تاريخ : شنبه ۱٦ شهریور ،۱۳٩٢

موسیقی گداری

موسیقی گداری

 گودارها: نام گروهی از خنیاگران هندی الاصل می باشد که در سراسر مازندران خصوصاً مناطق شرقی این استان پراکنده اند. از مجموعه متون و منابع تاریخی می توان استنباط نمود که مهاجرت و استقرار قوم گودار در مقاطع مختلفی از تاریخ صورت پذیرفته باشد.

کتاب خنیاگری در ایران اشاره ای به آوردن این افراد در زمان خسرو دوم (پرویز) (590- 128 م) دارد.

برخی از مورّخین نیز این موضوع را به دوران سلطنت بهرام پنجم (گور) (421- 431) مربوط می سازند. حمدالله مستوفی گوید: «در زمان بهرام کار مطربان بالا گرفت چنانکه مطربی روزی به صد درم قانع نمی شد. بهرام گور از هندوستان 2000 لوطی جهت مطربی بیاورد و نسل ایشان هنوز در ایران مطربی کنند.»

عالم آرای نادری می نویسید: «این هنرمندان که به میل خود در ایران می زیسته اند، ضمناً وظیفه دار آموزش فنون خویش به عمله طرب ایران بوده اند.»

همچنین در کتاب جهانگشای نادری آمده است «جمعی از اربابان طرب هندی که در سلک مطربان سرکار انتظام داشته اند، چون جمعی را قانون سازندگی و فنون نوازندگی به طریق هند آموخته و در رقص و رامشگری ماهر ساخته بودند، لذا ایشان را نیز مرخص ساخته و فرستادند.»

   تاریخ نادر شاهی نیز از هنرمندانی سخن به میان می آورد که همراه با غنائم نادرشاه از هند آورده شدند. تاریخ یاد شده در همین مورد می نویسد: "نادر شاه صد تن از خواجه سرایان، صد و سی نویسنده، هزار و دویست آهنگر و سیصد بنّا، صد سنگتراش و دویست و بیست درودگر به قندهار فرستاده و نقشه شهر جهان آباد را برداشتند و برای سرگرمی سپاهیان چندین دسته از خنیاگران و نوازندگان و بازیگران را نیز از هند به ایران آوردند."

   منابع تاریخی و جغرافیایی مربوط به مازندران نیز که در مقاطع مختلفی از تاریخ نگاشته شدند، اشاراتی به حضور این قوم در مازندران داشته اند ولی نشانه های دقیقی از هویت و تاریخ مهاجرت آنها به دست نمی دهند.

   کتاب جغرافیایی حدود العالم من المشرق الی المغرب که به سال 37 هجری نگاشته شد از خنیاگران دوره گردی سخن به میان می آورد که در بازارهای فریم (پریم)  رود می نواخته اند.

   کتاب تاریخ خاندان مرعشی مازندران نیز اشاره ای به نام این قوم در مازندران دارد.

   رابینو مورخ در سفرنامه خود ه به سال 1839 میلادی نگاشته شد، راجع به اقوام ساکن در مازندران می نویسد: "برخی از خانواده های گودر بنکشی، بربری، کراچی، یا کولی ها نیز در مازندران دیده می شوند."

    جی سی نی پیه در یادداشتهای سفر به ایران که به سال 1874 میلادی نگاشته شد از چند خانواده از نژادی نامعلوم معروف به گدار نام می برد که این گدارها را پاریاهای مازندران می خوانند، و مدعی است که وضع زندگی و درجه اجتماعی این گدارها بی شباهت به بومیان هند یعنی افراد قبایلی چون کولیها، بهبل ها و داریها نبود. ایشان معمولاً به کارهایی از قبیل مراقبت ابنیه، شکار و ماهیگیری روزگار می گذراندند و در عین حال که اسماً در زمره مسلمانان به شمار می آمدند قسمت اعظم خوراک آنها از گوشت خوکهای وحشی تامین می شد هر چند گاهی مسلمانان دختران زیباروی این جماعت را به زنی می گرفتند اما به طور کلی وصلت بین آنها و سایر سکنه اشرف به ندرت اتفاق می افتد.

  همچنین در تاریخ و جغرافیای بهشهر آمده است: "گدارها که عقاید و عادات مخصوصی دارند شغلشان رامشگری و شکار خوک و محافظت زراعت کشاورزان است.

  مجموعه نشانه های موجود حکایت از آن دارد که گودارها نخست جهت گذراندن زندگی عهده دار امور موسیقی و ساخت ادوات و ابزار آن بوده اند ولی بعدها در اثر فشار برخی از گروههای مذهبی بومی ناچار شدند تا از حرفه اصلی خود دست برداشته و به مشاغلی چون شب پایی و میرشکاری تن در دهند.

   گودارهای مازندران در حال حاضر به طور تقریب بیش از دو هزار خانوار را تشکیل میدهند که در نواحی مختلفی همچون تنکابن، نور و کجور، آمل، ساری، بهشهر، گرگان و کتول سکونت دارند. تجمع اصلی آنها در قنبرآباد و حوالی چهارقلعه عبدالملکی واقع در شهرستان بهشهر می باشد.

  امروزه گودارها در مجموعه فرهنگ، اعتقادات و آداب و رسوم منطقه مستحیل شدند. اگرچه هنوز برخی از آئین ها و آداب قومی مانند مراسم ازدواج، طلاق، نوع مناسبات خانواده و برخی از شئون اجتماعی گذشته خود را حفظ نموده اند. این قوم در برخی از منابع قدیمی تر و همچنین محاورات گذشته مردم منطقه به گودر و گوسار نیز شهرت داشته اند.

نقش قوم گودار در تحولات موسیقی مازندران

   تاثیر قوم گودار بر موسیقی مازندران در چهار شکل صورت پذیرفت:

   الف: تاثیر زیباشناسی و ذوق قومی گودارها بر موسیقی مازندران

   ب  : تاثیری که از طریق سازهای خراسانی و ترکمنی بر جای گذاشتند.

   ج  : پیشگیری از نابودی برخی از سازها و نغمات مربوط به آنها.

   د  : انتقال و عمومیت دادن برخی از آواها، نغمات و برخی از ویژگیهای موسیقی سایر اقوام.

  اگر بخواهیم مجموعه مقامات و ریز مقاماتی را که طی چند دهه گذشته تاکنون توسط گودارها از الحان و نغمات موسیقی سایر اقوام به موسیقی مازندران راه یافته اند برشمریم متجاوز از دهها مقام و ریز مقام را شامل می گردد. از آنجایی که مجموع اینگونه مقامات و ریز مقامات علیرغم پذیرش از طرف اهالی و نزدیکی با احساس و ادراک موسیقایی مردم منطقه جزو اساس موسیقی سازی و آوازی مازندران به شمار نمی آیند.

گودارها که در منابع تاریخی و محاورات مردم مازندران با نام‌های متفاوتی همچون گدار Godar ، گدار Godar، گودار Gudar، گجر Gojar، گسار Gosar، خی کش ‌Xikes و برخی عناوین دیگر خوانده شده‌اند در محاورات درون قومی خود را چوله Cule می‌نامند.  
این قوم تیره ای از خنیاگرانند که در مقاطع مختلفی از تاریخ همراه با آهنگران، بازیگران و نجاران از شبه قاره هند به سرزمین ما کوچانده شده‌اند.

 تاریخ دقیق و چگونگی کوچ این قوم به ایران هم چون زندگی آنان در پرده‌ای از ابهام باقی مانده است و منابع تاریخی، دلایل، انگیزه‌ها و زمان‌های مختلفی را از مهاجرت آن‌ها در پیش روی ما می نهند. با این حال شواهد و منابع موجود بر سه اصل یعنی نژاد هندی، کوچ اجباری و خنیاگری آنان وحدت نظر دارند. گدارها امروزه به عنوان اقلیتی غیررسمی در فرهنگ، آداب و رسوم و زبان مازندرانی مستحیل شده‌اند. جمعیت آنان بالغ بر سی هزار نفر است که عمدتا در روستاها و محلات حد فاصل شهرستان بهشهر تا گرگان متمرکز می‌باشند. رنگ پوست، رسوم و شیوه‌های بدوی زندگی و همچنین موسیقی آنها مبین هویت قومی آنان است.
  
گودارها به دلیل پیشنه‌ای دیرپا و مهارت در خنیاگری تاثیر قاطع و قابل ملاحظه‌ای در فرهنگ موسیقی منطقه به جای گذارده‌اند.  
نقش گودارها در فرهنگ موسیقی منطقه دارای جنبه‌های متفاوتی است که چهار جنبه آن از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است که در زیر به آنها پرداخته خواهد شد.
   
قوم گدار اساسا قومی خنیاگر بوده و بنابر شواهد تاریخی علل حضور آنان در ایران نیز از همین مساله ناشی شده است. آنان توانسته‌اند به تدریج و با گذشت زمان بخشی از نغمات، الحان و دانسته‌های موسیقی قوم خود را به استادی با موسیقی مازندران تلفیق نمایند، از همین رو امروزه بسیاری از مقامات و ریزمقامات مازندرانی در بخش سازی و هم در قسمت آوازی، در مناطق شرقی استان، دارای نوعی حالات و لهجه انحصاری است که ما می‌توانیم از آنها به عنوان موسیقی گداری یاد کنیم.

توجه به ویژگی‌ها و حالات یاد شده مشخص می‌نماید که این قطعات با فرهنگ موسیقی سایر اقوام در مازندران مرتبط نیست. بدون شک لهجه و حالات فوق که دارای زیبایی خاص و مورد پذیرش در مناطق شرقی استان می‌باشد در واقع روایت گوداری از موسیقی مازندران محسوب می‌شود. اگر بخواهیم از نمونه بارز این حالات یاد کنیم باید به تحریرهایی اشاره نماییم که توسط دو لب ایجاد شده و در بسیاری از مقامات و ریزمقامات مناطق شرقی خاصه در «کتولی» و «کل حال» شنیده می‌شود. هم چنین آنها به دلیل استعداد ویژه قومی و سابقه در زمینة موسیقی موفق شده‌اند با فراگیری استادانه برخی از سازهای ترکمنی و خراسانی برای مردم این منطقه بیان تازه‌ای بیابند.

صدادهی این سازها دریچه و چشم‌اندازهای نوینی را در مقابل هنرمندان و علاقه‌مندان به موسیقی باز نمود. توانایی این سازها در اجرای موسیقی مازندرانی خاصه در بیان ریزمقامات موجب شد تا امروزه سازهای یاد شده آن چنان رواج بیابند که در ردیف سازهای بومی مازندران به شمار آیند. علاوه بر رنگ و صدادهی ویژه این سازها که جزو صفات آن ها است و موجب تنوع در حالات و بیان موسیقی منطقه شده است، نوازندگان گودار تکنیک‌های جدیدی را نیز ابداع نوده و بر آن ها افزودند. رفته رفته نوازندگان ماهری از میان گودارها برخاستند و جایگزین نوازندگان بومی شدند. هم اینان موجب حفظ و انتقال بسیاری از نغمات و ریتم‌های وابسته به این سازها به نسل‌های آینده خود شدند.

گودارها به دلیل وضعیت معیشتی و مشاغلی که به عهده آن ها نهاده می‌شد، با بیشتر اقوام و گروه‌های ساکن در مازندرن و یا مردم مناطق همجوار در ارتباط بوده‌اند. از همین راه آن هابا موسیقی اقوامی چون کردها، ترک‌ها و سیستانی‌ها آشنا شده و حتی بسیاری از مقامات ترکمنی و خراسانی را نیز آموختند. تجارب و استعداد آنان در زمینه مذکور بسیاری از ویژگی‌ها، تکنیک‌ها و همچنین مسایل موضوعی موسیقی این اقوام را با موسیقی مازندران پیوند داد.

مقام هرایی ترکمنی با مجموعه‌ای از ریزمقامات مربوط به آن که ضمن آمیختگی با حالاتی از موسیقی خراسانی، به موسیقی شرقی مازندران راه یافت نمونة بارزی از این انتقال است. افزون بر این شمار قابل ملاحظه‌ای از ریزمقامات که حاکی از آمیزشی واضح و انکار ناپذیر از موسیقی ترکمنی، خراسانی و الحان سایر مناطق است وارد موسیقی مازندران شد. هم چنین از طریق هنرمندان گودار شاهد نوع ویژه‌ای از موسیقی در مناطق شرق استان هستیم که از موسیقی روایی و خنیایی پرقدمت مازندران الهام گرفته است. 
هرچند هنرمندان مازندرانی پیوسته موسیقی گوداری و هنرمندان آن را به دیده تحقیر نگریسته‌اند اما واقعیت این است که بسیاری از آنان به ویژه در مناطق شرقی استان و جلگه‌های این مناطق به گونه‌ای جدی از موسیقی گوداری تاثیر پذیرفته‌اند.
  
اگر بخواهیم تعریف جامعی از موسیقی گوداری به دست دهیم، باید بگوییم این موسیقی بیان ویژه‌ای از موسیقی مازندرانی است که با احساس، دانش و فرهنگ موسیقیایی قوم گدار در هم می‌آمیزد تا بر اساس رنج‌ها و مشقات تاریخی این قوم، از آن روایتی حزن‌انگیزتر و دردمندانه‌تر ارائه دهد. شکل‌گیری این روایت ویژه از موسیقی منطقه محصول قرن‌ها تلاش و ممارست گدارهاست.

به همین جهت می‌توان بسیاری از مقامات و منظومه‌های موسیقی مناطق مرکزی مازندران هم چون «کتولی»، «کل حال» و «طالبا» را با اندک تغییر در موسیقی گوداری مشاهده کرد. هم چنین تعداد بی‌شماری از ریزمقامات مناطق مرکزی با تغییراتی در لهجه و حالات در موسیقی گداری ملاحظه می‌شوند. از ویژگی‌های دیگر موسیقی گوداری، جایگزین نمودن کمانچه به جای نی چوپانی مازندرانی (لله وا) و استفاده از سازهای کوبه‌ای غیرمازندرانی مانند دایره‌های بزرگ و تمبک در اجرا و بیان ریزمقامات است.

 

کتولی شرق گله حال و لیلا خانم
اصغر اتولی (کتولی) : آواز قدر اتولی: کمانچه
دو موسیقدان سرشناس گدار ، پدر و پسر ، با کمانچه و آواز ، روایت شرق کتولی را به کل حال و کیجا جانی به نام لیلا خانم پیوند می‌دهند. یک دوبیتی کامل بر ملودی کتولی و یک دوبیتی مستقل دیگر به علاوه‌ی ک تک بیتی بر روی کله حال خوانده می‌شود. به نظر می رسد که در شرق ، نزد خوانندگان ، گرایش نسبتاً مشخصی به صدای گرفته و پرفشار وجود دارد. بسیاری از کیجاجان های مازندرانی به امتداد ملودیکی مزین اند که اغلب نام دختر جوانی بر روی آنها خوانده می‌شود و آن را گوشواره می‌نامند . در اینجا ، گوشواره موتیف پایانی جملات موسقیایی است که بر روی دو واژه‌ی لیلا خانم اجرا می‌شود .
بند اول لیلاخانم؛
اگر عالم بسوزه بره ورمه (لیلا خانم)             اگر عالم بسوزد تو را می‌برم
اگر خدا نکشه بره ورمه (لیلا خانم)               اگر خدا مرا نکشد تو را می‌برم
مره بورد بینه بشهر زندون (لیلا خانم)           مرا به زندان بهشهر برده اند.
زندون چه در امبه باز تره ورمه (لیلا خانم)       از زندان در می‌آیم و تو را می‌برم

 

 



ارسال توسط بلوخین گرجی

اسلایدر

دانلود فیلم