تاريخ : سه‌شنبه ٤ تیر ،۱۳٩٢

 

تنبور:

 تَنبور یا طَنبور یکی از سازهای زهی از گونهٔ لوت است که در آن سیم‌ها از روی دسته‌ای بلند و کاسه‌ای عبور کرده‌است و با ضربهٔ انگشتان به صدا درمی‌آید.
تنبور در نواحی باختری ایران به ویژه در انجمن تنبورنوازان، قلندران و پیروان یارسان در منطقه کرمانشاهان در کردستان استفاده می‌گردد که با آن موسیقی آیینی خود را اجرا می‌کنند و قداست بسیاری برای آن قائلند.
در شمال ایران در ناحیه شمال غربی استان گیلان نوعی از تنبور به نام تنبور تالشی در موسیقی اقوام محلی تالش به کار می رود.
امروزه از تنبور می‌توان به ساز محلی با دسته‌ای بلندتر و کاسه‌ای بزرگتر و منحنی‌تر از سه‌تار دارای دو یا سه سیم و چهارده پرده که به فاصله اکتاو در ساز پرده‌بندی شده، تعبیر نمود. ویژگی‌های اجرایی آن در دوتار مشهود نیست. تنبور را با پنجه نوازند و این خود دلیلی است بر ارتباط خانوادگی تنبور و دوتار محلی و سه‌تار که آنها نیز با انگشت (ناخن) به صدا در می‌آیند.
تاریخچه

بر پایه سه مجسمه کوچک بازیافت شده در خرابه‌های شوش، تنبور دارای تاریخچه‌ای مربوط به حدود ۱۵۰۰ پیش از میلاد است. تنبور زمانی در انواع کاسه گلابی شکل رایج در ایران و سوریه ساخته می‌شده سپس از طریق ترکیه و یونان به غرب رفته و کاسه بیضی شکل آن در مصر باب شده‌است.
از تنبور به سه‌تار باستانی ایرانیان تعبیر شده‌است که در زمان ساسانیان (خسرو پرویز) و قبل از آن هم به کار نواختن می‌آمده. تنبور ساز نوازندگانی ایرانیان محسوب می‌شده و ابن خردادبه آوازخوانی مردم ری و طبرستان و دیلم را با تنبورها درست شمرده، می‌گوید ایرانیان تنبور را برتر از دیگر سازها دانسته، می‌نوازند.
تنبور در نوشته‌های به شکل سازی کامل و مناسب برای همراهی با آواز معرفی گردیده و از آن به عود دسته بلند ایرانی تعبیر شده‌است. از قدیمیترین سازهای ایران است.قلندری تکیده و لاغر و همیشه مسافرکه اندامش را برسنگهای سه تا پنج هزار سال پیش پیدا کرده اند. مویان و خروشان و بغض آلود، ترکیبی از خلسه و حماسه. تنبور در این سفر دراز نامها یافته " تنبور خراسانی ، تنبور شیروانی ، تنبور بغدادی، فاندورا در یونان و پاندورا در اروپا" و شکلها پذیرفته است.اکنون دسته ای بلند دارد ، کاسه ای کوچک مانند سه تار اما اندکی پهنتر با سه سیم و ۱۳ تا ۱۴ پرده با فواصل یک پرده و نیم پرده.

 

امروز در ایران به ویژه در نواحی غرب همدم قلندران عارف است.برای اینان تنبور سازی نیست که بنوازند و کناری بگذارند تا فرصتی دیگر ، حضورش همیشگی است و همه جایی ، زبان اهل دل است و راز و نیاز و عبادت. برصدرش می نشانند، حرمتش می گذارند. پیش از نواختن دسته اش را می بوسندو به جانش سوگند می خورند.

 

موسیقی تنبور را می توان به دو دسته تقسیم کرد:

 

  • مقامهای حقانی
  • مقامهای باستانی

 امروزه سه گونه موسیقی بر روی تنبور نواخته می شود:
· موسیقی مقامی تنبور
· موسیقی سنتی ایرانی
· موسیقی سنتی کردی
 

اساسی ترین قسمت موسیقی تنبور موسوم است به مقامهای حقانی که نزد عرفا و اهل تصوف به کلام مشهورند. تعداد این مقامها ۷۲ مقام است که از ساخته های اولیاء آیین اهل حق می باشندکه خود از نظر فرم شامل ۳ دسته اند:

 

دسته ای از آنها حالت آوازی دارند یعنی دارای متر آزاد هستند. دسته ای دیگر دارای ریتم بسیار فراخ و کند ویا نیمه فراخ می باشند.دسته آخر دارای ریتم تند می باشند. دسته اول به طور فردی اجرا می شود یعنی نوازنده تنبور که خود خواننده کلام نیز هست اشعار آیینی را که تماما جنبه ی توحیدی و عرفانی دارندرا به تنهایی به صورت آوازی اجرا میکند.دو دسته دیگر به صورت جمعی اجرا می شوندو می باید نوازنده تنبور اشعار آیینی رابه صورت ریتمیک( ریتم فراخ یا ریتم تند) به شیوه مخصوص بخواند که پس از خواندن هر مصرع یا بیت توسط ایشان، کلیه شنوندگان به طرز خاصی ترجیع مخصوص و موسوم به  "دم"  را با او اجرا می کنند. در دو قسمت مذکور حاضرین که به صورت ترجیع خوانی در اجرای مقام شرکت می کنند ریتم آن را با دست زدن نگاه داشته و حالتی با شکوه و نشاط انگیز روحانی را ایجاد می کنند. در موسیقی قدیم ایران دست زدن یا همان کف زدن همراه با آهنگ سابقه طولانی داشته است. البته اجرای این دسته از مقامات موسیقی تنبور مخصوص مراسم و مجالس انحصاری و آیینی است و صرفا باید در خانقاه یا همان جمع خانه و در مجالس ذکر و نیاز اجرا گردد. نواختن این مقامات در حضور اغیار منع آیینی دارد.

 

حال بپردازیم به دسته دوم موسیقی تنبور که شامل مقامهای باستانی یا به نوعی همان موسیقی قدیم ایران زمین می شود. مقامهای این دسته نزد اساتید تنبور از ۱۴ تا ۲۰ مقام است . تعدادی از این مقامات از نظر فرم دارای حالتی آوازی بوده و لحنی غیر ریتمیک دارندمانند" ساروخانی ، قطار، الله ویسی ،گله و دره ، طرز" و تعدادی دیگر دارای ریتمی مشخص هستند مانند " جلوشاهی، بایه بایه، خان امیری، سوار سوارو ..." .

 

 از میان مقامهای باستانی مقام سحری حالتی استثنایی دارد که لحن آوازی آن غیر ریتمیک و لحن سازی آن دارای ریتم است. در میان این دسته از مقامها بعضی صرفا سازی هستند مانند" جلو شاهی، خان امیری و انواع سماع" ودر بعضی اجرای آنها توسط ساز و آواز انجام می شود مانند " ساروخانی ، قطار، سحری ، گل و خار" . البته آوازی که با اینمقامات خوانده می شود " هوره" نام دارد که به شیوه مخصوصی اجرا می شود.

 

مقام "سحری" یکی از مقامهای بسیار ارزشمندو دلنشین باستانی است که با آواز همراه با تنبور و یا سرنا و دهل اجرا می شود.تنبور نوازان در مجالس و محافل اذکار روحانی کهطی آن شب به صبح می انجامد طلوعی دیگر را نوید دادهو اشعار امید بخشیکه سرا پا وجد و نشاط ایجاد می کند را به گوش شنوندگان می رساندو در اعیاد ملی مذهبی نیز سرنا و دهل نوازان بر فراز بامهای مناطق کردنشین خود همین مقام را در وقت سحر می نوازند

تنبورها در اندازه‌های مختلفی ساخته شده‌اند که بر اساس تحقیق محمدرضا درویشی، اندازهٔ کوچکترین و بزرگترین این سازها و اجزای کلی آن‌ها به این ترتیب است:
· طول کلی: ۸۷ ـ ۹۵٫۵ سانتی‌متر؛
· طول صفحه: ۳۴ ـ ۴۲ سانتی‌متر؛
· عرض صفحه: ۱۵٫۵ ـ ۲۰ سانتی‌متر؛
· عمق کاسه: ۱۳٫۲ ـ ۱۷ سانتی‌متر.
به طور کلی بلندی این ساز در نمونه‌های مختلف یکسان نیست و بدون در نظر گرفتن نمونه‌های استثناء ۸۵ تا ۹۰ سانتی‌متر می‌باشد و تشکیل شده‌است از:
· کاسه،
· دسته،
· صفحه،
· سیم گیر،
· خرک دسته،
· خرک صفحه،
· دو یا سه گوشی،
· دو یا سه سیم،
· ۱۳یا ۱۴ دستان،
· گلو/گلویی (در تنبورهای ترکه‌ای، کاسه را به دسته متصل می کند).
کاسه: همان قسمت پایین تنبور که خود دارای اشکال مختلفی است که بستگی به منطقه و سازنده خود دارد. کاسهٔ این ساز را عموماً از چوب توت می‌سازند که انتخاب نوع چوب، یعنی اینکه از چه جنس توتی باشد خود دارای نکاتی است. در گوران بیشتر سازها کاسهٔ یکپارچه دارند، اما در صحنه کاسهٔ اغلب سازها از هفت تا دَه ترکه ساخته شده‌اند.
دسته: قسمت انتهایی تنبور که به کاسه متصل است که در صدا تاثیر زیادی دارد.
صفحه: قسمت روی کاسه که دارای بافت ظریف می‌باشد، صفحهٔ نازکی است از چوب درخت گردو که بر روی دهانهٔ کاسه قرار می‌گیرد و در وسط و یا در کنار صفحه حدود هفت تا دوازده سوراخِ دو تا سه میلیمتری دارد تا موجب نرمی صدای تنبور شود. سوراخ روی صفحه بر صدای تنبور تاثیر بسزایی دارد.
دستان: سیزده تا چهارده دستان در تنبور وجود دارد که در محل‌های معیّن بر دسته بسته می‌شوند. به نظر اغلب نوازندگان مشهور، محل دستان‌ها ثابت است اما برخی نیز معتقدند که جای تعدادی از این دستان‌ها متغیر است.
خرک: خرک، قطعه چوبی کوچک و محکم از درخت شمشاد و گردوست که سیم بر آن سوار است، و بر روی صفحه با فاصلهٔ حدود ۵٫۳ تا ۷٫۴ سانتیمتر از سیم گیر قرار می گیرد. در برخی از سازهای جدید سیم گیر کار خرک را می‌کند.
سیم گیر: به قسمت انتهایی کاسه وصل است و سیم را به آن وصل می‌کند. سیم گیر از جنس استخوان یا چوب بوده در انتهای صفحه قرار دارد که تارها را بدان گره می‌زنند و تا انتهای دسته می‌کشند. در برخی از تنبورهای جدید، خرک کار سیم گیر را انجام می‌دهد.
گوشی: همان قطعات بالای تنبور را گوشی می‌گویند و از آن برای کوک کردن استفاده می‌کنند. دو تا سه گوشی (در تنبورهای نامتعارف تا پنج گوشی) از چوب بید وجود دارد. تنبور لانهٔ کوک (جعبهٔ گوشی‌ها) ندارد و گوشی‌هایش مستقیماً در سوراخ‌های ایجاد شده در انتهای دسته فرو می‌روند.
سیم گیر بالا: برجستگی پایین گوشی را می‌گویند که دارای شیارهایی است. شیطانک، که قطعه چوب یا استخوانی است با دو سه شیار که تارها از روی آن عبور داده شده به گوشی گره می‌خورند. شیطانک در حدود پانزده سانتیمتری ابتدای دسته تعبیه می‌شود.
پرده: نخ نازکی است که بر روی دسته بسته شده و فاصلهٔ هر دو دستان را یک پرده می‌گویند. تنبور از قدیم دارای دو سیم بوده که اکنون آن را از دو سیم به سه سیم ارتقا داده‌اند.
سیم: دو یا سه سیم، که سیم بالایی معمولاً جفتی است. این سیم‌ها از یک سو به سیم گیر و از سوی دیگر پس از عبور از روی خرک و شیطانک در انتهای دسته به دور گوشی‌ها پیچیده می‌شوند.
شیوه نواختن تنبور

در تنبورنوازی از پنج انگشت هر دست استفاده می‌شود. در شیوهٔ معمول نوازندگی، هر یک از انگشتان دست چپ روی یک خانه، چهار انگشت پیاپی روی نیم پرده، شست بین انگشت نشان و انگشت بزرگتر می‌نشیند و از انگشت شست برای سیمِ بم استفاده می‌شود. تنبورنوازی با مهارت، در نواختن ساز به صورت «افقی» نیست (همانطور که در ویولون کلاسیک غربی یا سیتار هندی رایج است)، بلکه با نواختن دقیق و ماهرانهٔ آرایه‌های صوتی، سونوریتهٔ (صدادهی) شفاف و سلاست جملات همراه با آرامش، بدون کشش عضلانی و عصبی و با دستیابی به تمرکز روحانی که نوازندهٔ حقیقی تنبور در طی آموزش‌های هنری و معنوی به دست آورده، معنی می‌شود.
مشخص‌ترین عوامل فنی در اجرا عبارت‌اند از: ضرب قوی با چهار انگشت، شُرِّ طولانی (غلتِ صدا)، شُرِّ ساده و نیز ضربات خاصی که گاه بعضی نوازندگان از مکاتب دیگر موسیقی ایرانی، مثل دو تارنوازی یا سه تارنوازی، اخذ می‌کنند.
در شیوهٔ استاد نورعلی الهی (متوفی ۱۳۵۳ش) این تأثیرپذیری‌ها از موسیقی اصیل شهری (سنّت ردیف دستگاهی) شنیده می‌شود. ولی در شیوهٔ استادان دیگر، نظیر سیدامراللّه شاه ابراهیمی (متوفی ۱۳۸۲ش)، سیدخلیل عالی نژاد (متوفی ۱۳۸۱ش) و علی اکبر مرادی (متولد ۱۳۲۷ش)، خصوصیات اصلی و قدیمی سنّت تنبورنوازی حتی الامکان حفظ می‌گردد. در برخی اجراهای موسیقی شهری، گروه نوازی تنبور به صورت تک صدا (یونیسون) دیده می‌شود که جدید و گونه‌ای بدعت گذاری است و به هر حال با سنّت اصلی و هنری تنبورنوازی، که مبتنی بر تک نوازی و بدیهه سرایی خلاق است، تفاوت و حتی تضاد دارد.
با این که تک نوازی را بهترین جلوهٔ هنری تنبورنوازی دانسته‌اند، نواختن سازهای دیگری، از قبیل دوزله و تنبک و دف و کمانچه، همراه تنبور در سنّت موسیقایی منطقهٔ کرمانشاه و کردستان، طبیعی و جا افتاده است. با این حال، مقام‌های تنبور مختص به خود آن است و مراد از «مقام» گاهی نشانهٔ ساختاری مقامی است که قادر است اشکال گوناگون و آهنگ‌های کمابیش ثابتی را تولید کند.
مقامهای تنبور:
 برخی از معروف‌ترین مقام‌ها عبارتند از: شیخ امیری، سَحَری، عابدینی، باباکاوسی، ساروخانی، چپی، طرز، قه طار (قطار)، شاه خوشین، جلو شاهی، فه تاح پاشایی (فتاح پاشایی) و هَل پَرِگه. برخی از آن‌ها اساساً برای تنبور ساخته و پرداخته شده و برخی دیگر از قطعاتی گرفته شده است که با سرنا یا سازی دیگر نواخته می‌شود

 



ارسال توسط بلوخین گرجی

اسلایدر

دانلود فیلم