تاريخ : شنبه ۱٧ بهمن ،۱۳٩٤

موسیقی نواحی اقوام ایرانی :

واژه ها قراردادهایی هستند که فهم مشترک از جهان پیرامون را برای کسانی که به یک زبان تکلم می کنند مهیا می سازد.فهمی که دامنه ای وسیع دارد و از مکالکات روزمره تا اندیشیدن درباره مفاهیم انتزاعی انسان را شامل می شود. به این ترتیب واژه ها در هر فرهنگ ابزار قدرتمندی برای بیان همان فرهنگ هستند..بخشی از این واژه ها دامن موسیقی را هم گرفت و واژه های مرکب بسیاری برای شناسایی انواع موسیقی در ایران پدید آمد. موسیقی سنتی، موسیقی دستگاهی، موسیقی کلاسیک ایران،موسیقی ملی، موسیقی اصیل، موسیقی فولکلور، موسیقی محلی، موسیقی مقامی، موسیقی نواحی، موسیقی بومی، موسیقی مناطق و چند واژه دیگر،

 تنها برای اشاره به دو نوع موسیقی؛

یعنی «موسیقی دستگاهی ایران» و «موسیقی اقوام ایرانی» به کار گرفته شده است! بحث درباره این واژه ها فراتر از این مقاله، نیاز به بررسی های فرهنگ شناختی موسیقی ایران دارد.اما حجم وسیع واژه های به ظاهر مترادف برای شناسایی موسیقی اقوام ایرانی، اشاره کوتاه به ریشه یابی برخی از این واژه ها را ضروری می کند. تا قبل از ١٣۵٠ موسیقی دانان ایرانی دو واژه عمومی برای این نوع موسیقی را به کار می بردند.موسیقی محلی و موسیقی فولکلور.  .نسل اول پژوهندگان فرهنگ ایرانی ، ترکیب موسیقی فولکلور را برای شناسایی موسیقی اقوام به کار بردند.در کنار آنها واژه «موسیقی محلی» با قدمتی ناشناخته و البته بسیار متداول برای شناسایی این موسیقی در همه متون فارسی به کار گرفته شده است.اما در اواخر دهه چهل، همزمان با قدرت گرفتن گرایش های فرهنگ شناسی اروپایی بخصوص فرانسویان در ایران، بازشناسی و تعریف دوباره واژه های متداول در موسیقی نیز در دستور کار مراکز دولتی مرتبط با موضوع قرار گرفت.در اولیل دهه پنجاه دو واحد در رادیو تلوزیون ملی ایران به نام‌های «مرکز حفظ و اشاعه» و «گروه گردآوری و شناخت موسیقی بومی» شکل گرفت.اولی زیر نظر دکتر صفوت و نورعلی برومند بود و موسیقی دستگاهی ایران را مورد توجه قرار می داد و دومی با پیشنهاد فوزیه مجد ، بدل به واحدی برای گردآوری موسیقی اقوام ایرانی شد.در این واحد محمدتقی مسعودیه نیز حضور داشت . با پیشنهاد این جمع، واژه های بومی و محلی در کلیه گزارش ها و مکاتبات و متون تولید شده توسط اعضا حذف شد و جای آن را «موسیقی نواحی ایران »گرفت. انتخاب این ترکیب تازه به نظر می رسد بیش از آنکه بر اساس مطالعه ای فرهنگ شناختی و متکی بر پژوهشی آکادمیک باشد، بر آمده از میل تغییر و بازنگری در داشته های فرهنگی در آن زمان ایران بود که گاه در سطح واژه تقلیل می یافت.واژه موسیقی محلی مستعمل شده بود و تداعی فاخری(!)نداشت. اما موسیقی نواحی ایران هرچند دقیقا همان معنی را میداد اما ایجاد تداعی نمی کرد و می توانست نوعی بازنگری هرچند در سطح واژه قلمداد شود. . نادیده گرفتن موسیقی اقوام مهاجر و به طور کلی مساله مهاجرت و سنت های پراکنده موسیقی در فلات ایران بزرگترین نقص در کارایی این ترکیب است.نادیده گرفتن موسیقی هایی که در ظاهر در یک ناحیه نیستند اما ریشه مشترک دارند، واژه نواحی، محلی و مناطق را فاقد کارایی لازم برای همپوشانی و فراگیری موضوع مورد بحث می کند.این در حالی است که ترکیب «موسیقی اقوام ایرانی»هم گویای منطقه فرهنگی و هم ریشه های نژادی ، فرهنگی و قومی به صورت توامان است .در نتیجه بهترین گزینه برای اطلاق به این نوع موسیقی خواهد بود.



ارسال توسط بلوخین گرجی

اسلایدر

دانلود فیلم