) و کتولی بلند (بلند کتولی) اجرا می شود. علاوه بر امیری و کتولی ، مقامهای ولک سری ، توری (طبری) و طالبک (طالبا) را می توان نام برد.
چاووش خوانی

 نیز از مقامهای معمول مازندران است که در استقبال یا بدرقه زایران مشهد، کربلا، نجف یا مکه خوانده می شود. چاووش خوان ، پیک خبردهنده است که مردم را در حال و هوای اعتقادی و توجه به مقدسات قرار می دهد.
مضمون عمومی در موسیقی مازندران ، مسائل حماسی و اعتقادی و پرداختن به بیان ارزشهاست. با این که موسیقی مقامی نواحی مختلف مازندران شباهت کلی و عام به هم دارند، اما در هر منطقه ، بنا به شرایط اقلیمی و خصایص فرهنگی و نوع ارتباطات اجتماعی ، رنگ و حالت مشخص تری می یابد. مثل سادگی در مازندران موسیقی هایی با متر معین به بیان ترانه هایی اختصاص دارد که عموما دارای مضامین توصیفی و عاشقانه هستند.
ترانه های مازندرانی با ملودی هایی ساده و روان و اشعاری لطیف و بی پیرایه ، سخنان دلنشینی را بیان می کنند که جذابیت خاص یافته و در یادها باقی می مانند. ترانه های اصیل مازندرانی با عناوین و نامهای خاص ، بیانگر قدمت و سابقه طولانی حوادث و مسائلی است که ریشه در زندگی مردم این سامان داشته و به زمان حال رسیده اند.
نوروزخوانی: از موسیقی های متداول در مازندران و با متر معین است. نوروزخوانان اشخاصی هستند که پیش از آمدن بهار، رسیدن نوروز و سال نو را با شعر و آهنگ به مردم بشارت می دهند. نوروزخوانان ، بدیهه سرایانی هستند که از مدتها پیش از بهار به پیشواز بهار می روند و بدون همراهی ساز و صرفا به کمک آواز، نسیم بهاری را با دل و جان مردم آشنا می کنند.
مردم هم به همراهی نوروزخوانان به آوازخوانی می پردازند و به این ترتیب استقبال از بهار عمومی می شود. تعزیه: ریشه های محکم اعتقادی و علاقه به آل علی (ع) موجب شده است تعزیه در این سامان رشد یابد و آهنگهای تعزیه در بخشهای ریتمیک رشد چشمگیری بیابد.
در عین حال ، شیوه های آوازخوانی در تعزیه باعث شده است مقامهای موسیقی مازندران تحول یابد و در شکلهای متنوع عرضه شود و از این راه ، فرمهای تازه در شکلهای موسیقی مازندران پدید آید.

 



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : پنجشنبه ٢٧ آبان ،۱۳٩٥

موسیقی مازندران یک موسیقی مقامی

فرهنگ عامیانه و کاربرد ترانه ها با مفاهیم عامی همچئن دلدادگی، رنج، اندوه، جدایی، همبستگی و پایداری در مقابل سختی کار و ستم حکام ، تلاش برای بقاء و امید همراه است و جزیی ا ز زندگی مردم به حساب می آید. کشاورزان مازندرانی هنگام کار در شالیزار آوازهای طبری و طالبا را زمزمه می کنند؛ و گاه دوبیتی های مختلف کیجاجان را می خوانند. آوازهایی نظیر « پنبه دله گیر » ( پنبه را از غوزه در آوردن ) ، « چرخوکردن » ( دانه های پیله را در آوردن ) از آوازهای رایج در کایری های زمستانی و پاییزی است. موسیقی مازندران در جشن ها، عروسی ها و شب نشینی ها کاربردی بسیار دیدنی و شنیدنی دارد.
« رج خانی » و « گلی به گلی Gali Be Gali » خوانی از سنتهای شایان ذکر در مجالس عروسی است.

▪ رج خوانی :


سنتی است که معمولاً در عروسی اجرا می شود و جوانان به ترتیب آواز می خوانند.
▪ گلی به گلی خوانی :
در این سنت داوطلبان خوش صدا در محافل عروسی به ترتیب آواز می خوانند به این ترتیب که یکی مو خواند و دیگری در جواب نفر اول آواز سر میدهد.
در مجالس پیران ، طبری خوانها یا کتولی خوانهای با سابقه و خوش صشدا به همراه « لله می » ( نوازنده نی مازندرانی ) ساعتها به خواندن می پردازند.
رقص محلی مازندران « سما Sema » نام دارد . در مجالس زنانه « سما گر » با پوشیدن شلوار کوتاه و گشاد و چین دار-- که شلوار مخصوص سما است – روی شلوار بلند به اجرای سما می پردازد.
از ویژگیهای بارز سما این است که سما از جایی شروع و به جایی ختم می شود و سما گر با حرکات تیز و موزون ، رقص زیبایی را پدید می آورد ؛ که در حرکات آن شور و تحرک زندگانی پیداست.
بعضی از آلات موسیقی مازندران مشترک و بعضی مخصوص منطقه هستند لله وا ( نی مازندرانی ) ، دهل ، نقاره ، دسرکوتن، دوتار ، کمانچه و دشت لاکی می باشد.
سازهای ساده ای نیز وجود دارند که از عناصر ساده طبیعت ساخته می شوند ، مانند « فس فسی Fes – Fesi » و « وز وزی Vez – Vezi » که از علف سبز جو ساخته می شود که نوعی ساز دهنی است .
چوتک یا سیکاتک ( Cha – Tek / Sika – Tek ) نیز نوعی ساز است که از چوب شمشاد ساخته می شود.

 


▪ سازهای موسیقی کتول شرق مازندران :

 


۱) نی :
که از نوع بلند ترین انواع آن در نواحی مختلف ایران است.
۲) دوتار :
که در دو نوع کاسه بزرگ و کاسه کوچک موجود می باشد.
۳) سرنا :
که از سازهای شمال خراسان اقتباس شده است با گستره صوتی بالا و دارای شش سوراخدر بالا و یکی در زیر است و تنها از صدای بم آن ا ستفاده می شود.
۴) دیل یا دهل
۵) دایره
۶) کمانچه : در دو نوع کاسه کوچک و کاسه بزرگ که دارای سه سیم اند؛ ولی جدیداً کمانچه های چهار سیمه بیشتر به کار می روند .

 


موسیقی مازندران علاوه بر چهار مقام اصلی امیری، کتولی، طالبا و نجما دارای زیر مقامات فراوانی نیز هست .

 


موسیقی اصیل تبری ( مربوط به کوهستانها و جلگه های مرکزی مازندران) که در مازندران کاربرد گسترده ای دارد – از نشر جغرافیایی . شعبه های این مقام : چارواداری حال – گهره سری حال ( لالایی ها ) – نواجش ها ـ موری – کیجاجان ها ؛ و گوشه های کمرسری – تریکه سری – کرد حال (چپول حال) – مش حال – بورسی – دشتی حال – ونگ حال – سری و سنگین سما – که ملهم از شیوه های زندگی دامی کهن است ؛ همچنین گوشه هایی نظیر: جلوداری – ورساقی – ارومن یار- گورگه – روونی –جلیت –ترکمونی –حناسری – کلنج زر – درون و پیش نوازی در عروسی ها کاربرد دارند ؛ حیدربک – صنمبر و عباس خوانی نیز متأثر از موسیقی مذهبی مازندران اند.


موسقی علی آباد کتول:

 (مربوط بخ بلوک استر آباد و مرکزیت پیچک محله):
علیمحمد صنم – یحیس گالش و حسن خوانی ( به نام خنیاگران سازنده آن )
مجموعه کله کش ها ـ منظومه عباس مسکین یا عباس گالش
قطعات گالشی – یارخدیجه و زارنجی .
موسیقی گداری ( به مرکزیت قنبر آباد بهشهر و روستای گرجی محله شهرستان بهشهر ) :
تحریرهای ویژه با نوعی حالات و لحجه انحصاری در اجرای سازی و آوازی مقامات کتولی – کل حال – از مشخصات موسیقی گذار می باشد.
موسیقی خسایی شرق استان ( مربوط به جلگه های شرق مازندران از کرد کوی تا میاندرود ساری ) :
سرونگ Sar – Vang سر بند Sar – Band - منظومه های عارف و گلها – فاطمه – عباس مسکین – طبیب – درویش – غریب – که با دوتار شرقی اجرا می شود که دارای هشت پرده است و با دوتار ترکمنی و کتولی متفاوت است.
موسیقی غرب مازندران ( از دو سوی رودخانه چالوس تا دو سوی رودخانه نشتا ) :
گهواره سری – دوشان سری – خرمن سری – کجوری خوانی – توم سری – اروس سری – دیلمی – عزیز و نگار خوانی – کاکویی – سفوری – چاروداری – پیربابا خوانی – رابچه خوانی – جنیگا – پهلوانی – چوبه گری و …
از موسیقی دانان صاحب منسب و صاحب نام که بر روی موسیقی مازندران کارهایی کرده اند :
حسین طیبی ، نورمحمد طالبی ، ابولحسن خوشرو ، احمد محسن پور ، قیوج زاده ، حسین علیزاده ، محمد رضا اسحاقی ، نوراللدین علیزاده ، شاهرخ کرمانی ، احمد حسینی ، علی اکبر اصلانی و ارسلان طیبی .استاد محمد رضا اسحاقی گرجی.استاد محمد علی طاهری گرجی.
برخی از مقامهای موسیقی مازندران
مقام امیری :
این مقام نام دیگرش مقام تبری است و در مایه شور قرار دارد و متناسب با فضا و روحیات عرفانی و عاشقانه خوانده می شود بدون اینکه ملودی آن تغییر کند.
اشعار امیری از نظر وزن با ترانه اختلاف دارد ( مثل اختلاف وزن دوبیتی با رباعی در فارسی ). مقام امیری با موسیقی آوازی و متد آزاد ، با پرده بندی شور – دشتی ( عشاق ) در سراسر مازندران گسترده شده است .
مقام طالبا :


منظومه و مقام طالبا مربوط به شاعر شهید سبک هندی ، طالب آاملی ، می باشد.
طالبا بعنوان غمنامه ای عاشقانه به آوازی خرین خوانده می شود ، که بدان (موری) می گویند. و موری بیشتر در مراسن سوگواری خوانده می شود . این آواز در زبان فارسی (مویه) و در زبان کردی (هوره) و در مناطق جنوبی (شروه) خوانده می شود .
آهنگ طالبا از آهنگهای مهم مازندران و دارای وزن دو ضربی به وسعت دودانگ می باشد و نت شروع آن درجه سوم دانگ دوم ماست. این منظومه در دستگاه ابوعطا اجرا می گردد.
مقام کتولی :
خواستگاه این مقام علی آباد کتول است. ساختار موسیقی کتول متکی بر دو مقام آوازی با عنوان «هرایی کوتاه» و«هرایی بلند» است.
از روزگاران گذشته تا کنون خنیا گران کتول این دو مقام را بر اساس سلیقه و حالات درونی خویش بداهه سرایی و بداهه نوازی می کرده اند.
در علی آباد کتول ، نغمه ها و ترانه های کتولی را بید ( Bid ) یا بید ( Beyd ) یا دوبیتی می خوانند که چهار نوع است :
۱) بیدهای مذهبی و نیایش ، که در مدح پیامبر و امامان است.
۲) بیدهای غصه و غربت
۳) بیدهای عاشقانه
۴) سایر بیدها که بیشتر حالت تعلیمی و ظرب المثل دارند.

▪ مقام نجما :
این مقام مأخوذ از سرزمین فارس است و آن را به نجم الرین شیرازی نسبت می دهند. ملودی نجما،‌سیستم یک خطی است که تکرار و توالی جمله ها ادامه می یابد و همانند بسیاری از منظومه های ملل شرق ، نقالس و روایت گری هم در لابلای آن رخ می نماید و توسط شرخوانها و نقالان ، دکلاماسیون، قصه را باز گو می نمایند



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : پنجشنبه ٢٧ آبان ،۱۳٩٥
تاریخچه دوتار:

 
دوتار پیشینه‌ای چند هزار ساله دارد و می‌توان آن را مادر تنبور و سه‌تار محسوب کرد. امروزه حوزه‌های نواختن دوتار عبارتند از شمال خراسان در شهرهای بجنورد، اسفراین، شیروان، درگز و قوچان و جنوب و شرق خراسان در شهرهای تایباد‍، بیرجند، قائنات، تربت جام، کاشمر، باخرز، خواف و سرخس و نواحی ترکمن‌نشین شمال شرق از جمله استان گلستان و بخش علی آباد کتول همچنین برخی مناطق استان مازندران . این ساز در نواحی مختلف، با اندکی تغییر در شکل و نحوه نوازندگی دیده می‌شود . انواع دوتار در محدوده مرزهای جغرافیایی ایران به «دوتار خراسان» با دو گونه شمال و جنوب، «دوتار ترکمن» و «دوتار مازندران» تقسیم می شود

 


ساختمان ساز :
 
دوتار دارای کاسه‌ای گلابی‌شکل و دسته‌ای نسبتاً دراز و دو رشته سیم (تار) است. طول دستهٔ آن حدود ۶۰ سانتی‌متر و کل ساز حدود ۱ متر است.قسمت گلابی‌شکل این ساز از چوب درخت شاه‌توت و دستهٔ آن از چوب زردآلو یا درخت گردو ساخته می‌شود. در قدیم به جای سیم از ابریشم استفاده می‌شد. طبق نظر حاج حسین، برای سیم بم هشت لا و برای سیم زیر شش لا نخ ابریشم را به هم می-تابیدند. حاج حسین ایده‌آل صداگیری از ساز را نواختن با ابریشم می دانست، چرا که عقیده داشت زبان ساز یا سیم که در قدیم از ابریشم ساخته می شد، باید از جنس خود ساز (:چوب توت) باشد . حاجی قربان سلیمانی سیم زیر دوتار خود را مؤنث (: زن) و سیم بم را مذکر (: مرد) توصیف می‌کند. او، علاوه بر این، سیم زیر را به حضرت آدم و بم را به حوا نسبت می‌دهد.استفاده از تارهای ابریشمی به جای سیم فلزی نیز در شمال خراسان و در نواحی ترکمن نشین رایج بوده‌است.


ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : پنجشنبه ٢٧ آبان ،۱۳٩٥
کوک دوتار خراسان:
 
 دوتار در شمال خراسان با نسبت چهارم و پنجم کوک می‌شود. با کوک ترکی می‌توان نغمه هایی همچون گرایلی، شاختا، نالش، دوست‌محمد و غریب و با کوک کردی آهنگهای الله‌مزار، لو، درنا و جعفرقلی را اجرا کرد.

 

نوازندگان دوتار:

از سرشناس‌ترین نوازندگان پیشین دوتار، مرحوم استاد نظرمحمد سلیمانی و از نوازندگان فعلی مرحوم استاد نظرمحمد سلیمانی به نام های سلمان سلیمانی وحامد سلیمانی می‌توان نام برد.

 مرحوم استاد محمد حسین یگانه،مرحوم استاد حاج قربان سلیمانی،‍ مرحوم استادغلامحسین سمندری ،مرحوم استاد عبدالله سروراحمدی، استاد ذوالفقار عسکریان ،عباسقلی رنجبر، نظرلی محجوبی،مرحوم استاد الیاقلی یگانه، مرحوم مجید تکه، استاد محمد یگانه، استاد علیرضا سلیمانی،استاد عثمان محمدپرست را می‌توان نام برد.



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : چهارشنبه ٢٦ آبان ،۱۳٩٥

فواید نواختن موسیقی برای مغز:

نواختن ساز مزایای بسیاری دارد و می­تواند باعث انرژی بخشی به شما اطرافیانتان گردد.

۱- افزایش ظرفیت حافظه


تحقیقات نشان داده است که نواختن موسیقی و نیز گوش دادن به آن باعث تحریک مغز و افزایش ظرفیت آن می­شود. در یک آزمایش، به ۲۲ کودک بین سه الی چهار و نیم سال درسهای کیبورد و یا آواز داده شد. در سوی دیگر، به گروهی ۱۵ نفره نیز هیچ درس موسیقی ارائه نشد. هر دو گروه در یک کلاس پیش دبستانی قرار گرفتند. نتایج نشان داد، کودکانی که در کلاسهای هفتگی کیبورد شرکت می­کردند، ۳۴ درصد بهتر از سایرین در کسب مهارتهای ماندگار عمل کردند.

بنابر مقاله­ای که در مجله آنلاین تلگراف منتشر شده است، «تحقیقات اخیر نشان می­دهد که نواختن منظم یک ساز باعث تغییر شکل و قدرت مغز شده و می­توان از آن برای بهبود مهارتهای شناختی افراد استفاده کرد.» همچنین تحقیقات نشان داده­ است که نواختن منظم موسیقی باعث بهبود مهارت در استفاده از دستان، شنوایی، ذخیره اطلاعات صوتی در ذهن و حافظه در افراد می­شود. همچنین این کار می­تواند به اندازه ۷ نمره، آی کیو ی افراد را بهبود بخشد.

۲- بهبود دادن مدیریت زمان و مهارتهای سازماندهی


یادگیری نواختن یک ساز نیازمند تمرین نظم و سازماندهی می­باشد و یک موسیقیدان خوب می داند که کیفیت زمان تمرین از کمیت آن مهم تر است. یک نوازنده برای این که بتواند سریعتر پیشرفت کند، خواهد آموخت که چگونه زمان خود را سامان دهد و از زمان خود به شکل بهینه استفاده نماید.

۳- افزایش مهارت کار تیمی


مهارتهای کار تیمی از مهارتهای بسیار مهم برای موفقیت در زندگی هستند. نواختن یک ساز نیازمند این است که نوازنده برای ساخت آهنگ با سایرین همکاری کند. در یک گروه موسیقی، افراد می­آموزند که چگونه با سایرین کنار بیایند و همکاری کنند و برای نواختن یک آهنگ خوب به صورت گروهی، هر نوازنده باید یاد بگیرد که به دیگران گوش فرادهد تا افراد در کنار هم بتوانند آهنگی دلنواز خلق کنند.

۴- افزایش پشتکار


یادگیری نواختن یک ساز نیازمند صرف زمان و تلاش است که این امر باعث می­شود که صبر و پشتکار افراد در بوته آزمایش قرار می­گیرد. هیچ قطعه موسیقی را نمی­توان در بار اول بی نقص اجرا نمود و اکثر نوازندگان پیش از آنکه بتوانند قطعه­ای را به درستی اجرا کنند، بارها آن را تمرین می­کنند.

۵- بهبود هماهنگی جسمی و ذهنی


هنر نوازندگی نیازمند هماهنگی و همکاری چشم و ذهن و دستهاست. با خواندن نُت از روی یک صفحه، مغز به صورت ناخودآگاه این نُت ها را به الگوهای حرکتی تبدیل می­کند. به این مجموعه، تنفس و گرفتن ریتم را نیز اضافه کنید تا بهتر متوجه هماهنگی ایجاد شده شوید.

۶- بهبود توانایی ریاضی


خواندن نت­های موسیقی نیازمند شمارش نت­ها و ریتم­هاست که این امر می­تواند به بهبود مهارتهای ریاضی مغز کمک کند. در عین حال، مطالعه تئوری موسیقی نیازمند یادگیری جنبه­های بسیاری از ریاضی است. مطالعات نشان داده است که دانش آموزانی که سازی را می­نوازند از دانش آموزانی که سازی نمی­ نوازند، نمره­های بهتری کسب می کنند.

۷- بهبود مهارتهای درک مطلب


بنا بر تحقیقی که در مجله «روانشناسی موسیقی» چاپ شده است، کودکانی که به مدت چند سال در کلاسهای مربوط به آموزش موسیقی و آموزش ریتمهای پیچیده شرکت کرده اند، عملکرد بهتری در خواندن و درک مطلب متون از خود نشان داده اند. شاید چنین نتیجه ای چندان عجیب نباشد چرا که نوازندگی شامل خواندن و ادراک مداوم می باشد. زمانی که نوازنده نت های سیاه و سفید را روی یک صفحه می بیند، باید بتواند نام نت را تشخیص داده و آن را به حرکت دست متناسب ترجمه کند. در عین حال باید بتواند ریتمی که نتها تشکیل می دهند تشخیص دهد و الگوی مناسب را اجرا نماید.

۸- افزایش احساس مسئولیت


نواختن یک ساز مسئولیتهایی نیز به همراه خود دارد. نگهداری از ساز و حفظ آن و نیز احساس مسئولیت برای شرکت در تمرین و انجام تمرینات روزانه عواملی که می­تواند باعث افزایش حس مسئولیت افراد گردد.

۹- افزایش تمرکز


نواختن یک ساز نیازمند تمرکز بر روی چیزهایی همچون گام، ریتم، تمپو و کیفیت صداست. نوازندگی در یک گروه حتی نیازمند تمرکز بیشتری است، چرا که باید به عملکرد سایر اعضای گروه نیز توجه کرد و آن را تحلیل نمود.

۱۰- کاهش استرس


ساز  یک نوازنده متعلق به وی است و او می­تواند هر چه می­خواهد با آن بنوازد. این کار به وی کمک می کند تا احساسات خود را با استفاده از ساز بیان نماید و در نتیجه خود را از استرسها و فشارهای روزانه خالی کند.

۱۱- ایجاد احساس کامیابی


یادگیری مهارتهای دشوار نوازندگی و فائق آمدن بر چالشهای آن و تسلط بر آن با حسی از رضایت و کامیابی همراه است و اعتماد به نفس نوازنده را در انجام سایر کارهای چالش برانگیز در زندگی افزایش می دهد. تسلط بیشتر بر ساز و نوا



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : چهارشنبه ٢٦ آبان ،۱۳٩٥

ابزار موسیقی در دوره هخامنشی


شادروان «مشحون» درباره ابزار موسیقی آن روزگار می‌نویسد: «در روزگار هخامنشی به طور کلی دو گونه اسباب و آلات موسیقی بزمی و رزمی داشته‌اند، که در نوبت زدن بامداد و شامگاه و مواقع ماتم و سرود و جشن‌ها(:اعیاد) و فتح و جنگ و دیگر تشریفات می‌نواخته‌اند همچون شیپور، نی، بربت، تنبک، کوس، کرنا، سورنا، طبل، دهل، جام، جلجل، تبیره، خرمهره، گاودم، ناقوس، سنج»(تاریخ موسیقی ایران، جلد ۱).
آثار دیگری نیز از خنیاگران دوره هخامنشی وجود دارد که در مجموعه‌ی «نگرشی بر پیشینه موسیقی در ایران به روایت آثار پیش از اسلام»(سازمان میراث فرهنگی و به کوشش ایازی، سوری، هنگامه گزاوانی و مرضیه عسکری) به چاپ رسیده است:
۱٫ سنج مفرغی، فرمشکان فارس، موزه ملی ایران،


۲٫ کرنای فلزی، موزه تخت‌جمشید


۳٫ مهرسنگی یا نقش زن پارسی در حال چنگ زدن موزه‌ی بوستون
 
سنج مفرغی


در این‌جا با روایتی از هرودودت، تاریخ‌نویس یونانی، درباره یکی از جنگ‌های آن زمان که کوروش در گفتگویی کنایه‌آمیز از ساز «نی» می‌گوید، سخن را درباره موسیقی دوره هخامنشیان به پایان می‌بریم: «پس از تسخیر لیدیا به دست ایرانیان، ایون‌ها و ائولی‌ها زود سفیرانی نزد کوروش فرستاده و پیشنهاد کردند حاضرند با همان شرایطی که از کرزوس [شاه لیدی] پیروی می‌کردند با او نیز پیمان بندند و قراری بگذارند. که کوروش به این درخواست ضمن حکایتی پاسخ داده و گفت: یک روز نی‌زنی در کنار دریا چند ماهی دید و شروع به نی‌زدن کرد به این امید که ماهیان با نوای نی او پیش آیند. هنگامی که از این راه نتیجه‌ای به دست نیاورد توری برگرفت و مقدار زیادی ماهی صید کرد. در این حال هنگامی که جست‌وخیز ماهی‌ها را دید خطاب به آنها گفت: حالا دیگر رقصیدن چه سود دارد؟ می‌بایستی هنگامی که نی می‌زدم می‌رقصیدید».



ارسال توسط بلوخین گرجی

تشکیل گروه موسیقی بانوان در زمان فتحعلی شاه قاجار

این اتفاق تاریخی در زمان فتحعلی شاه  صورت گرفته و اکثر مورخان آن را به ثبت رسانده‌اند.

«گلبخت خانم ترکمانی» و «کوچک خانم تبریزی» دو تن از زنان دربار از طرف شاه ماموریت یافتند که علاوه بر مسئولیت برگزاری مراسم عزاداری و روضه خوانی، عهده دار تاسیس یک دسته موزیک زنان نیز بشوند تا در جشن ها، دسته‌های مذکور دربار شاهی را مسرور کنند.


«رقابت بین این دو زن چنان بالا گرفت که نزاع بین ایشان در دربار شاهی مثل شده بود  و در این راستا گلبخت خانم، «استاد مینا» را که یکی از شاگردان «سهراب ارمنی» بود استخدام کرد و از طرف دیگر کوچک خانم نیز، «استاد زهره» شاگرد «رستم یهودی شیرازی» را به کار گماشت و حاصل این رقابت زنانه تشکیل دو «دسته ی موزیک» بود که هر یک در حدود پنجاه عضو داشتند و در میان آنان نوازندگان  تار، سه تار، کمانچه، تنبک و... حضور داشتند.
 

صفحات گرامافونی از فعالیت های موسیقائی  زنان عهد قاجار به جای مانده‌است که تعداد آن به ۱۳۱ صفحه گرامافون می‌رسد.



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : چهارشنبه ٢٦ آبان ،۱۳٩٥


هنرمند کیست؟

 

در حالت کلی انسان ها به دو دسته تقسیم می شوند:

 

1- عده ای که نگاه می کنند و درک می کنند.

2- عده ای که نگاه می کنند و از درک عاجزند.

 

 

شاید تعریف اول برای هنرمند درست تر باشد ولی باید از این موضوع آگاه باشیم که هنرمند علاوه برمنابع زمینی و ارتباط حسی و تعامل با آن ها به منبع دیگری از کمال و فهم متصل می باشد که موجب می شود یک هنرمند با سایر انسان ها متمایز شود. یک هنرمند خودخواه است، خودخواهی و غرور هنرمند را باید در آن لحظه که مشغول خلق یک اثر است در چشمهایش مشاهده نمود. یک هنرمند همیشه فقیر است، شاید او زندگی شاهانه ای داشته باشد اما او تشنه ی کمال، کشف و انتقال نشانه ها و معناهای آفرینش است. هنرمند یک مبارز انقلابی است، او روحیه تجدد خواه و ساختار شکن دارد و هدف او این است که با شکستن سنت ها و گاه ترمیم و پیوند آن ها به هم دریچه ای از شعور و آگاهی را به جامعه ی بشری بگشاید. برای هنرمند اصلا مهم نیست که اثری را که آفریده مورد پذیرش مردم است یا نه؟ و این به خاطر غرور و تعصب بیش از اندازه اش می باشد در عین حال که او خود را هیچ کس می داند. هنرمند شهرت و دوامش را از راه نفوذ در مردم دارد نه با تبلیغات توخالی و گذرا. مهم نیست هنرمند چه لباسی بپوشد بلکه وجود اوست که به لباس شخصیت و ارزش می دهد. هنرمند عشق است و تنها زیبایی را دوست ندارد بلکه او به زشتی ها هم عشق می ورزد چون او می خواهد واقعیت ها را نشان داده و با عشق خود آن ها را بپوشاند. هنرمند تحمل پذیرفتن حرفی از روی اجبار را ندارد و اگر کاری را به او تحمیل کنند افسرده می شود. او همیشه در اداره کردن زندگی خود دچار مشکل است و نیازمند حمایت دیگران. هنرمندان اندازه‌های متفاوتی دارند بعضی غول پیکرند و بعضی کوچکتر…

در آخر برای اینکه هنرمند شوید باید حس دیوانگی درون خود را بیدار کنید تا بتوانید در مقابل عادت ها و رفتارهایی که شما را از انجام کارهای مخالف خواسته هایتان باز می دارد بایستید….

برای هنرمند شدن هیچوقت دیر نیست



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : سه‌شنبه ٢٥ آبان ،۱۳٩٥

اصطلاحات موسیقی

 

up beat (آفتاکت(ضرب بالا
Down beat ضرب پایین
chordآکورد
Musical alphabetالفبای موسیقی
 Lowبم
Naturalبکار
Flatبمل
Sharpدیز
Flagپرچم
Toneپرده
Staffحامل
Tieخط اتحاد
Bar lineخط میزان
Ledger lines(خطوط اضافه( کمکی
Stemدنباله نت
Ending double lineدولاخط پایان
Highزیر
Head of noteسر نت
Restسکوت
Beatضرب
Accidentals(علامتهای تغییر دهنده(عرضی
Intervalفاصله
Tune کوک
Reference tuningکوک با مرجع صوتی
Realative tuningکوک نسبی
Bar(measure)میزان
Incomplete measureمیزان ناقص
Time signatureمیزان نما
Common timeمیزان نمای متداول
Eighth noteنت چنگ
Sixteenth noteنت دولا چنگ
Half noteنت سفید
Quarter noteنت سیاه
Whole noteنت گرد
Dotted noteنت نقطه دار
Repeat signنشانه تکرار
Semitoneنیم پرده



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳ آبان ،۱۳٩٥

اقدامات لازم برای پیشگیری از بیماری‌های شغلی نوازندگان

 

چگونه یک موسیقی‌دان سالم باشیم!‏ نوازندگی گاهی با خطرات بزرگی مثل بیماری‌های شغلی همراه است. هنگام نوازندگی دست‌ها و بازوهای نوازنده حرکات ثابت ‏انجام می‌دهند و ماهیچه‌ها، رگ‌ها و اعصاب مشخصی دایم به‌کار گرفته می‌شوند. بخصوص هنگام نواختن برخی از ساز‌ها بدن در ‏وضعیت کاملاً نامتقارنی قرار می‌گیرد. بیماری‌های شغلی نوازندگان و راه‌های پیشگیری از آن در ۱۰ سال گذشته بیش از پیش مورد ‏توجه پزشکان قرار گرفته‌است. در این مقاله دکتر «رینیت کلوپل» * (‏Renate Kloppel‏) اقداماتی برای مقابله با بیماری‌های ‏شغلی نوازندگان پیشنهاد می‌کند. ‏ ▪ ورزش تعداد کمی از نوازندگان ورزش می‌کنند. آنها اغلب کمبود وقت و یا ترس از آسیب‌دیدگی را به‌عنوان دلیلی برای ورزش‌ نکردن ‏ذکر می‌نمایند. البته این امر در مورد ورزش‌هایی مانند والیبال و هندبال کاملاً صحیح است.‏ حالت نامناسب و اغلب نامتقارن بدن هنگام نوازندگی فشار زیادی را به اندام‌های حرکتی نوازندگان وارد می‌آورد و موجب ایجاد ‏تغییراتی در این اندام‌ها می‌شود. حرکات تکراری و مداوم بدن هنگام نواختن ساز نیز فشار مضاعفی را به عضلات، مفاصل و ‏رگ‌های نوازنده وارد می‌آورد. عضلات دست، بازو، شانه و پشت نوازندگان قادر به تحمل این فشارها نیست و آنان در معرض ‏خطر آسیب‌دیدگی قرار می‌گیرند. از این‌رو به نوازندگان توصیه می‌شود که با ورزش عضلاتشان را برای مقاومت در برابر این ‏فشارها آماده نمایند. ‏ برای نوازندگان ورزش‌هایی مانند شنا، اسکی، کوهنوردی، پیاده‌روی سریع، دو استقامت و اگر در ناحیه‌ی دست، بازو و شانه درد ‏نداشته باشند قایقرانی مناسب است. این ورزش‌ها بدون وارد آوردن فشار به مفاصل، عضلات بسیاری را به‌کار می‌گیرند و استقامت ‏بدن را افزایش می‌دهند. بی‌تردید دوچرخه‌سواری نیز برای بالابردن استقامت بدن بسیار مناسب است. اما گاهی فشار فرمان ‏دوچرخه آسیب‌دیدگی عصب آرنج و به‌دنبال آن فلج شدن عضلات دست را به همراه دارد. این عارضه اغلب بدون درد و نشانه‌ی ‏هشدار دهنده‌ی دیگری آشکار می‌گردد. از طرف دیگر هنگام دوچرخه‌سواری بدن در وضعیت ناموزونی قرار گرفته و تنها پاها ‏حرکت می‌کنند. ایروبیک نیز به‌عنوان ورزشی تعادلی برای نوازندگان سودمند است؛ ورزشی که قدرت تمرکز و تطبیق نوازنده را ‏افزایش می‌دهد. شرکت در کلاس‌های بدن‌سازی نیز اگر با نظارت و راهنمایی مربی‌ کارآزموده‌ای باشد بسیار مفید است. نوازندگان ‏در منزل هم می‌توانند چندین‌بار در هفته حرکاتی را برای افزایش قابلیت تحرک، قدرت، استقامت و تمرکزشان انجام دهند. ‏ در مورد بازی تنیس و اثرات مثبت و منفی آن برای نوازندگان نظرات متفاوتی وجود دارد. ورزش تنیس فشار بسیار زیاد و ‏یک‌طرفه‌ای را به دست‌ و بازو‌ی نوازنده وارد می‌آورد و سِرو‌هایی که از بالا زده می‌شود ممکن است موجب بروز درد در عضلات ‏پشت شود. اگر نوازنده‌ای قصد دارد تنیس بازی کند بهتر است ابتدا تاثیرات این ورزش بر اندام‌های حرکتی را به دقت بررسی ‏نماید و در صورت احساس درد در بازو، شانه و پشت‌ بازی را حداقل به‌طور موقت کنار گذارد. گاهی بازی تنیس و نوازندگی ‏سازهای زهی، ضربه‌ای و پیانو بیماری‌های مشابهی مانند التهاب غضروف بازو را در پی دارند. براساس تحقیقی که در ژاپن انجام ‏گرفته‌‌است این بیماری شایع‌ترین ناراحتی دست در بین نوازندگان پیانو است.(۱)‏ ▪ گرم‌کردن بدن (‏Warm-Up‏)‏ مطالعاتی که در زمینه‌ی ورزش انجام گرفته‌است نشان می‌دهد که خطر گرفتگی و پاره شدن عضلات با گرم‌کردن بدن کاهش ‏می‌یابد و گردش خون و درجه حرارت عضلات افزایش‌ یافته، حرکات با سرعت بیشتری انجام می‌شوند. در مورد نوازندگان تا ‏کنون چنین تحقیقاتی انجام نشده است اما بی‌تردید نوازندگی با عضلات سرد و منقبض موجب وارد آمدن فشار بیشتر به اندام‌های ‏حرکتی نوازنده و بروز آسیب‌دیدگی در این اندام‌ها می‌شود. همچنین براساس بررسی‌های متعدد، با گرم‌کردن بدن کیفیت اجرای ‏قطعاتی که سرعت و قدرت زیادی را می‌طلبند بالا می‌رود. ‏ اما هنوز به این پرسش که آیا زمانی هم که نوازنده با عضلات گرم‌ و باحالتی مناسب پشت ساز می‌نشیند و قطعاتی را می‌نوازد که ‏نیرو و سرعت زیادی را ایجاب نمی‌نمایند باز هم گرم‌کردن بدن ضروری است پاسخی داده نشده است. تمرینات خاصی برای ‏آماده کردن مفاصل دست و انگشتان وجود دارد که از آن‌جمله می‌توان به تمرینات گات(۲) و آلفرد کورتوت(۳) اشاره کرد، ‏بسیاری از این تمرینات که برای پیانو نوشته شده است برای نوازندگان دیگر سازها نیز قابل اجراست. ‏ تمرینات گات را بدون ساز و در زمان استراحت هم می‌توان انجام داد. برای گرم‌‌کردن عضلات گردن، شانه و بازوها انجام حرکات ‏کششی توصیه می‌شود، اما تمرینات قدرتی که خستگی زودهنگام عضلات را در پی دارند در این مورد پیشنهاد نمی‌شود



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳ آبان ،۱۳٩٥

تاثیر موسیقی بر پشتکار در انجام ورزش:

پیش از این مشخص شده بود که موسیقی بر کارایی ورزشکاران تاثیرگذار است. مطالعات جدید نشان داده است که موسیقی بر پشتکار ورزشکاران در انجام ورزش نیز موثر است. به گزارش ایسنا، طبق مطالعات جدید، گوش دادن به موسیقی با ضرب‌آهنگ مناسب باعث افزایش تداوم انجام ورزش ریکاوری قلب تا 70 درصد می‌شود. مدیر این تحقیقات از موسسه ارزیابی علم بالینی می‌گوید: انجام ورزش‌هایی برای ریکاوری قلب باعث افزایش طول عمر افراد مبتلا به بیماری قلبی تا 20 درصد می‌شود. چالشی که ما با آن روبه‌رو بودیم عدم وجود پشتکار در ورزشکاران بود. در انجام این تحقیقات، ورزشکاران مورد بررسی موسیقی مورد علاقه خود را با ضرب‌آهنگ مناسب ورزش خود گوش می‌دادند. مدیر این تحقیقات افزود: موسیقی به ورزشکار کمک می‌کند تا سرعت ورزش را درست تنظیم کند و آن را به راحتی حفظ کند. 34 بیمار که ورزش‌های ریکاوری قلب انجام می‌دادند مورد بررسی قرار گرفتند. یک سوم این افراد به هنگام انجام ورزش به موسیقی گوش نمی‌دادند، دو سوم این افراد به هنگام انجام ورزش به موسیقی گوش می‌کردند. در بین افرادی که به موسیقی گوش می‌کردند نیمی از افراد دستگاه‌های پخش موسیقی داشتند که ضرب‌آهنگ موسیقی را تنظیم می‌کرد. این افراد از این مساله آگاهی نداشتند که سرعت موسیقی با حرکت آن‌ها تنظیم می‌شود. افرادی که موسیقی گوش می‌دادند، به صورت متوسط 105.4 دقیقه بیشتر از بیمارانی که موسیقی گوش نمی‌کردند، ورزش کردند. افرادی که به دستگاه‌های تنظیم ضرب آهنگ دسترسی داشتند به صورت متوسط 261.1 دقیقه بیشتر از افرادی که به موسیقی گوش نمی‌کردند، ‌ورزش کردند. این یعنی این افراد حدودا 70 درصد بیشتر از افرادی که موسیقی گوش نمی‌دادند در طول هفته ورزش کردند. مدیر این تحقیقات درباره نتایج مطالعات گفت: اگر این میزان ورزش را در یک فرد 65 ساله در نظر بگیریم، امید به زندگی در این فرد حدود 2 سال و نیم افزایش می‌یابد./.



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳ آبان ،۱۳٩٥

تقسیم بندی ساز ها :

گروه اول. ساز های زهی cordophones که بوسیله سیم تولید صدا میکنند، وبه سه حالت اجرا میشود 1چکشی مانند پیانو وسنتور 2مالشی مانند ویلون 3زخمه ای مانند تار وعود. گروه دوم ساز های بادی AErophones هستند که به سه دسته بی زبانه مانند ترومپت، تک زبانه مانند کلارینت ودو زبانه مانند ابوا. ساز های زبانه دار از چوبی بنام قمیش استفاده می کنند گروه سوم ساز های کوبه ای membranophones هستند که از طریق پوست تولید صدا میکنند مانند دف وتنبک. گروه چهارم ساز های Airophones که از طریق بدنه تولید صدا میکنند. مانند سنج. 3/ موسیقی اصیل ایرانی چیست؟ موسیقی سنتی ایران از دستگاهها، ملحقات یا متعلقات و گوشه های موسیقی تشکیل شده است. دستگاه از دو واژی (دست)و (گاه)به معنای مکان، زمان و نغمه تشکیل شده و مانند لغت پهلوی ((دستان)) در موسیقی دوران ساسانی، به نوعی موسیقی که با دست اجرا می شود، اشاره می کند. دستگاه را به معنای وسیعتر می توان به راژمان (System) تعبیر کرد. چه از این حیث نیز موسیقی ایرانی به راژمان کامل یونانی شباهت دارد که در موسیقی قدیم یونان شامل دستگاههای دورین، فریژین، لیدین و ملحقات آنها مانند هیپودورین و هیپوفریژین و غیره بوده است. یک دستگاه موسیقی از نظر قالب، قطعه ای کامل است و مانند سونات و سنفونی دارای قواعد و قسمتهای مختلفی است که با ساز و آواز اجرا می شود.در موسیقی غربی، معمولآ قطعاتی که به وسیله ساز یا ارکستر نواخته می شود با موسیقی آوازی فرق دارد. اما در دستگاه موسیقی ایرانی، آواز قسمت اصلی و مرکزی موسیقی است و قسمتهای پیشین آواز(پیش درآمد و چهار مضراب) و قسمتهای بعدی آواز(تصنیف و رنگ) در حقیقت به طور مقدمه یا خاتمه موسیقی، به آن بستگی دارد. موسیقی سنتی ایران دارای هفت دستگاه و پنج آواز است که از متعلقات و ملحقات آن شمرده می شود. از این آوازها چهار آواز متعلق به دستگاه شور، ویک آواز متعلق به دستگاه همایون است. ب – انواع دستگاهها - دستگاه شور: (شامل 15 گوشه) آواز ابوعطا (شامل 9 گوشه) آواز بیات ترک (شامل 12 گوشه) آواز دشتی (شامل 9 گوشه) آواز افشاری (شامل 9 گوشه) 2- دستگاه همایون (شامل 12 گوشه) آواز اصفهان (شامل 11 گوشه) 3 – دستگاه سه گاه (شامل 10 گوشه) 4 – دستگاه چهار گاه (شامل 10 گوشه) 5 – دستگاه ماهور (شامل 20 دستگاه) 6 – دستگاه راست پنجگاه (شامل 14 گوشه) 7 – دستگاه نوا (شامل 14 گوشه) ج – پاره ای از ویژگیهای دستگاهها دستگاه شور را مادر آوازهای موسیقی ایرانی نام نهاده اند، و علت آن هم وجود ملودیهای متنوع مناطق مختلف ایران در این دستگاه می باشد. آوازهای ابوعطا یا دستان عرب، بیات ترک یا بیات زند، آواز دشتی یا چوپانی از ملحقات این دستگاه می باشند. دستگاه همایون که آواز اصفهان را در بر می گیرد، با دستگاه شور کاملآ متفاوت است. دستگاههای سه گاه و چهار گاه تا حدودی به یکدیگر شباهت دارند، اما دستگاه ماهور دستگاهی کاملآ متفاوت است، و گام آن با گام بین المللی مطابقت دارد. دستگاه راست پنجگاه، قدیمی ترین دستگاه موسیقی ایرانی محسوب می شود که شباهت زیادی با دستگاه ماهور دارد. بطوریکه برخی از بزرگان موسیقی، این دو دستگاه را یکی می دانسته اند، و آخرین دستگاه موسیقی دستگاه نواست که در بعضی قسمتها با دستگاه شور نزدیک می نماید. تعریف آواز آواز مجموعه ای از نغمه هاست که با ریتم آزاد، و برخی اوقات با وزن آمیخته با میزان اجرا می گردد. آوازها در اصل قسمتی از دستگاهها می باشند. تعریف گوشه در هر دستگاه و آواز تعدادی گوشه با اسامی مختلف به کار می رود. گوشه، جزء کوچکی از موسیقی است که به تنهایی استقلال ندارد، اما هر گوشه به آهنگ خاصّی خوانده و نواخته می شود و نوازنده و خواننده روی این گوشه ها بدیهه نوازی و بدیهه خوانی می کنند. در تاریخ موسیقی ایران بیش از یک هزار گوشه متداول بوده است که امروزه فقط حدود یکصد و پنجاه گوشه در قالب هفت دستگاه و پنج آواز خوانده و نواخته می شود، و مابقی آنها در رهگذر تاریخ به فراموشی سپرده شده اند.



ارسال توسط بلوخین گرجی
 
تاريخ : پنجشنبه ۱۳ آبان ،۱۳٩٥

تقسیم بندی صدای مردان Tenor

پایین‌ترین نت برای خواننده تنُر محدوده A2 است و بالاترین محدوده صدایی C5 که به اصطلاح tenor C می گویند. در گروه تنُر نیز تقسیم بندی هایی وجود دارد که به شرح زیر است: 1- لژیرو تنُر (Leggiero tenor): معادل صدای lyric coloratura میباشد؛ صدایی سبک و رسا و خوانندگان تنُری که قدرت انتقال سریع وسعت صدا را دارا می باشند می توانند نت های بالاتر از C5 را بخوانند. مانند نقش های:Count Almaviva در Arturo و Nemorino در L\'\'elisir d\'\'amore و.... 2- لیریک تنُر (Lyric tenor) : صدایی است قوی و رسا و شاعرانه اما نه سنگین. نقش های مانند: The Duke در Rigoletto و.... 3- اِسپینتو تنُر (Spinto tenor): این صدا سنگین تر از Lyric tenor و بسیار دراماتیک و محزون است. نقش هایی مانند: Madama Butterflyدر Pagliacci و Don José in Carmen و.... 4- دراماتیک تنُر (Dramatic tenor) : صدایی است قوی، قدرتمند و حماسی که از نقش‌های آن می توان به: Aidaدر Samson et Dalila و.... 5- هُلدن تنُر (Heldentenor) : صدایی است قدرتمند و قوی اما محزون و دراماتیک و در عین حال داشتن محدوده صدایی بالا برای این صدا لازم است. نقش هایی مانند: Floristan در Fidelio و.... Baritone این دسته از صدا نیز دارای تقسیم‌بندی‌های زیر است: 1- لیریک باریتُن (Lyric baritone) : صدای سبک‌تر از بقیه خوانندگان باریتون که بیشتر برای نقشهای کمدی در اپرا استفاده می‌شود. مانند نقش‌های اپراPapageno و.... 2- دراماتیک باریتُن (Dramatic baritone) : صدای پایین تر از Lyric baritone و قوی و رسا است مانند نقش های: Renato Brusonدر piero و... Bass-baritone این جنس صدا قابلیت صدای باریتون را دارد اما در محدوده پایین تر باس می باشد یعنی صدایی مابین باریتون و باس می باشد که خوانندگان این صدا معمولاً می توانند به دلیل برخورداری این رنگ صوتی نقش های متفاوتی را اجرا نمایند و در بیشتر مواقع نقش های اشخاص شرور و منفی را در اجرا به خود می گیرند.نقش های مانند: Figaro در The Marriage of Figaro و.... Bass این نوع صدا با محدوده صدایی D2 تا E4 خود به چند دسته تقسیم می‌شود: 1- باس ُ کانتانته (Basso cantante) : صدایی چابک و فرز اما سنگین مانند: Don Basilio 2- باسُ پروفوندو (Basso profondo) : صدایی عمیق و قوی و دارایی رنگی تیره و مناسب برای نقشهای دراماتیک مانند: The Abduction from the Seraglio و The Grand Inquisitor in Don Carlos



ارسال توسط بلوخین گرجی

اسلایدر

دانلود فیلم