شب یلدا در مازرون

 

شب یلدا  .. ((یلدا در مــــــــــــــــازرون))

ایرانیان تنها نخستین روز دی ماه، یعنی درازترین شب اول زمستان که ( شب یلدا، آخرین شب پاییز، پایان قوس، آغاز جدی ) است، را جشن می‌گیرند. در اصطلاح قدیم، شب اول زمستان را شب چله می‌گویند. مردم، زمستان را در حقیقت دوماه یا دوبخش می‌دانند که 40روز اول را چله بزرگ و 40 روز آخر را که مصادف با جشن سده است، چله کوچک می‌نامند.جشن تنها شب نخستین روز دی ماه، یا شب یلدا، را جشن می گیرند.  یعنی آخرین شب پائیز، نخستین شب زمستان، پایان قوس، آغاز جدی و درازترین شب سال.

واژه یلدا سریانی و به معنی ولادت است. ولادت خورشید ( مهر، میترا ) و رومیان آن را ناتالیس انویکتوس یعنی روز تولد ( مهر ) شکست ناپذیر نامند.

بنابر باور پیشینیان، در پایان این شب دراز، که اهریمنی و نامبارکش می دانستند ( و می دانند )، تاریکی شکست می خورد، روشنایی پیروز و خورشید زاده می شود و روزها رو به بلندی می نهد،

انگیزه های پایدار ماندن این جشن را می توان، از جمله بدین گونه برشمرد :

1- شب زایش خورشید ( مهر ) است، از باورهای دینی کهن.

2 - بلند ترین شب سال، یعنی طولانی ترین تاریکی است، نشانهً اهریمنی شبی شوم و ناخوشایند که از فردا به کوتاهی می گراید.

3 -پایان برداشت محصول صیفی و آغاز فصل استراحت در جامعهً کشاورزی است. همهً قشرها و گروههایی که از فراورده های کشاورزی و تلاش کشاورزان بهره مندند، در جشن نخستین روز دی ماه و برداشت محصول، در شگون و شادی کشاورزان شرکت می کنن

مراسم چله شو ( شبِ چله ) یا شب چله ( شب یلدا ) در آخرین شب آذر ماه برگزار می شود. در گذشته ، در این شب مانند « تیرماه سیزه شو ( سیزدهم تیرماه تبری = برابر با دوازدهم آبان ) شیرینی های محلی « پشت زیک = شیرینی کنجد » ، « ماکِلمه = شیرینی برنجک » - غیر از پیس گنده ( آمیزه ای از آرد برنج ، گردو و شکر که ویژه ی جشن تیر ماه سیزّه بود) - آماده می شد.

 آن شب نیز شام برنج با گوشت خروس بود ، اما در سال های پسین ، اردک ، غاز، بوقلمون ، ماهی ( به ویژه ماهی سفید شکم پهلو ) به آن اضافه شد.

میوه های فصل ، انواع تنقلات ، بویژه هندوانه ، انار، خربزه تا این شب نگه داری می شد و سفره ی چله شو را رنگین می کرد و اکنون نیز بر سر سفره ها دیده می شود.

در گذشته هندوانه و خربزه را در اتاق مهمانی یا « کرتلار » = بهار خواب و یا در انباری – که خنک تر بود - به اصطلاح « بنده » می کردند ؛ یعنی ، آنها را با بندی به سقف آویزان می کردند تا سالم باقی بماند.

بنده کردن به ویژه هندوانه رسمی معمول بود که از تابستان - هنگام رسیدن هندوانه - آغاز می شد. ( در تابستان برای سرد شدن هندوانه آن را ساعت ها با ریسمان و بندک داخل چاه نگه می داشتند. )

 در چله شو – که معمولاً جشنی خانوادگی بود و هست – دور هم گرد می آمدند و به خواندن امیری یا تبری ، شعر و فال حافظ می پرداختند.

 خانواده های فامیل این شب را تا صبح به هم می رساندند و بر این باور بودند که هر کس در این شب بخوابد، در آن سال روزی و درآمدش کم می شود. هم چنین باور داشتند که در این شب آب ها یک لحظه از حرکت و جریان باز می ایستد و ساکن می شود.

 اکنون این جشن به گونه ی جشن خانوادگی ، همچنان برگزار می شود. نشستن فامیلان گرد هم و در پسینِ این سال ها ، دوستان در این شب به جشنی متناسب با فضا و فرهنگ امروزه تبدیل شده است.

 از عناصر باقی مانده از دوران گذشته ، فالِ حافظ است که همچنان باقی مانده است. البته سابقه ی این جشن به هزاران سال و به روزگاری که آیینِ مهر رواج داشت بر می گردد و طبعاً خواندن شعرِ حافظ و فال گرفتن رسمی به نسبت متأخر است .

 « یلدا و مراسمی که در نخستین شب زمستان و بلندترین شب سال بر پا می کنند ، سابقه ای دراز داشته ، مربوط می شود به ایزد مهر ... این رسوم ویژه ی آریایی هاست و به خصوص پیروان آیین مهر، هزاران سال است آن را در ایران زمین بر پای می دارند.

شب یلدا ، شب زایش و تولد مهر است که به یادگار آن جشن برگزار می شد. ریشه ی این باور و اعتقاد بر می گردد به گاه شماری و اندیشه هایی که ایرانیان مهری دین از آن داشتند .... مردم عهود دور و گذشته ، که پایه ی زندگی شان بر کشاورزی- چوپانی قرار داشت و در طول سال ، با سپری شدن فصول و تضادهای طبیغی خوی داشتند ، بر اثر تجربه و گذشتِ زمان با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت حرکت و قرار ستارگان آشنایی یافته ، کارها و فعالیت ها شان را بر اثر آن تنظیم می کردند ».

 « چلّه شو » آغاز چله ی بزرگ است؛ چله ی بزرگ ( گت چله Gat-e-celle ) از یکم دی تا دهم بهمن است و چله ی کوچک ( خُرد چلّه ، پیرزنا چله ، پیرزناکش = چله ی پیرزن ، پیرزن کش ) از دهم بهمن تا آخر بهمن ماه ادامه دارد.

ضرب المثلی مازندرانی می گوید : بزک نمیر بهاره/ بهار اینه ، گته چتی نمیرم شروینه ما/ شهر بنو ما دنباله/ دنبال اینه : Bezek namir bahare / bahar ine, gete ceti namiram sarvin-e ma/ sar benu ma denbale/ denbal ina: ( بزک نمیر بهاره / بهار می آید ، گفت چگونه نمیرم که ماه شهریور ( = برابر با دی ماه ) دنباله / به دنبال می آید ) .

 اما باور مردم منطقه بر این است که چله ی کوچک ( از دهم بهمن تا یکم اسفند ، هر چند برخی چله ی کوچک را از دهم بهمن تا بیستم اسفند می دانند ) از چله ی بزرگ سردتر است؛ به همین دلیل آن را چله ی پیرزن کش ( بخاطر افزونی سرما ) می نامند.

خرد چله ( چله ی کوچک ) در «میر ماه » مازندرانی ( = برابر با بهمن ماه ) قرار دارد ، روز شانزدهم آن را – که « مهر روز » نام دارد – « هشت هشت » می گویند . در این ماه سرما هر چه بیشتر افزونی می گیرد.

 « پس اول دی ، به مناسبت آن که تجدید حیات مهر یا خورشید است به نام یلدا ، یعنی « تولد » مشهور شده و جشن گرفته می شده است . اما آغاز دی ماه جشن بزرگ دیگری نیز بود ، [ که ] هرگاه نام روز و نام ماه با هم تلاقی و برخورد می کرد ، آن روز را جشن می گرفتند . دَزوَ Dazva در اوستا به معنی آفریدگار و خداوند و دَدو Dadu در پهلوی نیز شکل تغییر یافته ی همین واژه است.

ماه دی ( دی نیز شکل فارسی جدید دَدوی پهلوی است ) نیز نخستین روزش به نام آفریدگار نامزد است ، پس جشنی بوده ... [ بدین مناسبت ] در روزگار گذشته این روز را « خور روز » یعنی روز خورشید نیز می گفتند و بعدآً به خرم روز موسوم گشت که جشنی از جشن های ایران کهن بود .

 این ها همه دلالت بر تقدس و ارج و بزرگی این روز دارد که روزِ خورشید است ، روز تولد خورشیدِ شکست ناپذیر است.

 ابوریحان می گوید : « دی ماه و آن را خور ماه نیز می گویند . نخستین روز آن خرم روز ( = خُرَه روز ) است و این روز و این ماه هر دو به خدای بزرگ است...

 در حقیقت جشن زادن خورشید ( مهر ، میترا ) جشن پیروزی این عنصر رهایی بخش از اهریمن سیاهی بود که با آغاز دراز شدن روز از تاریکی شب کاسته می شد..  

شب یلدا هم شب یلداهای قدیم!

نمیدونم شما هم با من هم نظری یا نه؟ به قول معروف شب یلدا هم شب یلداهای قدیم. من حس میکنم رسم و رسوم قدیمی الان بیشتر جنبه فانتزی پیدا کرده. گمونم دلیل اصلی این وضع، ماشینی شدن زندگی ما آدما باشه. شاید اگه همین الان چشامونو می بستیم و به همون سالها سفر می کردیم و می رفتیم اون خونه های قدیمی رو شوفاژکشی می کردیم. بعدش هم یه دونه تلویزیون رو صندوقچه کنار اتاقشون می گذاشتیم. همین قدیمی ها هم از دور کرسی منقلی گرمشون می پریدند جلوی تلویزیون و بیخیال فال حافظ و قصه های هزار و یک شب می شدند و می نشستند فیلمها و سریالهای رنگارنگ اونو می دیدند و تخمه می شکستند!! ولی باز جای شکرش باقیه که شب یلدا حداقل بهونه ای میشه که خونواده ها تا پاسی از شب دور هم جمع بشند و دیداری تازه کنند. شکر!

 

.

 

 

/ 0 نظر / 12 بازدید