موسیقی حماسی

موسیقی حماسی مازندران به زبان استاد علیرضا ولیزاده گرجی :

موسیقی حماسی:
 از نگاه اجتماعی در فرهنگ مازندران؛ جوانمردی، رشادت و جنگاوری، از ملاک های ارزش فردی و اجتماعی است، به طوری که پیروزی در میدان رقابت ها و یا پیروزی در مواجهه با حیوانات وحشی و هم چنین دفاع از حقوق و حریم خصوصی و قومی، نقل شب نشینی ها و مضمون اشعار محلی می شد. این حماسه ها؛ در سطح ارزشمند تر آن، منظومه ها و نغمه هایی را پدید آورد که  سینه به سینه برای غرور آفرینی و عبرت آموزی  به ما رسیده است.  
موسیقی حماسی مازندران را می توان به چند بخش اصلی؛ حماسی مذهبی، منظومه های حماسی عشقی، نمایش های پهلوانی و حماسی ملی  تقسیم کرد.
 
موسیقی حماسی مذهبی
تعزیه، بازتاب زندگی ائمه اطهار، از طریق شبیه خوانی نمایشی، عزاداری و روضه خوانی است که در جمع علاقمندان به  مناسبت سوگواری ها؛ به ویژه ایام ماه محرم و حماسه امام حسین (ع)، در بیشتر شهرها و روستاهای ایران، برگزار می شود.
تعزیه شامل  دو بخش  موسیقی آوازی و موسیقی سازی است که  مکاتب و سبک و شیوه های مختلف آوازی تعزیه خوانان، در مقام ها و  گوشه های  فراموش شده، تجلی می کند.
تعزیه خوانی، شامل: پیش خوانی، مناجات خوانی، خطابه ها و فرمان ها، بچه خوانی، با هم خوانی بچه خوان ها، تک خوانی ها و گفت و گوها، وداع و جدایی، فراق و سوگواری، نوای جبرییل و فرشتگان و جنیان، فرنگی خوانی،       قاصد خوانی، چاووش خوانی، خطبه خوانی، آواز مردگان و ارواح و... را می توان برشمرد.
اصطلاحات متن تعزیه عبارتند از: هل من مبارز، ای زمین کربلا، جنگ نامه خوانی، مرثیه خوانی، سوال و جواب، سرود خوانی، یتیم خوانی، لالایی خوانی، کفن پوشی یا کفن دوزی، نوای سیاه پوشی، چاووش خوانی، شهر شماری، بحرطویل و رجزخوانی و....
از متداول ترین سازهای تعزیه، میتوان از سازهای کوبه ای: شامل؛ طبل، دهل، سنج  و سازهای بادی، شامل؛ شیپور، نی، کرنا، سرنا  ترومپت پیستون دار، بوگل و قره نی،  نام برد
  موسیقی تعزیه خوانی و مرثیه خوانی، موسیقی بومی مازندران به شمار نمی آید و از نوع موسیقی سنتی ایران است منتها به لحاظ عجین شدن اعتقادات مذهبی با فرهنگ نواحی، به صورت فراگیر و خاص از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و جزو لاینفک فرهنگ نواحی به شمار می آید. تعزیه، عامل اصلی حفظ و استمرار موسیقی سنتی ایران است و این تعزیه بود که موسیقی ملی ایرانیان را از نابودی رهانید.

موسیقی  حماسی عشقی
این نوع ترکیب شعر و موسیقی در تقسیم بندی سرودها، در رده منظومه های حماسی است. سرایندگان، آن گونه که خواسته اند، آن را بازسازی و مطابق آرمان ها و خواسته هایشان؛ با دستمایه قراردادن رویدادها به وجود آورده اند.  منظومه های عشقی حماسی، انعکاسی از آمال جامعه و مردمی است که در دست یافتن به آرمان هایشان ناکام و دچار مشکل شده اند، تا جایی که بعضی از مؤلفان، در حماسی یا عشقی بودن این موسیقی، به دیدهٔ شک می نگرند.
اصیل ترین و قدیمی ترین موسیقی حماسی مردمان تبری زبان ساکن کوه ها و دشت ها، در دو بخش سازی و آوازی؛ از نظر ساختار نغمه و محتوا، دارای ارزش های والا و عبرت آموزی هستند که هر کدام، داستان های مربوط به خود را دارند و بازگو کننده گوشه ای از تاریخ اجتماعی مردم منطقه اند.
موسیقی حماسی که بیشتر؛ یک داستان عشقی را در دل خود دارد، حکایتی است از عشق و حماسه و ظلم و جور خوانین و حاکمان زورگوی وقت که چشم به اموال و ناموس رعیت شان داشتند و موجب تحریک غیرت و دادخواهی مردانی شدند که با نام  یاغی و طاغی، قهرمانان این داستان ها بودند. این نوع از موسیقی، بیشتر؛ در دوران ملوک الطوایفی قرن  اخیر شکل گرفته و مناطق مرکزی، غرب و شرق مازندران را دربر می گیرد.
از نظر تاریخی، موسیقی حماسی نواحی اقوام، با توجه به درگیری و منازعه اقوام و طوایف هم جوار در منطقه، شکل های متفاوتی به خود می گیرد، به گونه ای که قهرمان داستان قومی، در موسیقی قوم مقابل، یا دشمن، منفور جلوه می کند. در حالی که موسیقی در مناطق مختلف مازندران، با رویدادهای مشابه و آرمان های اجتماعی یکسان صورت پذیرفت که عموما منجر به مرگ ناجوانمردانه قهرمان داستان، توسط دولت مرکزی، همراه است.
«سوت» معمولا پس از مرگ این افراد و در رثای قهرمانی ها، سلحشوری ها و مبارزات شان سروده و خوانده می شوند. سوت از نظر معنا؛ همان شور و سرور است که در مازندران، اغلب مفاهیمی حماسی و ملی دارد.   
سوت ها؛ عموما الهام گرفته از زندگی عشقی و مبارزه های یاغیانی است که به خاطر ستم مضاعف دوران فئودالیسم، با زمین داران و ملاکان بزرگ و هم چنین نیروهای حکومت مرکزی، به مقابله برخاستند.
گرچه شماری از افرادی که اشعار رزمی و حماسی برای آنان سروده شد، از لحاظ شخصیت اجتماعی، چهره های نامطلوب و مخدوشی بودند و در مواقعی نیز به آزار مردم می پرداختند، ولی براساس سنت ها و ذهنیت قهرمان پرورانه بومیان منطقه، همین افراد؛ رفته رفته در ادبیات و فرهنگ عامه، به قهرمان تبدیل شدند و منظومه هایی در رثای آنان ساخته شد.
این منظومه ها؛ دارای منشاء تراژیک و لیریک است ولی به دلیل قهرمانی ها و مبارزات مداوم  با  والیان منطقه و در نهایت؛ نیروهای حکومت مرکزی، از نظر نغمه و شعر یکی از غنی ترین و بکر ترین موسیقی حماسی مازندران را شکل داده است؛ شخصیت های نامدار بومی  که کار نمایان و دلاوری و رشادتی کرده اند و در خاطره تاریخی مردم جای گرفته و به موسیقی فولکلور پیوسته و در شب نشینی ها و محافل، با شور و حال خوانده می شود.
از این میان می توان به؛ حسین خان، هژبرسلطون، حجت غلامی، رشید خان، آق ننه، عشقعلی یاغی، ممد جبه، جنگ گرجی، مم زمون، اکبر پهلوون و.... اشاره کرد.

•    «مم زمون» عیاری صاحب نام و مورد علاقه اهالی شرق مازندران بود که در مبارزه های نا برابر جان باخت و سوت به جا مانده از او، مربوط به اوایل پادشاهی ناصرالدین شاه قاجار است.
مم زمون عاشق دختر حاجی خان آقا، حاکم گلوگاه می شود اما پدر دختر، مخالف وصلت است و چون خود نمی تواند در برابر دو برادر پهلوان؛  کاری از پیش ببرد و از طرفی دختر نیز شبانه با مم زمون فرار کرده و به خانه او می رود، خان گلوگاه؛ به ناچار از ناصرالدین شاه تقاضای کمک می کند. شاه قجر، فرستاده اعزام می کند اما او نیز کاری از پیش نمی برد و در نهایت، با حیله گری حاجی خان آقا، پهلوان مم زمون از پای در می آید.

•    جنگ گرجی محله و قرا تپه
(چند بیتی از منظومه)
به جنگ قرا تپه در سال سی              به صحرا روان گشت گرجی بسی
     بر آمد چو آواز طبل و دهل             کشیدند صف میر علی و ید                          سر و پا همه غرق چوب و چماق            تو گویی که شد جنگ کرد وعرا                     به روی علم نقش بسته چنین           که ای مردمان تجاوز گزی                              اگر سر به سر تن به کشتن دهیم           مبادا که غاز چال به دشمن دهیم                  صف بیکرانی بیامد پدید                 دل دشمن از خوف او می تپید                        همه بی قرار و همه با شتاب            روانه شدند سوی دشت روداب                       بگو تا جوانان همه بی درنگ           بگیرند چوب و چماق و تفنگ                             به بازو بپیچند جمله نمد            به اطراف مچ ها ببندند شمد                                گهی از یسار و گهی از یمین            یورش آورید از هوا و زمین                                به یک باره گی حمله آغاز شد            عقاب شقاوت به پرواز شد

•    «مشدی» در فرهنگ و فولکلور مردم مازندران، جایگاه ویژه ای دارد و پس از هفتاد سال از مرگش، هنوز کسانی درباره ی او می نویسند.  
ننه چنتُم پلنگ ناره ناره             ننا ناجش دنه و چشم انتظاره                          ناگمُن کور کلاج پغوم بیورده              دِ تا نعش تنگه تِک کَهَرِ باره
                               پئیزه، جنگل تن زخم و زاره              کَهَر جان شِره کانده بهقراره
                                    پلورِ تنگه ی ببرِّ بئورین              تنی استاره امشو نادیاره
موسیقی پهلوانی
 آواها و نواهای  حماسی که همراه  رزم ها، حماسه ها، حرکات موزون نمایشی، پهلوانی ها و کشتی ها و ورزش های محلی؛ یک چوبه، دوچوبه، سه چوبه، چارچوبه، کشتی مقوم، ترکمونی، گورگه، روونی، شر و شور، اسب تاجنی و... است.
این نوع موسیقی، برای شور و حال و احساس رقابت و رزم آوری ها و آمادگی های بدنی، همراه با شادی و شعف است که به صورت یک سنت در مناطق مختلف مازندران به اجرا گذاشته می شود. این موسیقی؛ با حالتی بر انگیزنده و موجب احساس غرور است که به ورزشکاران؛ انرژی و قدرتی مضاعف می دهد  تا پیروزی در مقابل حریف نام آور را برای قوم و طایفه خود به همراه بیاورند. عموما؛ این موسیقی؛ با سرنا و دهل و دوسرکوتن، در قبل و هنگام نمایش های پهلوانی و رقابت ها نواخته شده و پس از پیروزی، نوای شادی را برای برندگان به همراه دارد.
    
موسیقی حماسی ملی
این موسیقی؛ با اشعار رزمی،  حماسی و ملی  که از رشادت ها، جنگاوری ها و جوانمردی های جوانان و سرداران و داوطلبان  غیور درعرصه جنگ تحمیلی حماسه آفریده اند، سخن می گوید و سرودهای ارزشمند ملی، هم چون؛ وطن، شهید، ایران و...  که  آکنده از غرور و غیرت ایرانی در عرصه ملی و جهانی در قالب موسیقی بومی، سنتی و کلاسیک، آثاری ماندگار شده اند، بر همگان  آشکار است و شهادت و پیروزی که به  چشم دیده ایم، برای نسل ها سرایش می کنیم.
با تشکــــــــــر از استاد ولیزاده گرجی

/ 0 نظر / 23 بازدید